همتی؛ بازیکن تازه در زمین تحریمهای ترامپ؟ پرسش جدی درباره واردات خودرو

در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار تورم، افزایش قیمتها، کمبود شدید ارز و محدودیتهای ناشی از تحریمها و محاصره دریایی قرار دارد، انتظار طبیعی از سیاستگذار این است که مسیر تأمین کالا و فعالیت بخش خصوصی را تسهیل کند؛ اما آیا سیاستهای جدید واردات خودرو در همین مسیر حرکت میکنند یا بر دشواریهای موجود میافزایند؟ آیا همتی نقش بازیکن تازه در زمین تحریمهای ترامپ را ایفا میکند؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، تصمیم به بورسی شدن تخصیص سهمیه واردات خودرو، در ظاهر میتواند با هدف شفافیت و ساماندهی فرایند تخصیص توجیه شود. اما پرسش اساسی این است که شفافیت در توزیع سهمیه، تا چه اندازه میتواند به حل مشکلات واقعی واردات کمک کند؟ آیا با تغییر محل تخصیص سهمیه، ارز بیشتری فراهم میشود، موانع نقلوانتقال پول کاهش مییابد، مسیرهای حملونقل هموارتر میشود یا خودروهای بیشتری به کشور میرسند؟
واقعیت این است که بورس، بهخودیخود نه منابع ارزی ایجاد میکند، نه تحریمها را از میان برمیدارد و نه تضمینی برای افزایش عرضه خودرو به وجود میآورد. اگر سهمیه واردات محدود بماند و واردکنندگان برای دسترسی به آن ناچار به رقابت پرهزینه شوند، نتیجه لزوماً افزایش واردات و کاهش قیمت نخواهد بود. حتی این احتمال وجود دارد که هزینههای تازهای به فرایند واردات اضافه شود و بار نهایی آن، مستقیم یا غیرمستقیم، بر دوش مصرفکننده قرار گیرد.
در این میان، نباید نقش بخش خصوصی را نادیده گرفت. واردکنندگان برای ادامه فعالیت خود انگیزه دارند مسیرهای قانونی و عملی تأمین کالا را پیدا کنند، هزینهها را کاهش دهند و از فرصتهای موجود بهره ببرند. طبیعتاً فعالیت آنان به معنای نادیده گرفتن قوانین یا امکان حذف کامل آثار تحریم نیست؛ اما سیاستگذاری کارآمد باید بهجای افزودن موانع غیرضروری، ظرفیت فعالان اقتصادی را برای تأمین کالا تقویت کند.
اینجاست که پرسش درباره نقش سیاستگذار جدیتر میشود. هنگامی که فشار خارجی بر تجارت و معیشت مردم افزایش یافته است، اگر سیاست داخلی نیز به محدودتر شدن عرضه، افزایش هزینه واردات و رشد قیمتها بینجامد، آیا نتیجه عملی آن چیزی جز تشدید فشار اقتصادی بر جامعه خواهد بود؟ مسئله صرفاً نیت سیاستگذار نیست؛ پیامد تصمیمها نیز باید سنجیده شود. نمیتوان از یکسان بودن پیامدها، بهتنهایی، همسویی عمدی با تحریمها را نتیجه گرفت؛ اما نمیتوان مسئولیت آثار سیاستهای داخلی را هم نادیده گرفت.
بنابراین، معیار موفقیت سیاست جدید نباید صرفاً بورسی شدن سهمیهها یا ادعای شفافیت باشد. باید دید چه تعداد خودرو واقعاً وارد میشود، هزینه تمامشده چه تغییری میکند، زمان تحویل چقدر است و آیا دسترسی مردم به خودرو بهتر میشود یا نه.
در روزگاری که تحریمهای خارجی راه اقتصاد را تنگتر کردهاند، سیاست داخلی باید گرهگشا باشد، نه آنکه ناخواسته به تنگتر شدن همان مسیر کمک کند. پرسش اینجاست: آیا سیاستهای جدید واردات خودرو، در عمل فشار تحریمها را کاهش میدهند یا نتیجهای رقم میزنند که با اهداف تحریمی ترامپ همپوشانی پیدا میکند؟




دیدگاه ها