روزنههای امید بازار خودرو در میان آتش و تحریم

بازار خودرو ایران روزهای سختی را پشت سر میگذارد؛ بازاری که سالهاست میان تصمیمهای دستوری، تحریمهای خارجی، بحران نقدینگی، کاهش قدرت خرید مردم و بیاعتمادی عمومی گرفتار شده، اکنون با یک متغیر تازه نیز مواجه است: سایه سنگین نااطمینانی ناشی از تنشهای سیاسی و منطقهای. اما روزنههای امید بازار خودرو در میان آتش و تحریم کدام است؟ آیا راهی هست؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در شرایطی که آینده بازار خودرو، پیرو شدت گرفتن تنشهای نظامی، لغو معافیت فروش نفت از تحریم و محاصره دریایی، با ابهام مواجه شده است، شاید صحبت از امید برای بازار خودرو کمی دور از انتظار به نظر برسد.
وقتی هزینه تولید افزایش یافته، دسترسی به فناوری محدود شده، خودروسازان با زیان انباشته دستوپنجه نرم میکنند و مصرفکننده توان خرید گذشته را ندارد، پیدا کردن نقطه روشن دشوار است. با این حال، تاریخ اقتصاد نشان داده است که حتا در بحرانیترین دورهها نیز روزنههایی برای تغییر وجود دارد؛ اما این روزنهها نه از جنس وعدههای کوتاهمدت، بلکه حاصل اصلاحات واقعی هستند.
نخستین نشانه امید را باید در پایان تدریجی دوران خودرو بهعنوان ابزار سرمایهگذاری جستوجو کرد. طی سالهای گذشته، تورم بالا و کاهش ارزش پول ملی باعث شد خودرو از یک کالای مصرفی به محلی برای حفظ ارزش سرمایه تبدیل شود. همین موضوع، فاصله میان قیمت کارخانه و بازار را ایجاد کرد و زمینه شکلگیری تقاضای غیرمصرفی را افزایش داد. اما اکنون با کاهش قدرت خرید و افزایش ریسکهای اقتصادی، بازار به سمت واقعیت نزدیکتر شده است. کاهش معاملات، اگرچه برای فعالان بازار خوشایند نیست، اما میتواند مقدمهای برای بازگشت تعادل باشد.
دومین روزنه امید، اجبار اقتصاد به اصلاح صنعت خودرو است. سالها سیاست قیمتگذاری دستوری، خودروسازان را در موقعیتی قرار داده که تولید بیشتر الزاماً به معنای سود بیشتر نیست. شرکتهایی که باید موتور توسعه صنعتی کشور باشند، بخش بزرگی از توان خود را صرف جبران زیانهای ناشی از تصمیمهای غیرکارشناسی کردهاند. ادامه این مسیر دیگر امکانپذیر نیست و فشارهای مالی میتواند سیاستگذار را به سمت پذیرش واقعیتهای اقتصادی سوق دهد.
اما اصلاح صنعت خودرو بدون تغییر نگاه مدیریتی ممکن نخواهد بود. مشکل اصلی تنها کمبود منابع مالی یا تحریم نیست؛ مسئله، ساختاری است که در آن رقابت محدود، بهرهوری پایین و تصمیمگیریهای کوتاهمدت جای برنامهریزی صنعتی را گرفته است. حتا اگر تحریمها فردا لغو شوند، بدون اصلاحات داخلی، صنعت خودرو نمیتواند به جایگاه واقعی خود بازگردد.
سومین روزنه، استفاده هوشمندانه از ظرفیت همکاریهای منطقهای و آسیایی است. شرایط فعلی اجازه بازگشت سریع به دوران همکاری گسترده با خودروسازان بزرگ جهان را نمیدهد، اما این موضوع نباید بهانهای برای توقف توسعه فناوری باشد. همکاری خارجی زمانی ارزشمند است که به انتقال دانش، ارتقای کیفیت قطعات و تقویت زنجیره تأمین داخلی منجر شود، نه اینکه تنها به افزایش تعداد مدلهای مونتاژی در بازار ختم شود.
با این حال، بزرگترین فرصت و در عین حال بزرگترین تهدید بازار خودرو، در داخل کشور قرار دارد. سرمایهگذار، تولیدکننده و حتا مصرفکننده، بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارند. بازاری که هر روز با تصمیم تازهای درباره قیمت، واردات، تعرفه یا مقررات مواجه است، نمیتواند مسیر توسعه را طی کند.
امروز شاید مهمترین روزنه امید بازار خودرو، نه کاهش تحریمها باشد و نه ورود یک شریک خارجی جدید؛ بلکه بازگشت عقلانیت اقتصادی به سیاستگذاری است. اگر دولت بپذیرد که صنعت خودرو با دستور، حمایتهای بیهدف و قیمتگذاری دستوری نجات پیدا نمیکند، میتوان انتظار داشت که این صنعت بهتدریج از بحران خارج شود.
بازار خودرو در میان آتش تنشهای سیاسی و فشار تحریمها گرفتار شده است، اما هنوز یک مسیر خروج وجود دارد؛ مسیری که از اصلاح مدیریت، رقابت واقعی، شفافیت و اعتمادسازی میگذرد. شاید این مسیر کوتاه نباشد، اما بدون آغاز آن، حتا پایان تحریمها نیز تضمینی برای نجات صنعت خودرو ایران نخواهد بود.





دیدگاه ها