خودرو در مسلخ پترودلارها؛ واکاوی نفرین نفت در جاده مخصوص

به جرئت میتوان گفت خودرو سیاسیترین کالای صنعتی امروز ایران است که نبض آن در بشکههای نفت میزند. این جمله نه یک استعاره، بلکه توصیفی دقیق از واقعیتی است که بر این صنعت سایه افکنده، و آن را به ابزاری برای ایجاد رضایت و سکوت مصنوعی در جامعه بدل کرده است. به بیان سادهتر، خودرو در مسلخ پترودلارها قربانی شده است و جاده مخصوص نیز دچار نفرین نفت.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در تلاطمهای سیاسی و اقتصادی ایران هیچ پدیدهای به اندازه صنعت خودرو نتوانسته است عمق وابستگی ساختاری را به درآمدهای فسیلی عیان کند. واقعیت تلخ این است که در ایران، خودرو سیاسیترین کالای صنعتی است که نبض آن در بشکههای نفت میزند. این صنعت نه بر پایه مزیتهای رقابتی یا نوآوریهای مهندسی، بلکه بر بستری از نفرین نفت بنا شده است که در آن، پترودلارهای تزریقی، ماهیت اقتصادی و صنعتی تولید را به نفع اهداف ابزاری و سیاسی مصادره کردهاند.
نفت پوشش ناکارآمدی مدیریتی
نفرین نفت در صنعت خودرو زمانی آغاز شد که درآمدهای حاصل از فروش انرژی، به جای آنکه محرک توسعه زیرساختهای دانشبنیان باشد، به ابزاری برای تزریق نقدینگی و پوشش ناکارآمدیهای مدیریتی بدل شد. تزریق بیرویه پترودلارها به بهانههای گوناگون از داخلیسازیهای نمایشی گرفته تا تثبیت تصنعی بازار باعث شده است نگاه به خودروسازی از یک بنگاه اقتصادی ارزآور به یک ابزار سیاسی برای توزیع رانت و مدیریت جزیره ای تقلیل یابد. در این ساختار، خودرو دیگر محصولی نیست که برای رقابت در بازارهای جهانی تولید شود، بلکه ظرفی است برای بلعیدن دلارهای نفتی و تبدیل آنها به کالایی که تنها وظیفهاش، حفظ لرزان تعادل در اقتصاد سیاسی کشور است.
خودرو گروگان نفت
این روزها نیز در حالیکه منطقه خاورمیانه در حساسترین پیچ تاریخی خود قرار دارد و سایه تنشهای نظامی و ژئوپلیتیک بر سر بشکههای نفت سنگینی میکند، این وابستگی بیش از هر زمان دیگری خودنمایی میکند. وقتی امنیت انرژی و جریان نفت در منطقه با تهدید مواجه میشود، ضربان قلب صنعت خودرو نیز به شماره میافتد، چراکه این صنعت گروگانی است که حیاتاش به جریان مستمر پترودلارها گره خورده است. در چنین شرایطی، خودرو نه یک کالای مصرفی تسهیلاتی، بلکه یک پناهگاه امینت دارایی است. پترودلارهای تزریقی با برهم زدن توازن عرضه و تقاضا و ایجاد بازاری انحصاری، خودرو را به تنها مفری تبدیل کردهاند که سرمایههای خرد مردم در آن از گزند سقوط ارزش پول ملی در امان بماند.
خودرو بهمثابه ذخیره ارزی
تقلیل دادن جایگاه صنعت خودرو به یک ابزار سیاسی، باعث شده است این کالا به جای آنکه در جادهها جاری باشد، در پارکینگها به عنوان ذخیره ارزی حبس شود. این حبس سرمایه، نتیجه مستقیم نگاهی است که گمان میکند با تکیه بر ثروت نفتی میتوان صنعتی را به صورت گلخانهای حفظ کرد. حقیقت آن است که تا وقتی نبض این صنعت در بشکههای نفت میتپد، هر تکانی در بازارهای جهانی انرژی یا هر تنشی در جغرافیای سیاسی منطقه، مستقیماً به آشفتگی در بازار خودرو ترجمه خواهد شد.
فقدان نگاه صنعتی مستقل
بحران امروز بازار خودرو، ریشه در فقدان نگاه صنعتی مستقل دارد. خودرو در ایران گرفتار در زنجیر پترودلارهاست؛ زنجیری که اجازه نمیدهد این صنعت به بلوغ برسد و از زیر سایه سیاست خارج شود. تا زمانی که این نگاه ابزاری حاکم باشد و نفت به عنوان خون حیاتی به رگهای فرسوده این صنعت تزریق شود، خودرو همچنان نه به عنوان نماد توسعه، بلکه به عنوان شاخصی از نفرین منابع و گروگانی در دست نوسانهای سیاسی باقی خواهد ماند. برای نجات این صنعت باید ابتدا فرمان آن را از چنگال بشکههای نفت و دیدگاه امنیتی رها کرد.



دیدگاه ها