لنین و استالین در بازار خودرو؛ عدالت به سبک ممنوعیت

در حالی که گرانی خودرو و سقوط قدرت خرید، دسترسی بخش بزرگی از مردم به خودروی متعارف را دشوار کرده، سیاستگذار واردات خودروهای لوکس را ممنوع کرده است؛ استدلالی یادآور منطق لنین و استالین در تقدم کنترل دولتی بر بازار. اما آیا این ممنوعیت بحران ارزی و تورم را درمان میکند یا به دوقطبیسازی فقیر و غنی دامن میزند؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در شرایطی که اکثریت جامعه با مشکلات و چالشهای سنگین اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، به نظر میرسد که بحث اصلی در خصوص واردات خودروهای لوکس نمیتواند چندان ضرورتی داشته باشد. همچنین، هیچ ضرورتی نیز احساس نمیشود که برای دفاع از اقتصاد آزاد، واردات هر کالایی را در هر شرایطی توجیه کنیم.
در این میان، مسئله اصلی، منطق حاکم بر تصمیمگیریهای اقتصادی است؛ منطقی که گمان میکند با محدودکردن انتخاب مردم، بستن مسیرهای تجاری و مداخلههای دستوری میتوان پیامدهای یک اقتصاد بیمار را درمان کرد.
اما یک پرسش ساده، تمام این استدلالها را به چالش میکشد: اگر واردات خودروهای لوکس متوقف شود، آیا بحران ارزی کشور حل خواهد شد؟ آیا نرخ ارز کاهش مییابد؟ آیا تورم مهار میشود و خودروهای اقتصادی ناگهان در دسترس اقشار کمدرآمد قرار میگیرند؟
ممکن است محدودیت واردات، مقداری صرفهجویی ارزی ایجاد کند؛ اما صرفهجویی ارزی الزاماً به معنای کاهش نرخ ارز نیست و کاهش تقاضای یک گروه نیز لزوماً به افزایش عرضه یا کاهش قیمت برای گروهی دیگر منجر نمیشود. تبدیل یک احتمال محدود به نسخهای برای درمان بحرانهای ساختاری اقتصاد، چیزی جز سادهسازی مسئله نیست.
عدالت یا توجیه محدودیت؟
این همان نقطهای است که سایه تفکرات لنین و استالین بر بازار خودرو سنگینی میکند؛ نه به این معنا که هر محدودیت تجاری معادل کمونیسم است، بلکه از این جهت که در چنین نگرشی، دولت خود را مجاز میداند به نام خیر عمومی، انتخابها را محدود کند و بهجای اصلاح سازوکارهای معیوب اقتصاد، دست به کنترل بیشتر بزند.
عدالت اجتماعی با محرومکردن یک گروه به امید بهبود وضعیت گروهی دیگر محقق نمیشود. حمایت واقعی از اقشار کمدرآمد یعنی افزایش قدرت خرید، گسترش رقابت، تسهیل عرضه، کاهش موانع تجاری و ایجاد ثبات در قواعد اقتصادی؛ نه تبدیل نابرابری موجود به ابزاری برای توجیه محدودیتهای تازه.
اگر دغدغه سیاستگذار واقعاً مصرفکننده است، باید توضیح دهد چرا پس از سالها محدودیت، انحصار، مداخلات دستوری و تغییرات پیشبینیناپذیر مقررات، دسترسی به خودروی متعارف همچنان برای بخش بزرگی از جامعه دشوار است.
بیماری جای دیگری است
مشکل بازار خودرو صرفاً واردات خودروهای لوکس نیست؛ همانطور که بحران ارزی کشور را نمیتوان به تقاضای یک گروه از واردکنندگان تقلیل داد. وقتی سیاستهای اقتصادی خود به بازتولید تورم، بیثباتی و محدودیت رقابت کمک میکنند، تشدید همان منطق مداخلهگر نمیتواند درمان قابل اتکایی باشد.
حتی توقف کامل واردات نیز لزوماً گرهی از مشکلات ارزی باز نمیکند؛ اما میتواند با کاهش رقابت و محدودترکردن انتخاب مصرفکننده، زخمهای بازار را عمیقتر کند.
اقتصاد را نمیتوان با شعار اداره کرد؛ همانطور که فقر را نمیتوان با محدودکردن انتخاب دیگران درمان کرد.
مسئله اصلی این نیست که چه کسی خودروی لوکس سوار میشود؛ مسئله این است که چرا سیاستگذاری اقتصادی، خرید یک خودروی معمولی را برای بخش بزرگی از مردم به آرزویی دوردست تبدیل کرده است.
تا زمانی که این پرسش بیپاسخ بماند، تغییر فهرست کالاهای ممنوعه و تمدید یا لغو مجوزهای واردات، بیش از آنکه نشانه حل مسئله باشد، نشانه فرار از مواجهه با ریشههای آن خواهد بود.





دیدگاه ها