آیا گره کور بازار خودرو با توافق باز می‌شود؟

بازار خودرو
بازار خودرو

صنعت و بازار خودروی ایران سال‌هاست که در یک گره کور گرفتار شده است؛ در چنین فضایی، هرگاه سخن از توافق دیپلماتیک میان ایران و آمریکا به میان می‌آید، چشم‌ها به سمت جاده مخصوص می‌چرخد تا شاید کلید این قفل در دیپلماسی پیدا شود. اما آیا توافق سیاسی به تنهایی قدرت باز کردن این گره را دارد یا صرفاً یک مسکن کوتاه‌مدت برای دردی مزمن است؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در نگاه نخست، توافق می‌تواند فشارهای روانی را از روی بازار بردارد. کاهش انتظارات تورمی و ثبات نسبی نرخ ارز، بلافاصله قیمت‌ها را در بازار آزاد به عقب می‌راند. همچنین، بازگشت برندهای معتبر جهانی و رفع موانع واردات، می‌تواند به عطش چندین‌ساله بازار پاسخ دهد و خودرو را از یک کالای سرمایه‌ای برای حفظ ارزش پول، دوباره به یک کالای مصرفی تبدیل کند. در این سناریو، مصرف‌کننده پس از سال‌ها طعم رقابت و تنوع را خواهد چشید.

اما اگر از سطح بازار به عمق صنعت نفوذ کنیم، تصویر به کلی تغییر می‌کند. گره اصلی بازار خودروی ایران، لزوماً تحریم نیست، بلکه ساختار رانتی و مدیریت ناکارآمد است. در طول دهه‌های گذشته، صنعت خودروی ما به جای حرکت به سمت تحقیق و توسعه و نوآوری، در پیله مونتاژکاری و مهندسی معکوس باقی مانده است.

گزارش‌های معتبر جهانی نشان می‌دهند که دنیا در حال گذار به سمت خودروهای الکتریکی و هوش مصنوعی است، در حالی‌که، زیرساخت‌های صنعتی ایران هنوز درگیر تولید پلتفرم‌های متعلق به دهه‌های گذشته است.

در این میان، توافق با آمریکا، اگر صرفاً به معنای امضای قراردادهای جدید مونتاژ باشد، تنها گره را محکم‌تر می‌کند. تجربه پس از برجام نشان داد که خودروسازان جهانی مانند پژو و رنو با یک تشر سیاسی بازار را ترک می‌کنند، زیرا پیوندی ساختاری با صنعت ما ایجاد نکرده بودند. تا زمانی که توافق سیاسی به انتقال واقعی دانش و سرمایه‌گذاری مشترک در تحقیق و توسعه منجر نشود، ما همچنان یک بازار مصرف باقی خواهیم ماند که با هر تندباد سیاسی، ثبات‌اش به تار مویی بند است.

از سوی دیگر، گره بازار خودرو یک سر دیگر هم دارد و آن بخش خصوصی واقعی است. تا زمانی که دولت سایه سنگین خود را از مدیریت خودروسازان بزرگ برندارد و قیمت‌گذاری را به مکانیسم عرضه و تقاضا واگذار نکند، حتا با حضور تسلا و فورد در ایران هم گرهی باز نخواهد شد. توافق سیاسی می‌تواند نقدینگی و کالا وارد کند، اما نمی‌تواند بهره‌وری و خلاقیت مدیریتی تزریق کند.

اما در خصوص این‌که با توافق آیا گره کور باز می‌شود، باید دانست که صرف این تفاهم نمی‌تواند کارایی خاصی داشته باشد، بلکه به استراتژی پس از توافق بستگی دارد. اگر توافق ابزاری برای خرید زمان و تداوم مونتاژکاری باشد، گره کور باقی می‌ماند و تنها کمی شل‌تر می‌شود، اما اگر توافق به عنوان فرصتی برای جراحی ساختاری صنعت، حذف انحصار و پیوند با زنجیره ارزش جهانی نوآوری نگریسته شود، می‌توان امیدوار بود که صنعت خودروی ایران از یک بن‌بست تاریخی خارج شود. حقیقت این است که کلید اصلی بازار خودرو در وین یا واشنگتن نیست، بلکه در راهروهای تصمیم‌گیری تهران و در تغییر نگاه از سیاست‌زدگی به تکنولوژی‌محوری نهفته است.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.