خودروسازی ایران در جنگ؛ ققنوس در آتش یا مرگ در اثر تحریم و ترکش؟

سنگینی بار ابرچالشهای بهجا مانده از سالهای اخیر و مواجهه با شرایط حاصل از تهاجم به کشور و هدف قرار گرفتن زیرساختهای موردنیاز خودروسازی، پرسشهای زیادی را درباره آینده این صنعت ایجاد کرده است. آیا میتوان این صنعت را ققنوس در آتش دانست یا باید شاهد مرگ آن در اثر تحریم و ترکش بود؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، استعاره «ققنوس» برای صنعت خودروی ایران همواره ترکیبی از تمنا و تردید بوده است. پرندهای افسانهای که از میان خاکستر خود برمیخیزد، تصویری است که در دورههای مختلفِ بحران برای این صنعت ترسیم شده است. اما در سال ۱۴۰۵، آتش این کوره تندتر از همیشه است. تلاقی تحریمهای فلجکننده بینالمللی با اصابت ترکشهای مستقیم جنگ به زیرساختهای انرژی و تولیدی، این پرسش بنیادین را پیش میکشد: آیا خودروسازی ایران ظرفیت تولد دوباره را دارد یا این بار شعلههای بحران، این کالبد نحیف را برای همیشه خاکستر خواهد کرد؟
ققنوس در جاده مخصوص
برای آنکه صنعتی بتواند مانند ققنوس از میان آتش برخیزد، به دو بال اساسی نیاز دارد: «انعطافپذیری ساختاری» و «ذخیره تکنولوژیک». واقعیت تلخ این است که خودروسازی ایران در سال ۱۴۰۵، به دلیل دههها اقتصاد دستوری و مدیریت رانتی، از هر دو بال محروم است. در شرایط جنگی، وقتی شریانهای اصلی مانند فولادسازان و پتروشیمیها هدف قرار میگیرند، تابآوری صنعت خودرو به حداقل میرسد. ققنوس زمانی برمیخیزد که هستهای سخت و مقاوم داشته باشد، اما خودروسازی کشور سالهاست با تنفس مصنوعی زنده مانده است. در فضای جنگی نیز دولت دیگر توان پمپاژ مستمر نقدینگی را ندارد.
قربانی تحریم و ترکش
اگر تنشها به همین منوال افزایش یابد و زیرساختهای تأمین قطعات حساس الکترونیکی که به دلیل محاصره دریایی و تحریمهای مستقیم قفل شدهاند باز نشوند، خودروسازی به سمت توقف تولید حرکت خواهد کرد. در این سناریو، صنعت خودرو نه یک تولیدکننده، بلکه به باری اضافی بر دوش اقتصاد جنگی تبدیل میشود. وقتی اولویت کشور تأمین نان، دارو و تجهیزات حیاتی است، تخصیص ارز به صنعتی که محصولاتاش مصرف سوخت بالا دارند و کیفیت آنها در تلاطم بحران نزول کرده است، توجیهپذیر نخواهد بود. وخامت بیشتر اوضاع میتواند جاده مخصوص را به مجموعهای از سولههای متروکه تبدیل کند که قربانی همزمانِ خطاهای مدیریتی داخلی و اصابت مستقیم بحران خارجی شدهاند.
چگونه میتوان از خاکستر برخاست؟
با این حال، برخاستن ققنوسوار ناممکن نیست، اما مشروط به یک «جراحی بدون بیهوشی» است. اگر خودروسازی ایران بخواهد از دل این آتش زنده بیرون بیاید، باید از مدل تیراژمحور دولتی فاصله بگیرد و به سمت ساختاری چابک، رقابتی و متکی بر توان بخش خصوصی حرکت کند.
واقعیت این است که خودروسازی ایران در سال ۱۴۰۵ بیش از آنکه شبیه ققنوس باشد، شبیه سربازی خسته است که با زخمهای قدیمیِ بدهی و قیمتگذاری دستوری، اکنون باید زیر باران ترکشها نیز بدود. این صنعت با ساختار فعلی، توان دوام آوردن در یک جنگ فرسایشی را ندارد و به احتمال زیاد آسیب جدی خواهد دید. اما اگر خاکستر این صنعت با جسارتِ حذف مدیریت دولتی و میدان دادن به بخش خصوصی ترکیب شود، شاید بتوان شاهد برخاستن دوباره آن بود؛ صنعتی که نه بر پایه رانت، بلکه بر پایه بقا شکل گرفته است. در غیر این صورت، شعلههای سال ۱۴۰۵ میتواند پایانبخش افسانه جاده مخصوص باشد.





دیدگاه ها