از هنگکنگ تا اندونزی؛ آمریکا کدام شرکتهای تأمینکننده قطعه ایران را تحریم کرد؟

آمریکا این بار فقط ایرانخودرو، سایپا و چند شرکت ایرانی را هدف نگرفته است. پنج شرکت در هنگکنگ، امارات، ترکیه و اندونزی نیز به اتهام تأمین یا جابهجایی قطعات برای خودروسازان ایران تحریم شدهاند؛ شرکتهایی که بخشی از زنجیرهای هستند که در شرایط تحریم، خرید، پرداخت و رساندن قطعه به ایران را ممکن میکند.
به گزارش پایگاه خبری اسببخار، وزارت خزانهداری آمریکا در ۹ مهر ۱۴۰۵ بخش خودرو ایران را ذیل فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲ هدف قرار داد. در این تصمیم، علاوه بر شرکتهای ایرانی، برخی اشخاص و شرکتهای خارجی فعال در زنجیره تأمین خودرو نیز تحریم شدند؛ اقدامی که نشان میدهد فشار جدید فقط متوجه کارخانههای داخل ایران نیست و مسیر رسیدن قطعه به خط تولید را نیز دنبال میکند.
مسئلهای که میتواند در شرایط تحریم و محاصره شدید، فشارها بر تولید و بازار خودرو را بیشتر کند.
هرچند صنعت خودرو ایران بخشی از قطعات را در داخل تولید میکند، اما هنوز برای برخی قطعات و مجموعههای فنی و الکترونیکی، مواد اولیه، تجهیزات تولید و قطعات منفصله به تجارت خارجی وابسته است. تحریم مستقیم خودروسازان، خرید از تأمینکننده اصلی را دشوار کرده و در چنین شرایطی، واسطهها به بخشی از زنجیره تأمین تبدیل شدهاند.
قطعه ممکن است در چین یا هند تولید شود، فروشنده در کشور دیگری باشد، پول از یک مسیر ثالث عبور کند و محموله از یک کشور دیگر به ایران برسد. حالا واشنگتن سراغ همین مسیر آمده است.
دو واسطه برای ایرانخودرو و سایپا
در فهرست تازه، نام دو شرکت مستقر در هنگکنگ دیده میشود؛ Hessenberg Co., Limited که با نام Jedburgh Co., Limited نیز شناخته میشود و Tanex Global Trading Hong Kong Limited.
وزارت خزانهداری آمریکا مدعی شده است این دو شرکت برای خودروسازان بزرگ ایران، از جمله ایرانخودرو و سایپا، قطعه تأمین کردهاند. با این حال، در بیانیه منتشرشده مشخص نشده است این قطعات دقیقاً برای کدام خودرو یا مجموعه فنی بودهاند و ارزش یا تعداد محمولهها نیز اعلام نشده است.
بنابراین نمیتوان از همین حالا نتیجه گرفت که حذف این دو شرکت، تولید یک محصول مشخص را متوقف خواهد کرد. آنچه روشن است، نقش آنها در زنجیره تأمین است؛ نقشی که در شرایط تحریم میتواند از یک فروشنده ساده فراتر برود.
هنگکنگ برای چنین تجارتهایی موقعیت مهمی دارد. شرکتهای بازرگانی مستقر در این منطقه میتوانند میان تولیدکننده، شبکه پرداخت، شرکت حمل و خریدار ایرانی قرار بگیرند. وقتی خرید مستقیم پرریسک یا غیرممکن میشود، واسطه عملاً بخشی از مسیر تأمین را مدیریت میکند.
امارات؛ یک حلقه دیگر از زنجیره
Integrated Auto Parts LLC در امارات، سومین نام فهرست آمریکاست. خزانهداری آمریکا میگوید این شرکت چند محموله قطعه را از مسیر امارات به ایران رسانده؛ قطعاتی که پیشتر از شرکتهایی در ترکیه و هند ارسال شده بودند.
نام تأمینکنندگان مبدأ در بیانیه آمریکا اعلام نشده است. اما همین توضیح یک واقعیت مهم را نشان میدهد؛ زنجیره تأمین خودرو ایران در سالهای تحریم، دیگر الزاماً یک مسیر مستقیم میان سازنده و خودروساز نیست.
قطعه در یک کشور تولید میشود، فروشنده ممکن است در کشور دیگری باشد، پرداخت از مسیر دیگری انجام شود و محموله در نهایت از امارات راهی ایران شود. این مدل البته ارزان و ساده نیست، اما زمانی که مسیر مستقیم بسته شده باشد، همین واسطهها تجارت را زنده نگه میدارند.
حالا یکی از همین حلقهها هدف تحریم قرار گرفته است. پیام واشنگتن به سایر واسطهها نیز روشن است: همکاری با زنجیره تأمین خودرو ایران میتواند هزینه تحریمی داشته باشد.
این بار کامیون هم در تیررس است
شرکت ترکیهای Troy Trading Arac Parcalari Sanayi Ve Ticaret Limited Sirketi نیز به دلیل ارسال قطعات کامیون برای بهمن دیزل تحریم شده است.
وزارت خزانهداری آمریکا، بهمن دیزل را زیرمجموعه گروه بهمن معرفی کرده و مدعی شده است خودروهای سنگین این مجموعه در اختیار بخشهایی از نیروهای مسلح ایران قرار گرفتهاند. با این حال، بیانیه آمریکا نوع، تعداد و ارزش قطعات ارسالی را مشخص نکرده است. بنابراین سهم این شرکت از تأمین قطعات بهمن دیزل قابل اندازهگیری نیست.
اما یک نکته مهم وجود دارد: فشار تازه فقط روی دو خودروساز بزرگ سواری متمرکز نشده است. زنجیره خودروهای تجاری نیز وارد این بازی شده و یک تأمینکننده ترکیهای به دلیل ارتباط با آن هدف تحریم قرار گرفته است.
ترکیه به دلیل مرز زمینی و شبکه حمل نزدیک به ایران، یکی از مسیرهای مهم تجارت کشور است. هرچه این مسیر برای تأمینکنندگان پرریسکتر شود، هزینه انتقال پول، حمل و تأمین قطعه نیز بالاتر میرود.
نیرو موتور هم از تحریم جا نماند
پنجمین شرکت، PT Golden Motorcycle International در اندونزی است. خزانهداری آمریکا اعلام کرده است این شرکت چند محموله قطعه برای نیرو موتور دماوند ارسال کرده است.
نیرو موتور دماوند و نیرو موتور شیراز نیز در همین بسته تحریمی قرار گرفتهاند. بنابراین در این بخش، واشنگتن همزمان سراغ خریدار ایرانی و یکی از تأمینکنندگان خارجی آن رفته است.
این بخش از تحریم یک پیام دیگر هم دارد. فشار جدید فقط به خودروسازی سواری یا حتی خودروهای تجاری محدود نیست و زنجیره تولید موتورسیکلت را نیز دربر گرفته است.
چرا واسطهها مهم شدهاند؟
در تجارت عادی، خودروساز قطعه را از سازنده اصلی میخرد، بانک پول را منتقل میکند و شرکت حمل، محموله را به مقصد میرساند. در اقتصاد تحریمشده، هر سه مرحله میتواند به یک گلوگاه تبدیل شود.
ممکن است سازنده قطعه حاضر به فروش باشد، اما بانک حاضر به انتقال پول نباشد. ممکن است پول منتقل شود، اما شرکت حمل یا بیمهگر حاضر به پذیرش محموله نباشد. حتی ممکن است تأمینکننده نخواهد نامش در اسناد تجاری مرتبط با ایران دیده شود.
این وضعیت باعث میشود که نقش واسطهها برای دور زدن تحریمهای جدید به ماجرایی باز تبدیل شود.
ارزش چنین شرکتی فقط در قطعهای که میفروشد خلاصه نمیشود. شبکه مالی، مسیر حمل، ارتباط با فروشنده اصلی و تجربه کار در بازار پرریسک ایران، بخش مهمتری از دارایی آن است.
به همین دلیل، جایگزینکردن یک واسطه روی کاغذ ساده است، اما در عمل زمان میبرد. باید فروشنده جدید پیدا شود، مسیر پرداخت ساخته شود، شرکت حمل و بیمهگر پیدا شوند و مهمتر از همه، اعتماد میان طرفین شکل بگیرد.
تحریم یک شرکت، هشدار به دهها شرکت دیگر
با قرار گرفتن یک شرکت در فهرست تحریم آمریکا، داراییها و منافع اقتصادی آن در حوزه صلاحیت آمریکا مسدود میشود و اشخاص آمریکایی اجازه معامله با آن را ندارند. اما اثر چنین تصمیمی لزوماً به شرکتهای آمریکایی محدود نمیماند.
بانکها، بیمهگران، شرکتهای حملونقل و تأمینکنندگان غیرآمریکایی نیز ممکن است برای حفظ دسترسی خود به نظام مالی و بازارهای بینالمللی، از همکاری با چنین مجموعههایی فاصله بگیرند.
فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲ همچنین برای اشخاص خارجی که معاملات مهمی با بخشهای مشخصی از اقتصاد ایران انجام دهند، ریسک تحریم ایجاد میکند.
در چنین شرایطی، یک شرکت خارجی الزاماً منتظر نمیماند تا ابتدا تحریم شود و بعد تصمیم بگیرد. مدیر یک شرکت بینالمللی، هزینه همکاری با ایران را در برابر خطر از دست دادن بانک، بیمهگر یا بازارهای بزرگتر قرار میدهد. گاهی قطع همکاری، از نگاه تجاری، کمهزینهترین تصمیم است.
به همین دلیل، اثر این تحریم میتواند بسیار فراتر از پنج نام اعلامشده باشد. مسئله فقط حذف پنج واسطه فعلی نیست؛ مسئله این است که شرکت بعدی که بخواهد جای آنها را بگیرد، از خود میپرسد آیا ممکن است نام او در فهرست بعدی باشد؟
هزینه اصلی روی خط تولید مینشیند
خودروساز ایرانی احتمالاً برای هر مسیر بسته، مسیر دیگری پیدا خواهد کرد. مسئله اما هزینه و زمان این جایگزینی است.
هرچه تعداد واسطهها بیشتر شود، کارمزد انتقال پول افزایش پیدا میکند، زمان حمل طولانیتر میشود و شفافیت مسیر خرید کاهش مییابد. خودروساز نیز ناچار میشود برای جلوگیری از توقف خط، موجودی بیشتری نگه دارد؛ یعنی سرمایه بیشتری برای مدت طولانیتری در زنجیره تأمین قفل میشود.
اگر یک قطعه حیاتی بهموقع نرسد، مسئله دیگر فقط تأخیر در واردات نیست. خط تولید میتواند با کاهش تیراژ مواجه شود یا خودروساز ناچار شود ظرفیت خود را به محصولی اختصاص دهد که قطعات آن در دسترستر است.
ماجرا به کیفیت هم میرسد. هرچه فاصله خودروساز با سازنده اصلی بیشتر شود، دریافت خدمات مهندسی، بهروزرسانی فنی، کنترل کیفیت و پیگیری قطعات معیوب دشوارتر خواهد شد. در زنجیرههای چندلایه، مسئولیتپذیری هم به همان اندازه پیچیدهتر میشود.
البته اطلاعات منتشرشده برای پیشبینی توقف تولید کافی نیست. وزارت خزانهداری آمریکا سهم این پنج شرکت از واردات قطعات ایران را اعلام نکرده و خودروسازان داخلی نیز درباره حجم قراردادها، موجودی انبار و مسیرهای جایگزین توضیحی ارائه نکردهاند.
بنابراین، اثر فوری این تحریم را نباید با توقف قطعی تولید یکی گرفت. آنچه فعلاً میتوان با اطمینان بیشتری درباره آن حرف زد، افزایش ریسک، هزینه و زمان تأمین است.
پنج شرکت تحریم شدهاند، اما فشار اصلی ممکن است روی شرکتهایی بنشیند که هنوز در فهرست نیستند؛ همانهایی که حالا باید تصمیم بگیرند همکاری با صنعت خودرو ایران ارزش پذیرفتن ریسک تحریم آمریکا را دارد یا نه.
شاید برای آنها این وضعیت، محاسبه سود و زیان ادامه همکاری با جاده مخصوص باشد. اما برای خودروساز ایرانی، این یعنی یک مسیر دیگر برای تأمین قطعه باریکتر و تنگتر شده است؛ مسیری که شاید هنوز کاملاً بسته نشده است، اما عبور از آن دیگر به سادگی گذشته نیست.





دیدگاه ها