از هرمز تا اسلامآباد؛ سیاست چگونه فرصت را از جاده مخصوص گرفت؟

بازگشت نام اسلامآباد به معادلات ایران و آمریکا، فقط یک خبر دیپلماتیک نیست؛ پشت آن یک پرسش اقتصادی بسیار بزرگ قرار دارد: چرا فرصتها زمانی که در اختیارند، به زیرساخت و ظرفیت تبدیل نمیشوند و وقتی از دست میروند، برای بازگرداندن حداقلهای همان فرصت باید دوباره مذاکره کرد؟ خودروسازی ایران شاید یکی از روشنترین نمونههای این چرخه معیوب باشد.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در شرایط فعلی مسئله فقط باز یا بسته بودن تنگه هرمز نیست؛ بلکه مهم تغییر موقعیت است. زمانی چارچوبی برای تفاهم میان ایران و آمریکا روی میز بود که میتوانست در صورت اجرا، بخشی از فشارهای اقتصادی و تجاری را کاهش دهد. امروز اما بحث به بازگرداندن همان چارچوب و رسیدن دوباره به نقطهای رسیده که عادی شدن شرایط امکانپذیر شود.
این تغییر یک پیام روشن دارد؛ فرصت، اگر بهموقع به ظرفیت تبدیل نشود، بعدها با قیمت بالاتر و اما و اگرها قابل دستیابی خواهد بود.
در اقتصاد، فرصت یعنی زمانی که مسیر تجارت باز است، زنجیره تأمین ساخته شود؛ وقتی سرمایه امکان ورود دارد، زیرساخت شکل بگیرد؛ وقتی فناوری در دسترس است، انتقال و بومیسازی انجام شود و وقتی بازار صادراتی باز میشود، جایگاه دائمی برای محصول ساخته شود. اگر این اتفاق نیفتد، گشایش فقط یک تنفس موقت خواهد بود.
استفاده جاده مخصوص از اسلامآباد
هرچند در حال حاضر خودروسازی و بازار خودرو وضعیت مساعدی ندارند و تحت تأثیر اوضاع ژئوپلیتیکی منطقه قرار دارند، اما در عین حال جاده مخصوص را نمیتوان صرفاً قربانی سیاست دانست. خودروسازان نیز در ساختار مدیریتی، توسعه محصول، سرمایهگذاری، بهرهوری، زنجیره تأمین و تبدیل همکاریهای خارجی به مزیت پایدار، کارنامهای بدون ایراد ندارند.
اما نقص و مسئله مهمتر متوجه سیاستگذار است. چرا بعد از دههها سیاستگذاری صنعتی، هنوز زیرساختی ساخته نشده که صنعت خودرو بتواند به محض باز شدن یک پنجره، با سرعت از آن عبور کند؟ چرا هر بار شرایط خارجی تغییر میکند، جاده مخصوص باید دوباره دنبال تأمین ارز، قطعه، فناوری، شریک خارجی و مسیر واردات بگردد؟ در واقع میتوان گفت که طی این سالهای خودروسازی، مانند سایر بخشهای صنعتی و اقتصادی، آماده فرصت نبوده، بلکه منتظر فرصت بوده تا بتواند زمینهسازیهای لازم را انجام بدهد.
تحریم، همه داستان نیست
واقعیت این است که تحریم، جنگ، محدودیت ارزی و اختلال در حملونقل بدون تردید به صنعت خودرو ضربه میزنند. اما وقتی با هر بحران، همان نقاط ضعف قبلی دوباره فعال و مشکلساز میشوند، دیگر نمیتوان تمام مسئله را به عوامل خارجی نسبت داد.
صنعت مقاوم و آماده، صنعتی نیست که فقط در دوران آرامش بتواند تولید کند؛ صنعتی است که در دوران آرامش، آنقدر زیرساخت ساخته باشد که در دوران بحران هم زمین نخورد.
تفاوت رفع مشکل با حل مسئله
به بیان دیگر، اینکه امروز قطعه برسد و خط تولید دوباره راه بیفتد را نمیتوان رفع مشکل دانست. اینکه زنجیره تأمین بهگونهای ساخته شود که اختلال در یک مسیر، تولید را متوقف نکند، حل مسئله است.
اینکه ارز برای واردات تأمین شود، رفع مشکل است. اینکه ساختار تولید در برابر هر شوک ارزی فرو نریزد، حل مسئله است.
فرصتهایی که سوختند
ایران در سالهای مختلف پنجرههای متفاوتی برای تعامل خارجی، جذب سرمایه، انتقال فناوری و توسعه صادرات داشته است. با این حال، سؤال این نیست که چرا همه این فرصتها به نتیجه مطلوب نرسیدند؛ سؤال مهمتر این است که بعد از بسته شدن هر پنجره، چه چیزی از آن باقی ماند؟
اگر همکاری خارجی تمام شد و فناوری ماندگار نشد، اگر سرمایه آمد و زیرساخت پایدار شکل نگرفت، اگر بازار صادراتی باز شد و حفظ نشد، یعنی فرصت مصرف شده، اما ظرفیت ساخته نشده است. این همان اشتباه بزرگی است که همواره در خودروسازی تکرار شده است.
دوباره هرمز
حالا فرض کنیم مسیر تجارت عادیتر شود، محدودیتهای حملونقل کاهش پیدا کند و دسترسی به ارز و قطعه بهتر شود. با این شرایط، آیا واقعاً جاده مخصوص آماده است؟
اگر پاسخ این باشد که باید دوباره سفارش قطعه بدهیم، دنبال منابع ارزی بگردیم، برای انتقال فناوری مذاکره کنیم و تازه به فکر بازار صادراتی بیفتیم، یعنی در فاصله میان دو بحران، فرصت کافی برای ساختن زیرساخت استفاده نشده است.
باز شدن یک مسیر، بهتنهایی صنعت را نجات نمیدهد؛ مسیر باید به صنعتی برسد که آماده استفاده از آن باشد.
شاید درس اسلامآباد برای جاده مخصوص همین باشد: فرصتها همیشه روی میز نمیمانند.
ممکن است هرمز دوباره باز شود، تجارت جان بگیرد و فضای بینالمللی برای صنعت خودرو مساعدتر شود؛ اما هیچ تنگهای نمیتواند زیرساختی را که در سالهای فرصت ساخته نشده، یکشبه ایجاد کند.
در واقع، مسئله فردای جاده مخصوص فقط این نیست که فرصت بعدی چه زمانی میرسد؛ مسئله این است که اگر رسید، این بار چه چیزی برای استفاده از آن آماده کرده است؟





دیدگاه ها