چرا پمپ بنزینها تعطیل شدند؟

تعطیلی چندساعته برخی پمپبنزینهای تهران نگرانی از کمبود سوخت را افزایش داد؛ اما رکورد توزیع ۲۶ میلیون لیتری نشان میدهد مشکل اصلی، جهش تقاضا و اختلال در شبکه توزیع بوده است.
تعطیلی چندساعته تعدادی از پمپبنزینهای تهران در روزهای اخیر، خیلی زود این تصور را ایجاد کرد که پایتخت با کمبود بنزین روبهرو شده است. اما آمار رسمی تصویر پیچیدهتری نشان میدهد: درست در همان روزی که برخی جایگاهها بنزین نداشتند، بیش از ۲۶ میلیون لیتر بنزین در تهران توزیع شد؛ بالاترین رقم سال ۱۴۰۵ و حدود ۳۰ درصد بیشتر از سطح معمول توزیع اعلامشده. به نظر میرسد این بار بخشی از کمبود مقطعی، نه از نبود بنزین در شبکه، بلکه از ترس مردم از نبود بنزین شکل گرفته است؛ ترسی که در کنار تعطیلات پیشرو و شبکه توزیع آسیبدیده تهران، خود به عاملی برای خالیشدن مخازن بعضی جایگاهها تبدیل شد.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، ماجرا از گزارشهای پراکنده شهروندان آغاز شد. طی روزهای گذشته، شماری از رانندگان از بستهبودن یا محدودیت فعالیت جایگاههای سوخت در شرق و جنوب تهران خبر دادند. در گزارشهای منتشرشده، نام مناطقی مانند رسالت، سراج، شهید بابایی، لشکرک و دردشت مطرح شد و حتی یک موتورسوار روایت کرده بود برای دریافت بنزین به ۹ جایگاه مراجعه کرده، اما هیچکدام در آن ساعت امکان سوختگیری نداشتهاند.
طبیعی بود که دیدن چند جایگاه تعطیل، آن هم در شرایطی که طی هفتههای اخیر بحث ناترازی بنزین، تغییر سهمیهها و سناریوهای تازه مدیریت مصرف دوباره جدی شده، نگرانی را افزایش دهد. اما توضیح رسمی شرکت ملی پخش یک تناقض ظاهری را پیش روی افکار عمومی گذاشت: تهران در روز تعطیلی برخی جایگاهها نه با کاهش توزیع، بلکه با رکورد توزیع بنزین مواجه بوده است.
توزیع بیش از ۲۶ میلیون لیتر بنزین در پایتخت
فریدون یاسمی، مدیر شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی منطقه تهران، روز سوم شهریور اعلام کرد که در روز قبل بیش از ۲۶ میلیون لیتر بنزین در پایتخت توزیع شده است؛ رقمی که رکورد توزیع روزانه تهران در سال ۱۴۰۵ را شکست. به گفته او، میزان توزیع نسبت به شرایط پیشین حدود ۳۰ درصد افزایش یافته بود.
همین عدد، کلید فهم اتفاق روزهای اخیر است. اگر مسئله فقط نبود بنزین در تهران بود، انتظار میرفت حجم عرضه کاهش پیدا کند، در حالی که شبکه توزیع با حداکثر ظرفیت کار کرده و حتی رکورد سال را زده است. با این حال، بخشی از جایگاهها برای چند ساعت خالی ماندهاند. معنای ساده آن این است که در بعضی نقاط، سرعت خروج بنزین از مخزن جایگاه از سرعت رسیدن تانکر بعدی بیشتر شده است.
یاسمی نیز علت را ترکیبی از افزایش ناگهانی تقاضا، شایعات منتشرشده درباره بنزین، نزدیکشدن تعطیلات ۱۷ ربیعالاول و ترافیک مسیرهای انتقال فرآورده عنوان کرده است. به گفته او، افزایش تقاضا و تأخیر تانکرها در رسیدن به جایگاهها باعث شد موجودی تعداد محدودی از پمپبنزینها تمام شود و فعالیت آنها برای چند ساعت متوقف بماند.
بنابراین، آنچه در تهران اتفاق افتاد را دستکم براساس اطلاعات موجود نمیتوان «تمامشدن بنزین تهران» نامید؛ دقیقتر آن است که از یک اختلال مقطعی میان حجم تقاضا و ظرفیت توزیع صحبت کنیم.
ترس از کمبود چگونه کمبود میسازد؟
وقتی شهروند تصور میکند ممکن است فردا به بنزین دسترسی نداشته باشد، تصمیم منطقی از نگاه فردی این است که امروز باک را پر کند؛ حتی اگر در حالت عادی هنوز به سوختگیری نیاز نداشته باشد.
فرض کنید هزاران رانندهای که باک آنها نیمهپر است، به دلیل شنیدن خبر تعطیلی جایگاهها یا احتمال کمبود، همزمان راهی پمپبنزین شوند. مصرف واقعی خودروها یکشبه ۳۰ درصد بیشتر نشده است؛ بخشی از تقاضای روزهای آینده فقط به امروز منتقل شده است. برای هر راننده، این تصمیم نوعی احتیاط است، اما وقتی صدها هزار نفر همزمان همین رفتار را انجام دهند، نتیجه جمعی متفاوت میشود: صف طولانیتر، تخلیه سریعتر مخزن جایگاه و افزایش فاصله زمانی میان اتمام موجودی و رسیدن تانکر بعدی.
بعد یک جایگاه خالی میشود. تصویر همان جایگاه در شبکههای اجتماعی منتشر میشود و گروه دیگری از مردم نگران میشوند. آنها نیز برای احتیاط راهی نزدیکترین پمپبنزین میشوند و فشار به جایگاه بعدی منتقل میشود. در چنین شرایطی، ترس از کمبود میتواند خودش بخشی از کمبود مقطعی را ایجاد کند.
نگرانی مردم بیدلیل نیست
با این حال، سادهسازی ماجرا و مقصر دانستن مردم نیز منصفانه نیست. نگرانی شهروندان در خلأ شکل نگرفته است. کشور واقعاً با ناترازی بنزین مواجه است. کرامت ویسکرمی، مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، پیشتر اعلام کرده بود متوسط تولید بنزین در تیرماه ۱۴۰۵ به حدود ۱۲۷ میلیون لیتر در روز رسیده، در حالی که متوسط توزیع روزانه در همان ماه ۱۳۴.۵ میلیون لیتر بوده است. از ابتدای سال تا ۲۴ تیر نیز متوسط مصرف روزانه ۱۲۹ میلیون لیتر اعلام شده بود. یعنی نگرانی درباره تراز تولید و مصرف بنزین یک شایعه کاملاً بیپایه نیست؛ مسئله واقعی وجود دارد.
از طرف دیگر، شبکه سوخترسانی تهران نیز شرایط عادی پیش از جنگ را ندارد. مدیر منطقه تهران شرکت ملی پخش صراحتاً گفته بخشی از زیرساختهای ذخیرهسازی و توزیع فرآورده در جریان جنگ آسیب دیده و به همین دلیل شبکه تهران با محدودیتهایی مواجه است. پس از افزایش تقاضای اخیر نیز مسیرهای تأمین از سایر استانها فعال شده تا فشار روی شبکه تهران جبران شود.
در واقع، مسئله را باید در کنار هم دید: تقاضایی که ناگهان جهش کرده، روی شبکهای وارد شده که ظرفیت مانور آن نسبت به گذشته محدودتر است.
همین دو عامل میتوانند توضیح دهند چرا با وجود توزیع رکوردشکن ۲۶ میلیون لیتر، باز هم چند جایگاه برای ساعاتی بدون بنزین ماندهاند.
اطلاعرسانی دیرهنگام، بنزین بیشتری مصرف میکند
بخش قابل نقد ماجرا شاید دقیقاً همینجا باشد. اگر چند جایگاه به دلیل افزایش لحظهای تقاضا خالی شدهاند، توضیح سریع و شفاف شرکت ملی پخش میتواند مانع تبدیل یک اختلال کوچک به موج نگرانی شود. وقتی راننده به جایگاهی میرسد که بسته است و هیچ توضیح روشنی درباره علت یا زمان بازگشت آن دریافت نمیکند، اولین فرض او الزاماً «تأخیر تانکر سوخت» نیست. ممکن است تصور کند بنزین تمام شده است.
وقتی همین تجربه از چند نقطه شهر گزارش شود و مقام مسئول نیز با فاصله زمانی توضیح دهد، خلأ اطلاعاتی با شایعه پر میشود. در موضوعی مانند بنزین، این خلأ بسیار پرهزینه است؛ چون شایعه فقط نگرانی ایجاد نمیکند، بلکه میتواند مستقیماً رفتار مصرفکننده را تغییر دهد و هزاران خودرو را زودتر از موعد به جایگاه بکشاند.
بنابراین، مدیریت بنزین فقط مدیریت پالایشگاه، مخزن و تانکر نیست؛ مدیریت اطلاعات هم بخشی از شبکه توزیع است. اعلام لحظهای اختلال جایگاهها، توضیح علت، اعلام زمان تقریبی بازگشت به مدار و انتشار منظم آمار موجودی و توزیع میتواند بخشی از رفتار هیجانی را کنترل کند.
کمبود بنزین یا کمبود اعتماد؟
اتفاق اخیر تهران یک درس مهمتر نیز دارد. در بازاری که مردم نسبت به آینده عرضه یک کالا اطمینان داشته باشند، تعطیلی موقت یک جایگاه معمولاً به هجوم جمعی منجر نمیشود. راننده از کنار آن عبور میکند و مطمئن است جایگاه بعدی فعال خواهد بود. اما وقتی اخبار مربوط به کسری بنزین، تغییر سهمیه، احتمال تغییر قیمت و محدودیت عرضه بهطور همزمان در فضای عمومی میچرخد، حساسیت مردم به کوچکترین نشانه افزایش پیدا میکند.
در چنین فضایی، یک تابلوی «بنزین نداریم» صرفاً خبر تعطیلی یک جایگاه نیست؛ برای بسیاری از مردم نشانهای از احتمال یک مشکل بزرگتر تلقی میشود و همین تصور میتواند تقاضا را بالا ببرد.
ترس مردم احتمالاً یکی از عوامل جدی جهش تقاضای اخیر بوده، اما تنها عامل نبوده است. تعطیلات پیشرو، افزایش رفتوآمد، تأخیر تانکرها و آسیبدیدگی بخشی از زیرساختهای تهران نیز در کنار آن قرار داشتهاند.
آنچه فعلاً با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که تهران در روزی که گزارش کمبود از برخی جایگاهها منتشر شد، اتفاقاً رکورد توزیع بنزین سال را شکست. این یعنی مشکل اصلی، دستکم در آن مقطع، «نبود مطلق سوخت» نبود؛ سرعت تقاضا از توان لحظهای شبکه توزیع جلو زد و شاید عجیبترین بخش ماجرا همین باشد: مردمی که از خالیشدن جایگاهها ترسیده بودند، با هجوم برای پرکردن باکها، به خالیشدن سریعتر بعضی از همان جایگاهها کمک کردند.
در بازار بنزین، گاهی کافی است مردم باور کنند سوخت کم خواهد شد تا سوخت واقعاً، هرچند برای چند ساعت و در چند جایگاه، کم شود.





دیدگاه ها