تکیه بر دیوار شکسته؛ چرا روسیه منجی خودروسازی ایران نخواهد بود؟

خودروسازی روسیه
خودروسازی روسیه

در شرایطی که آمریکا برای افزایش فشارهای اقتصادی بر ایران اقدام به محاصره دریایی کرده است، برخی کارشناسان معتقدند می‌توان از مرزهای شمالی کشور استفاده کرد. در مقابل، برخی دیگر این اقدام را تکیه بر دیوار شکسته می‌دانند. اما چرا روسیه منجی خودروسازی ایران نخواهد بود؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در حالی که سایه محاصره دریایی و انسداد مسیرهای سنتی ورود قطعات بر جاده‌مخصوص سنگینی می‌کند، بار دیگر زمزمه‌های «چرخش به شمال» به‌عنوان تنها راه بقای صنعت خودرو به گوش می‌رسد. اما آیا واقعاً می‌توان روی روسیه به‌عنوان تکیه‌گاهی مطمئن حساب کرد؟ نگاهی به کارنامه مسکو و واقعیت‌های روی زمین نشان می‌دهد که دل بستن به کمک‌های خودرویی روسیه، بیش از آن‌که یک استراتژی اقتصادی باشد، یک توهم استراتژیک است که می‌تواند به قیمت نابودی باقی‌مانده این صنعت تمام شود.

میراث بدعهدی؛ از رنو تا لادا

تاریخ بهترین گواه برای سنجش اعتبار شرکای بین‌المللی است. زمانی که در اواخر دهه ۹۰، صنعت خودروی ایران مستقیماً تحت شدیدترین تحریم‌های آمریکا قرار گرفت، روسیه نه‌تنها گرهی از کار ایران نگشود، بلکه کوچک‌ترین حرکت مؤثری برای پر کردن خلأ شرکای غربی انجام نداد. در آن مقطع، روس‌ها که خود تحت فشار کم‌تری بودند، ترجیح دادند منافع خود را در همکاری با برندهای اروپایی و آمریکایی تعریف کنند و ایران را در میانه بحران نقدینگی و قطعه تنها بگذارند. چرا باید باور کرد کشوری که در زمان صلح و ثبات نسبی حاضر به ریسک نشد، اکنون در میانه شعله‌های جنگ خود، منجی دیگران باشد؟

روسیه؛ خودروسازی در اتاق احیا

نکته طنزآمیز ماجرا این‌جاست که خود روسیه پس از آغاز جنگ اوکراین و خروج غول‌هایی مانند رنو، فولکس‌واگن و نیسان، با بحران هویتی و تکنولوژیک در صنعت خودرو روبه‌رو شد. خودروسازی روسیه امروز بیش از هر زمان دیگری به تنفس مصنوعی چینی‌ها وابسته است؛ از برند مسکویچ که در واقع محصولات ری‌بج‌شده JAC چین است تا خطوط تولید لادا که برای تأمین ساده‌ترین قطعات الکترونیکی با چالش روبه‌روست. کشوری که خود برای بقای صنعتی‌اش به پکن متکی است، چگونه می‌تواند مواد اولیه و قطعات های‌تک مورد نیاز ایران را در شرایط محاصره دریایی تأمین کند؟ روسیه در بهترین حالت، تنها می‌تواند واسطه‌ای برای عبور قطعات چینی باشد، آن هم با هزینه‌ای گزاف و در زمان‌هایی که با منافع لحظه‌ای‌اش تضاد نداشته باشد.

معامله‌گری با دارایی‌های ایران

تجربه نشان داده است که کرملین هرگاه میان منافع استراتژیک با ایران و منافع مالی با رقبای منطقه‌ای ایران مخیر شده، بدون تردید گزینه دوم را برگزیده است. همراهی مکرر روسیه با بیانیه‌های شورای همکاری خلیج فارس در خصوص «جزایر سه‌گانه» و زیر سؤال بردن حاکمیت ملی ایران، داغی است که بر پیشانی دیپلماسی اتکا به شرق مانده است. ضمن این‌که در تحلیل‌های نظامی-سیاسی به‌وضوح دیده می‌شود که روسیه از درگیری ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی استقبال می‌کند، چراکه این جنگ، تمرکز و منابع ناتو را از جبهه اوکراین منحرف کرده و فشار را از روی مسکو برمی‌دارد. در چنین شطرنجی، یک ایران درگیر و محاصره‌شده، برای روسیه مفیدتر از یک ایران صنعتی و مستقل است.

اتحاد با روسیه؛ شمشیری دولبه

این ادعا که «روسیه اکنون درگیر جنگ است و به متحد نیاز دارد» یک شمشیر دولبه است. درست است که نیاز روسیه به مسیرهای ترانزیتی ایران (کریدور شمال-جنوب) افزایش یافته، اما همین درگیری باعث شده است تمام منابع تولیدی و ارزی این کشور در خدمت ماشین جنگی قرار گیرد. در منطق اقتصاد جنگی روسیه، فولاد و ریزپردازنده‌ها به تانک و پهپاد تبدیل می‌شوند، نه قطعات خودرو برای صادرات به جاده‌مخصوص.

در واقع، اعتماد به روسیه در صنعت خودرو به معنای وابستگی به شریکی است که نشان داده در بزنگاه‌های تاریخی، منافع ملی خود را حتا به قیمت نادیده گرفتن منافع متحدان‌اش تعریف می‌کند. در شرایط محاصره دریایی، روسیه نه یک راه نجات، بلکه یک تنگنای جدید خواهد بود که از استیصال ایران برای دریافت امتیازات بیش‌تر در حوزه‌های انرژی و ترانزیت بهره‌برداری می‌کند. جاده‌مخصوص اگر می‌خواهد از محاصره خارج شود، باید به‌جای تکیه بر دیوار شکسته کرملین، به فکر تنوع‌بخشی به مسیرهای تأمین و احیای توان داخلی باشد. روسیه منجی نخواهد بود؛ او تنها تماشاگری است که از سوختن مهره‌های دیگران برای گرم کردن اجاق خود استفاده می‌کند.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.