خودروی اقتصادی؛ جنگ پنهان برای تصاحب بازار

خودروی اقتصادی قرار بود راهی برای کاهش هزینه دسترسی مردم به خودرو باشد؛ اما حالا پرسش مهمتری مطرح است: آیا سیاستهای وارداتی، منافع تولیدکنندگان داخلی و انگیزههای بازیگران بازار، بهجای ارزانتر کردن خودرو، رقابتی پنهان بر سر سهم بازار ایجاد کردهاند؟ وقتی خودروی اقتصادی از ابتدا هم قرار نبود واقعاً اقتصادی باشد، چرا به میدان نبرد بازیگران بازار خودرو تبدیل شده است؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، خودروی اقتصادی در بازار ایران، پیش از آنکه به محصولی در دسترس مردم تبدیل شود، به مسئلهای پیچیده در سیاستگذاری و تجارت بدل شده است. در آییننامه واردات خودرو، واردات محصولات زیر ۲۰ هزار یورو مجاز شناخته شد و اولویت به خودروهای زیر ۱۰ هزار یورو اختصاص یافت؛ اما تعیین اولویت در مقررات، الزاماً به معنای شکلگیری بازاری نیست که در آن خودروی ارزان به تعداد کافی و با قیمت مناسب عرضه شود.
مسئله از همینجا آغاز میشود: خودروی اقتصادی برای مصرفکننده جذاب است، اما آیا برای همه بازیگران بازار نیز جذابیت اقتصادی دارد؟
واردکننده با تورم، نوسان ارز، هزینه تأمین مالی، حملونقل و ترخیص و ریسک تغییر مقررات روبهروست. در چنین شرایطی، واردات خودروی ارزان الزاماً به معنای سودآوری مناسب نیست. ممکن است واردکننده ترجیح دهد به سراغ خودروهای گرانتر برود؛ محصولاتی که از نظر محاسبات تجاری برای او جذابترند. این انتخاب لزوماً نشانه تخلف نیست؛ مسئله آن است که ساختار اقتصادی واردات چه انتخابهایی را تشویق میکند.
در سوی دیگر، ورود خودرویی با قیمت رقابتی به بازه قیمتی محصولات داخلی میتواند معادلات تولیدکنندگان را تغییر دهد. خودروی وارداتی ارزان فقط یک گزینه تازه نیست؛ معیاری برای مقایسه قیمت، کیفیت، ایمنی و امکانات نیز به شمار میرود. از همینجا تفاوت حمایت از تولید داخل با محدودکردن رقابت آشکار میشود. حمایت زمانی قابل دفاع است که به افزایش توان رقابتی صنعت منجر شود، نه آنکه مصرفکننده را برای همیشه از انتخابهای بیشتر محروم کند.
البته نمیتوان بدون سند گفت تولیدکنندگان مشخصی با واردات خودروی اقتصادی مخالفاند یا واردکنندگان عامدانه از عرضه آن خودداری میکنند. آنچه باید بررسی شود، نتیجه عملی سیاستهاست. وقتی تعرفهها، محدودیتهای ارزی و هزینههای تجاری در کنار یکدیگر قرار میگیرند، آیا واردات خودروی اقتصادی تقویت میشود یا انگیزه بازار به سمت عرضه محصولات گرانتر میرود؟
تعرفه پایینتر میتواند به کاهش هزینه واردات کمک کند، اما بهتنهایی قیمت مناسب را تضمین نمیکند. از سوی دیگر، افزایش تعداد خودروهای واردشده نیز الزاماً به معنای دسترسی بیشتر مردم به خودروهای ارزان نیست. اگر سیاستگذار میخواهد واردات به تنظیم بازار کمک کند، باید نتیجه را با معیارهایی مانند قیمت نهایی، تنوع انتخاب و قدرت خرید مصرفکننده بسنجد؛ نه صرفاً تعداد خودروهای واردشده یا مجاز.
در این میان، مصرفکننده میان دو وعده گرفتار میشود: تولید داخل قرار است نیاز بازار را تأمین کند و واردات قرار است رقابت و تنظیم بازار را به همراه بیاورد. اگر نه قیمتها متناسب با قدرت خرید کاهش یابد و نه رقابت مؤثری شکل بگیرد، باید پرسید حاصل این سیاستها در نهایت به سود چه کسی تمام شده است.
در این شرایط، به نظر میرسد جنگ اصلی صرفاً بر سر خودروی اقتصادی نیست، بلکه رقابت برای حفظ، تصاحب و افزایش سهم بازار است. هر بازیگر ممکن است منافع خود را دنبال کند؛ اما وظیفه سیاستگذار آن است که اجازه ندهد حاصل جمع این منافع به تضعیف رقابت و محدودترشدن انتخاب مردم منجر شود.
خودروی اقتصادی زمانی معنا دارد که مردم بتوانند آن را با قیمتی متناسب با توان خریدشان تهیه کنند؛ نه آنکه فقط نامش در آییننامهها و وعدهها باقی بماند.





دیدگاه ها