اقتصاد انتظار؛ بزرگترین بحران این روزهای بازار خودرو

بازار خودرو این روزها بیش از آنکه از واقعیتهای اقتصادی اثر بپذیرد، اسیر آیندهای نامعلوم است. توقف موقت تنشهای نظامی نیز نتوانسته است این بلاتکلیفی را از بین ببرد؛ بازاری که در فضای نااطمینانی، نه قدرت تصمیمگیری دارد و نه توان بازگشت به آرامش. در واقع، اقتصاد انتظار بزرگترین بحران این روزهای بازار خودرو شده است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، آتش در میدان نبرد فعلاً خاموش شده، اما التهاب هنوز از بازار خودرو رخت برنبسته است. توقف درگیری نظامی میان ایران و آمریکا زمانی میتوانست به بازگشت آرامش اقتصادی منجر شود که چشمانداز روشنی از آینده وجود داشته باشد؛ حال آنکه تداوم موضعگیریهای تند و احتمال از سرگیری تنش، فعالان بازار را در موقعیتی قرار داده است که نه میتوانند به آینده امیدوار باشند و نه خود را برای بحرانی تازه آماده کنند. نتیجه این وضعیت، بازاری است که بیش از هر زمان دیگری اسیر «انتظار» شده است.
بازار خودرو در ایران سالهاست بیش از آنکه از قواعد تولید، عرضه و تقاضا تبعیت کند، به سیگنالهای سیاسی واکنش نشان میدهد. هر خبر از مذاکره، قیمتها را به سمت عقب میراند و هر نشانهای از افزایش تنش، انتظارات تورمی را دوباره زنده میکند. اکنون نیز مسئله اصلی، وقوع جنگ نیست، بلکه نامعلوم بودن آینده است. این نااطمینانی، تصمیمگیری را از همه بازیگران بازار گرفته است.
خریدار خرید را به تعویق میاندازد، زیرا احتمال میدهد شرایط تغییر کند. فروشنده نیز حاضر نیست با اطمینان قیمتگذاری کند، چون نمیداند چند روز بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. واردکننده درباره ثبت سفارش مردد است، قطعهساز برای تأمین مواد اولیه با احتیاط عمل میکند و خودروساز نیز نمیتواند تصویری روشن از هزینههای پیشرو داشته باشد. در چنین شرایطی، رکود معاملاتی پدیدهای طبیعی است؛ رکودی که نه از کاهش تقاضا، بلکه از ترس تصمیمگیری ناشی میشود.
آنچه امروز بازار خودرو را تهدید میکند، تنها احتمال بازگشت درگیری نیست، بلکه شکنندگی اقتصادی است که هنوز نتوانسته خود را از وابستگی به تحولات سیاسی نجات دهد. اگر بازاری با هر خبر دیپلماتیک یا امنیتی مسیر خود را تغییر میدهد، مشکل فقط در سیاست خارجی نیست؛ بخشی از ریشه این وضعیت به سیاستگذاریهای داخلی بازمیگردد. سالها قیمتگذاری دستوری، محدودیت واردات، نبود رقابت، بیثباتی ارزی و تصمیمهای مقطعی، بازاری ساخته که کوچکترین شوک بیرونی میتواند تعادل آن را بر هم بزند.
هزینه این وضعیت فقط افزایش یا کاهش قیمت خودرو نیست. خسارت واقعی، از بین رفتن امکان برنامهریزی است. اقتصادی که آینده آن در هالهای از ابهام قرار دارد، سرمایه را به حاشیه میراند، تولید را محتاط میکند و مصرفکننده را به تماشاگر تبدیل میسازد. در چنین بازاری، همه منتظرند؛ اما هیچکس نمیداند دقیقاً در انتظار چه چیزی است.
بازار خودرو امروز بیش از هر چیز قربانی نااطمینانی است. تا زمانی که چشمانداز سیاسی و اقتصادی به ثبات نرسد و تصمیمهای کلان قابلیت پیشبینی پیدا نکند، نه رکود پایان خواهد یافت و نه اعتماد به بازار بازخواهد گشت. شاید گلولهای شلیک نشود، اما ترس از شلیک دوباره، برای متوقف کردن حرکت این بازار کافی است.





شاید اصلیترین گزینه راحتطلبی شرکتهای ایرانی است که میخواهند نابرده رنج، گنج ببرند. شرکتهای چینی چه در حوزه گوشی همراه و ۵g و چه خودرو یا هر مورد دیگر نظیر هوش مصنوعی با آمریکا به مشکل برخوردند ولی بهجای ایرانیها دنبال جایگزین افتادند نه اینکه دل به مذاکره با آمریکا خوش کنند. اگر خودروسازان ایرانی به تفاهم میرسیدند میتوانستند تولید مشترک انجام دهند و دیگر لازم نبود خریدار شاهین چند سال در نوبت بماند یا یک شرکت مشکل موتور داشته باشد و دیگری در گیربکس لنگ بزند.