خصوصی‌سازی در جاده مخصوص؛ پایان دولت یا آغاز بازی جدید قدرت؟

خصوصی سازی سایپا
خصوصی سازی سایپا

دو خبر متناقض درباره زمان واگذاری سایپا در یک هفته پیش منتشر شد؛ یکی از نزدیک بودن معامله خبر داد و دیگری تحقق آن را به آینده موکول کرد. اما پشت این رفت‌وبرگشت خبری، یک پرسش قدیمی دوباره مطرح شد: چرا برای تصاحب خودروسازی دولتی زیان‌ده، این‌همه رقابت و کشمکش وجود دارد؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، هفته گذشته، اخبار متفاوتی درباره سرنوشت واگذاری سایپا منتشر شد؛ اخباری که اگرچه درباره زمان‌بندی واگذاری اختلاف داشتند، اما یک موضوع مشترک را دوباره به مرکز توجه آوردند: خصوصی‌سازی دومین خودروساز بزرگ کشور و آینده مدیریتی آن.

مطرح شدن واگذاری ۴۲ درصد سهام بلوکی سایپا و ۱۶ درصد سهام دولتی، بار دیگر این پرسش قدیمی اما بی‌پاسخ را زنده کرد؛ اگر خودروسازی ایران سال‌هاست با زیان انباشته، بدهی سنگین، بهره‌وری پایین و مشکلات ساختاری روبه‌رو است، چرا همچنان یکی از جذاب‌ترین دارایی‌ها برای تصاحب محسوب می‌شود؟

آیا خریداران واقعاً به دنبال نجات یک صنعت بحران‌زده هستند یا آن‌چه برای آن‌ها اهمیت دارد، قدرت اقتصادی نهفته در پشت این صنعت است؟

خودروسازی؛ زیان‌ده اما همچنان ارزشمند

خودروسازی ایران را نمی‌توان تنها با اعداد زیان و بدهی ارزیابی کرد. این صنعت، در کنار همه مشکلات‌اش، مجموعه‌ای از دارایی‌های بزرگ و اثرگذار را در اختیار دارد؛ کارخانه‌ها، زمین، شبکه فروش، زنجیره گسترده قطعه‌سازی، بازار مصرف میلیونی و ارتباطات اقتصادی گسترده.

به همین دلیل، ممکن است یک سرمایه‌گذار به جای تمرکز صرف بر وضعیت امروز، به آینده این صنعت نگاه کند. اگر مدیریت تغییر کند، دخالت‌های غیر اقتصادی کاهش یابد، قیمت‌گذاری اصلاح شود و تصمیم‌گیری از فضای سیاسی فاصله بگیرد، همین بنگاه زیان‌ده می‌تواند ظرفیت تبدیل شدن به یک دارایی سودآور را داشته باشد.

پس پرسش اصلی شاید این نباشد که چرا کسی حاضر است یک خودروساز زیان‌ده را بخرد؛ پرسش مهم‌تر این است که خریدار چه آینده‌ای را در این زیان امروز می‌بیند.

خریداران چه چیزی را می‌خرند؟

در ظاهر، موضوع واگذاری درباره انتقال سهام و مالکیت یک شرکت است، اما واقعیت پیچیده‌تر از این است. کنترل یک خودروساز بزرگ فقط به معنای در اختیار گرفتن خطوط تولید نیست، بلکه به معنای مدیریت شبکه‌ای عظیم از تأمین‌کنندگان، قراردادها، منابع مالی، بازار فروش و قدرت چانه‌زنی اقتصادی است.

همین موضوع باعث شده است که واگذاری خودروسازان بزرگ، صرفاً یک معامله اقتصادی نباشد. پرسش مهم این است که آیا خریدار جدید قرار است ساختار موجود را اصلاح کند و به سمت رقابت و بهره‌وری حرکت دهد یا تنها شکل مالکیت یک قدرت اقتصادی تغییر خواهد کرد؟

اگر خصوصی‌سازی به جای ایجاد رقابت، به شکل‌گیری یک انحصار جدید منجر شود، تفاوت آن با گذشته چه خواهد بود؟

مخالفان خصوصی‌سازی از چه چیزی دفاع می‌کنند؟

مخالفت با خصوصی‌سازی نیز دلایل مختلفی دارد. بخشی از نگرانی‌ها واقعی است، زیرا واگذاری بدون شفافیت، بدون نظارت و بدون تعیین تکلیف بدهی‌ها می‌تواند به جای اصلاح، مشکلات تازه‌ای ایجاد کند.

اما در کنار این نگرانی‌ها، نمی‌توان از یک واقعیت اقتصادی چشم پوشید. خودروسازی طی دهه‌های گذشته یکی از مهم‌ترین عرصه‌های حضور دولت در اقتصاد بوده است. مدیریت این صنعت، تصمیم‌گیری درباره تولید، قیمت‌گذاری، زنجیره تأمین و انتصابات مدیریتی، همواره فراتر از یک فعالیت صنعتی ساده بوده است.

به همین دلیل، خروج دولت از مدیریت مستقیم خودروسازی، تنها یک تغییر اقتصادی نیست، بلکه به معنای از دست رفتن بخشی از نفوذ و قدرت تصمیم‌گیری در یکی از مهم‌ترین صنایع کشور است.

آیا همه مخالفت‌ها با خصوصی‌سازی، دفاع از صنعت ملی است؟ یا بخشی از آن دفاع از ساختاری است که طی سال‌ها منافع و جایگاه‌هایی پیرامون خود ایجاد کرده است؟

آیا دولت واقعاً از جاده مخصوص خارج می‌شود؟

خصوصی‌سازی واقعی فقط فروش سهام نیست. اگر دولت سهام خود را واگذار کند اما همچنان از مسیر قیمت‌گذاری، انتصاب مدیران، سیاست‌های وارداتی و تصمیم‌های اداری بر خودروسازان اثرگذار بماند، آیا می‌توان گفت دولت واقعاً از این صنعت خارج شده است؟

تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که تغییر مالکیت، به‌تنهایی تضمین‌کننده اصلاح نیست. خصوصی‌سازی زمانی معنا پیدا می‌کند که همراه با انتقال واقعی مدیریت، شفافیت، رقابت و پاسخ‌گویی باشد. در غیر این صورت، ممکن است تنها یک اتفاق رخ دهد؛ تغییر بازیگران، بدون تغییر قواعد بازی.

پایان دولت یا آغاز بازی جدید قدرت؟

واگذاری خودروسازی می‌تواند یکی از مهم‌ترین آزمون‌های خروج دولت از بنگاه‌داری باشد. اگر این فرآیند به حضور بخش خصوصی واقعی، افزایش بهره‌وری و اصلاح ساختار منجر شود، می‌تواند نقطه عطفی در صنعت خودرو باشد.

اما اگر قرار باشد تنها مالکیت جابه‌جا شود و شبکه‌های قدرت اقتصادی جدید جای ساختارهای قدیمی را بگیرند، خصوصی‌سازی به معنای واقعی اتفاق نیافتاده است.

در این شرایط، به نظر می‌رسد دعوا بر سر چند درصد سهام سایپا یا هر خودروساز دیگری نیست؛ مسئله اصلی این است که چه کسی قرار است آینده جاده مخصوص را مدیریت کند. خودروسازی ایران ممکن است سال‌ها زیان داده باشد، اما هنوز یک واقعیت مهم دارد: این صنعت فقط خودرو تولید نمی‌کند؛ قدرت اقتصادی تولید می‌کند.

اکنون پرسش اصلی این است: خصوصی‌سازی در جاده مخصوص، پایان حضور دولت خواهد بود یا آغاز بازی جدید قدرت؟

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.