نابودی بازار خودرو در بلاتکلیفی جنگ و دیپلماسی

اگر وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران همینطور باقی بماند، نابودی بازار خودرو در بلاتکلیفی جنگ و دیپلماسی چندان دور از ذهن نخواهد بود. بازاری که به دلیل مسائل پیشآمده حاصل از جنگ رمضان با افزایش قیمت شدید مواجه شده است، اما در کنار آن چالشها به قوت خود باقی مانده است. ضمن اینکه بهرغم افزایش قیمت مواد اولیه داخلی، هیچکسی به دنبال رفع آن نبوده و نیست.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بازار خودرو در ایران سالهاست که از تعریف یک بازار کالا فاصله گرفته و به یک بورس غیررسمی تبدیل شده است؛ جایی که قیمتها نه براساس نیاز مصرفکننده و کیفیت تولید، بلکه براساس شایعههای سیاسی، نوسانهای ارزی و پیشبینیهای متناقض از آینده تعیین میشوند. اما در ماههای اخیر، این بازار با پدیدهای پیچیدهتر روبهروست؛ گیر افتادن میان دو قطب متضاد جنگ و دیپلماسی. این بلاتکلیفی، نهتنها منجر به رکود یا تورم ساده نشده، بلکه در حال تخریب ساختاری بازار و نابودی امیدهای خریداران و فروشندگان است.
در یک سو، هرگاه موجهای دیپلماسی و زمزمههای مربوط به توافقهای احتمالی یا کاهش تنشها در فضای رسانهای جاری میشود، موجی از خوشبینی ایجاد میکند. خریداران با این تصور که قرار است تحریمها کاهش یابد یا نرخ ارز تثبیت شود، دست از خرید میکشند و منتظر سقوط قیمتها میمانند. در این نقطه، بازار دچار رکود انتظار میشود. فروشندگان که سرمایه خود را در قالب آهن و لاستیک ذخیره کردهاند، برای جلوگیری از زیان، قیمتها را نگه میدارند و در نتیجه، معاملات به شدت کاهش مییابد.
در سوی دیگر، طیف جنگمحور قرار دارد. هرگونه تنش نظامی، تهدیدات منطقهای یا خبر از درگیریهای احتمالی، بلافاصله به شکل خرید سراسیمه ظاهر میشود. در این سناریو، خودرو نه به عنوان وسیلهای برای تردد، بلکه به عنوان یک پناهگاه امن ارزی نگریسته میشود. در چنین شرایطی، دلالان با استفاده از فضای ترس، قیمتها را به صورت جهشی بالا میبرند. در واقع، بلاتکلیفی میان این دو قطب، راهاندازی یک آسانسور قیمتی است که فقط به سمت بالا حرکت میکند و هر مسافری در آن بازنده است.
در این شرایط، بازار خودرو به جای آنکه پاسخگوی نیاز جامعه باشد، به ابزاری برای سرمایهگذاریهای کوتاهمدت تبدیل شده است. وقتی تصمیمگیری برای خرید یا فروش یک خودرو، به اخبار خبرگزاریهای خارجی یا بیانیههای سیاسی گره بخورد، یعنی ما با یک بازار «بیمار» روبهرو هستیم. در این میان، تولیدات داخلی با وجود قیمتهای بالا، همچنان با نقصهای کیفی دستوپنجه نرم میکنند و مصرفکننده در وضعیتی تراژیک قرار دارد؛ یا باید سرمایهای را که سالها جمع کرده تا وسیلهای برای جابهجایی تهیه کند، در برابر تورم ببیند که میسوزد، یا در بازی خطرناک حدس زدن آینده سیاسی شرکت کند تا شاید در زمان مناسبی خرید کند.
بلاتکلیفی جاری، در واقع نوعی «ترور اقتصادی» برای طبقه متوسط است. کسی که امروز خودرو میخرد، نمیداند فردا با یک خبر دیپلماتیک، داراییاش ارزان میشود یا با یک خبر جنگی، قیمت آن به شدت بالا میرود. این عدم پیشبینیپذیری، باعث میشود که منطق اقتصادی در بازار خودرو کاملاً حذف شود و جای خود را به «قمار» بدهد.
باید پذیرفت تا زمانی که ساختار قیمتگذاری خودرو از نوسانهای سیاسی و ارزی جدا نشود و نظارتی سختگیرانه بر زنجیره توزیع و دلالی اعمال نشود، هیچ توافقی یا آرامش سیاسیای به تنهایی نمیتواند این بازار را نجات دهد. نابودی بازار خودرو در این بلاتکلیفی، تنها نتیجه عوامل خارجی نیست، بلکه حاصل سالها سیاستگذاری غلط داخلی است که اجازه داد خودرو از یک کالا به یک سند مالکیت ارزی تبدیل شود. امروز، بازار خودرو نه یک ویترین صنعتی، بلکه آینهای از اضطرابهای سیاسی و اقتصادی جامعه است که در آن، هر خبر، یک ضربان قلب جدید برای قیمتها ایجاد میکند.





دیدگاه ها