بهای سنگین مدیریت دستوری؛ محاصره چهارجانبه و آینده غبارآلود جاده‌مخصوص

صنعت خودرو
صنعت خودرو

جنگ رمضان تمام نگاه‌ها و حواس را به خود جلب کرده است و دیگر کم‌تر به مشکلات ساختاری و دردها و زخم‌های کهنه خودروسازی اشاره و پرداخته می‌شود. اما وضعیت امروز این صنعت تنها متوجه این جنگ نیست، بلکه بهای سنگین مدیریت دستوری سالیان دراز گذشته است؛ مدیریتی که به محاصره چهارجانبه و آینده غبارآلود جاده‌مخصوص منجر شده است.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، صنعت خودروسازی ایران، هرچند این روزها در تنش‌های سیاسی و جنگ گرفتار شده است، اما با این وجود بیش از آن‌که از تحریم‌های خارجی زخم خورده باشد، در حال احتضار زیر سایه سنگین «مدیریت دستوری» است. جاده‌مخصوص که روزگاری نماد امید به صنعتی‌سازی کشور بود، اکنون به محاصره‌ای درآمده که چهار ضلع آن نه توسط رقبای خارجی، بلکه توسط سیاست‌گذاری‌های غلط داخلی چیده شده است.

ضلع اول: نقدینگی در کما و قفل‌شدگی منابع

اولین بازوی این محاصره، خشکیدگی منابع مالی است. سیاست‌های پولی انقباضی در کنار بدهی‌های انباشته دولتی به زنجیره تأمین، نقدینگی را در این صنعت به مرز کما رسانده است. خودروسازی که باید هزینه‌های جاری، حقوق هزاران کارگر و مطالبات قطعه‌سازان را بپردازد، با درهای بسته بانک‌ها روبه‌روست. این وضعیت، زنجیره تولید را به یک ایست قلبی نزدیک کرده است؛ جایی که حتا برای خرید ساده‌ترین قطعات داخلی نیز رمقی در صندوق شرکت‌ها باقی نمانده است.

ضلع دوم: تنگنای ارزی؛ وعده‌هایی که نقد نشد

در حالی که ویترین رسانه‌ها پر از وعده واردات و نوسازی بود، واقعیت پشت پرده از یک قحطی ارزی حکایت می‌کند. خودروسازان برای تأمین قطعات کلیدی، منفصل (CKD)، های‌تک و مواد اولیه‌ای که تولید داخل ندارند، در صف‌های فرسایشی بانک مرکزی گرفتار شده‌اند. تخصیص ارز، به‌جای آن‌که تابعی از نیاز تولید باشد، به گروگان تنش‌های سیاسی و اولویت‌های نظامی-امنیتی درآمده است. این تنگنا عملاً امکان برنامه‌ریزی را از مدیران سلب کرده و تولید را به فرآیندی تصادفی و وابسته به گشایش‌های قطره‌چکانی تبدیل کرده است.

ضلع سوم: انفجار هزینه‌ها در تله قیمت‌گذاری

ضلع سوم این محاصره، پارادوکس مهلکی است که مدیریت دستوری خلق کرده است. از یک سو، نهاده‌های تولید مانند فولاد، آهن، آلومینیوم، پتروشیمی، مس و… با نرخ‌های جهانی و تورم داخلی به خودروساز تحمیل می‌شوند، از سوی دیگر، قیمت محصول نهایی در اسارت شورای رقابت و نهادهای قیمت‌گذار باقی مانده است. این لبه‌های قیچی، حاشیه سود را نه‌تنها به صفر، بلکه به تولید زیان تبدیل کرده‌اند. هر خودرویی که در این شرایط تولید می‌شود، زخمی جدید بر پیکره ترازنامه‌های مالی جاده‌مخصوص است.

ضلع چهارم: آینده غبارآلود در سایه تهدید

سخت‌ترین بخش این محاصره، ابهام مطلق است. در سال ۱۴۰۵، هیچ مدیری نمی‌داند فردا صبح با چه نرخ ارزی، چه میزان تنش مرزی و چه بخش‌نامه جدیدی روبه‌رو خواهد شد. غبار ناشی از درگیری‌های منطقه‌ای و بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌های کلان، افق دید را در جاده‌مخصوص به صفر رسانده است. در چنین فضایی، نه سرمایه‌گذار جدید جرئت ورود دارد و نه سرمایه‌گذار قدیمی انگیزه‌ای برای توسعه؛ نتیجه، چیزی جز درجا زدن در مسیر انقراض نیست.

لزوم شکستن حصار

البته بهای سنگین مدیریت دستوری تنها بدهی‌های میلیاردی نیست، بلکه نابودی اعتماد عمومی و ویرانی زیرساخت‌های صنعتی است که طی دهه‌ها ساخته شده است. محاصره چهارجانبه جاده‌مخصوص نشان می‌دهد که اقتصاد بخش‌نامه‌ای در برابر واقعیت‌های سخت بازار و بحران‌های سیاسی کارایی ندارد. اگر امروز برای آزادسازی زنجیره تولید از غل‌وزنجیر قیمت‌گذاری دستوری و تسهیل جریان ارزی اقدام نشود، فردا برای هر جراحی اقتصادی دیر خواهد بود. جاده‌مخصوص به‌جای آن‌که جاده‌ای به سوی توسعه باشد، در حال تبدیل شدن به بن‌بستی است که جز ویرانی صنعت خودروسازی ملی پایانی نخواهد داشت.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.