افول هنر در طراحی خودروهای جدید

از حوالی سال ۲۰۲۰ به این سو، صنعت خودرو بیش از هر زمان دیگری در بند منطق بازار، الزامات سختگیرانه آیرودینامیک و وسواس پلتفرمهای مشترک گرفتار شده است؛ و شاید درست در همین نقطه بود که “هنر” آرامآرام از کالبد طراحی خودرو رخت بربست.
وقتی تکنولوژی جای هنر را گرفت




روزگاری خودروها صرفاً ابزار جابهجایی نبودند؛ هر یک شخصیت، هویت و روحی منحصربهفرد داشتند. کافی است به شاهکارهایی همچون فورد ماستنگ کالیفرنیا اسپشیال ۱۹۶۸، نسل های اولیه مرسدس SL، مرسدس 300SL گالوینگ، مرسدس SLS AMG، مرسدس CLS نسل یک و دو، ب ام وi8 یا فراری F40 بیندیشیم. حتی در میان خودروهای نسبتاً اقتصادی از برندهای معتبر نیز نمونههایی مانند بامو سری سه E46 یا مرسدس بنز C کلاس نسل W204 گواه آن هستند که طراحان تا همین چند سال پیش، بیش از آنکه خودرو را یک وسیله نقلیه یا گجتی فناورانه بدانند، آن را همچون اثری هنری خلق میکردند.




اما امروز، محصولاتی نظیر مرسدس-AMG GT ۴-Door، فراری لوچه و حتی بسیاری از خودروهای برقی مدرن همچون ب ام و i3 جدید و مرسدس C کلاس الکتریکی، بیش از آنکه حاصل شهود و خلاقیت هنری باشند، به خروجی الگوریتمهای بازاریابی شباهت دارند. خطوط بدنه، فرم چراغها و حتی نمای جلو و عقب خودروها به شکلی نگران کننده به یکدیگر نزدیک شدهاند. چراغهای سرتاسری و یکپارچه، جلوپنجرههای بسته و زبانهای طراحی بیش از حد مشابه، باعث شدهاند بسیاری از خودروهای امروزی هویت بصری خود را از دست بدهند و در میان انبوه محصولات بازار گم شوند.


به نظر میرسد حرکت شتابزده صنعت خودرو به سوی برقیسازی، در کنار انبوه سامانههای کمکی راننده و فناوریهای خودران و همچنین حاکم شدن سلیقه چینیها بر بازار جهانی، طراحان را به مسیری سوق داده است که در آن، خودرو از یک اثر ماندگار و الهامبخش، به کالایی مصرفی با جذابیتی زودگذر تبدیل میشود؛ محصولی که قرار است تنها برای یک سال یا حتی کمتر توجهات را به خود جلب کند و سپس جای خود را به نسل بعدی بدهد.
این دگرگونی را میتوان در تجربه رانندگی نیز مشاهده کرد. لذت ناب هدایت یک خودرو آلمانی یا آمریکایی با موتور شش یا هشت سیلندر، با صدای منحصربهفرد، واکنشهای مکانیکی و ارتباط مستقیم میان راننده و خودرو، تجربهای است که به دشواری میتوان برای آن جایگزینی یافت. خودروهای برقی بیتردید از نظر شتاب، گشتاور آنی و عملکرد فنی شگفت انگیزند، اما در بسیاری از موارد، آن ارتباط احساسی و مکانیکی که راننده و سرنشینان را جزئی از ماشین میکرد، از میان رفته است.

در نهایت، شاید بتوان گفت خودروهای امروز سریعتر، ایمنتر و هوشمندتر از هر زمان دیگری هستند؛ اما بسیاری از آنها فاقد همان روح و شخصیتیاند که روزگاری خودروها را به خاطرهای فراموشنشدنی تبدیل میکرد. خودروهایی که پس از خاموش شدن موتور نیز در ذهن و قلب راننده باقی میماندند؛ نه صرفاً به خاطر اعداد و ارقام فنی، بلکه به دلیل احساسی که به او منتقل میکردند.





آدم بیشتر از همه دلش برای مرسدس S500 با طراحی ۲۰۱۶ و اون دیلایت اشکی تنگ میشه 🤦
واقعا من دلم برای اون مدل ۲۰۲۴ تنگ میشه
حقترین مقاله
خداروشکر هنوز کمپانی هایی مثل پاگانی – کونیخزگ – مکلارن – استون مارتین – لامبورگینی – لوتوس و حتی کمپانی ریز مثل نوبل و کاترهام و سالین و هنسی و … دارن نفس میکشن وگرنه میشد به طور کامل مرگ هنر در طراحی رو اعلام کرد. البته که در مورد فراری به نظرم فراری از عمد لوچه رو با اون ظاهر ارائه کرد که همه نگاه ها رو اون باشه و کسی به AMG برقی جدید مرسدس نگاه نکنه هر چند که از هر دو ابر خودروسازهایی که بهترین تیم ها رو توی فرمول ۱ دارن این ماشین ها خیلی عجیب بود
به عنوان یه طراح گرافیک حرفه ای نظر میدم که اتفاقا هنر دیزاین در صنعت طراحی خودرو بشدت ارتقا پیدا کرده و اتفاقا همچنان شخصیت و کاراکتر خودرو ها بشدت حفظ شده فقط مدرن تر و بروز تر شده که این یک جریان هستش. چیزی که دیروز خلق شده میشه کلاسیک و از سلیقه مردم فاصله میگیره و چیز خلق شده امروز میشه مدرن که همین طراحی مدرن هم فردا میشه کلاسیک و این یک قائدست و نه تنها نباید بهش خرده گرفت بلکه باید از این جریان استقبال کرد چرا که بخشی از مسیر تکامل محصول هستش.
در ضمن مقوله دیزاین فقط هنر نیست چون به جز مسئله زیبایی به عملکرد و کارایی هم میپردازه که بشدت مهندسی هستش و در نهایت بین دیزاین را میشه ساخت یک محور نثتعادلی بین مهندسی و هنر دونست.
تا حدودی نظر شما رو قبول دارم هرچند معتقدم مقوله زیبایی با رواج مینیمالیسم تا حدودی کمرنگ شده
ولی به نظر من یکی از دلایلی که طراحی ها و تولیدات گذشته (نه صرفا در مقوله خودرو) به نظر اغلب ما زیبا تر میرسند اینه که در زمان رونمایی اون محصولات، اغلب ما از نظر ذهنی و اجتماعی و حتی اقتصادی در شرایط بهتر ، پایدار تر و همراه با آرامش بیشتر قرار داشتیم و با دغدغه کمتری اخبار طراحی صنعتی رو دنبال میکردیم به همین دلیل مرور طراحی های گذشته برای ما تا حدودی یادآور خاطرات خوب همون دوران هستند
تا حدودی مثل تماشای بازیها فوتبال سالهای قبل و نسلهای گذشته هست که معتقدیم دیگه فوتبال جذابیت گذشته رو نداره
به نظرم به طور مطلق نمیشه در مورد این مساله قضاوت کرد. با بررسی تاریخ تحول ماشین متوجه میشیم که در محصولات جدید مدلهای خاطره انگیز، خاص و با زبان طراحی شخصی محدود و کم رنگ شده اما نوآوریهایی کلی در زمینه فرم و خطوط اصلی در نسل جدید پدیدار شده است.شاید به آرامی در این انتقال به الزام تکنولوژی و تحول ذائقه جامعه به زبان زیبایی شناسی خاصی برسیم.مثلا چراغها همه خط بشن!
به عنوان یک معمار نوشتم.
به عنوان یک طراح خودرو باید خدمتت بگم بزرگ ترین لطمه ای که صنعت خودروسازی چین به خودروسازی اروپا و آمریکا زد این بود که با تغییر ذائقه خریداران، هویت و اصالت طراحی رو از خودروسازان غربی گرفت و کاری کرد که اونا هم مجبور شن برای رقابت و تاب آوری تو بازار، خودروهای بی روح و تاریخ مصرف دار تولید کنن. خودروهایی که طراحی شون از یخچال و لباسشویی و مایکروفر الهام گرفته شده
زیباییشناسی خودش هم یک هنر ادراکی است که رسیدن به آن، نیازمند زمان است. در این زمینه تخصص گرافیکی کافی نیست و مستلزم یک پتانسیل روحی – احساسی است.