کیش و مات جادهمخصوص در شطرنج خلیجفارس؟

درحالیکه منطقه با موضعگیریهای تهران و واشینگتن ملتهب شده است، وضعیت بازار و کارنامه تولید خودرو نشان میدهد ترکشهای این تقابل مستقیماً به قلب جادهمخصوص اصابت کرده است. آمارهای سال ۱۴۰۴ از افت 20درصدی تولید خبر میدهد. آیا ادامه وضع موجود منجر به کیش و مات جادهمخصوص در شطرنج خلیجفارس خواهد شد؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، این روزها در تحلیل وضعیت بحرانی صنعت خودرو انگشت اتهام همواره به سمت عوامل بیرونی دراز است. فعال شدن مکانیسم ماشه، پیامدهای جنگ رمضان، شدت گرفتن تحریمها و محاصره دریایی، همگی بهعنوان عوامل اصلی وضعیت «کیش» در جادهمخصوص معرفی میشوند. اما اگر با دقت به صفحه شطرنج این صنعت نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که اگرچه فشارهای خارجی ضربه سختی را وارد کردهاند، اما این حرکتهای ناشیانه مهرههای خودی در سالهای گذشته بوده که فرصت حمله را به طرف مقابل داده است.
سربازانی که به اشتباه قربانی شدند
در شطرنج صنعت، قطعهسازان و خودروسازان حکم سربازانی را داشتند که باید از بدنه اصلی محافظت میکردند، اما مدیریتهای دستوری در دهههای گذشته، با عدم پرداخت مطالبات قطعهسازان و سرکوب قیمتها، این سربازان را پیشمرگ بقای کوتاهمدت مدیران سیاسی کرد. وقتی صف اول دفاعی یا همان زنجیره تأمین داخلی تضعیف شد، طبیعی است که با اولین تلاطم در خلیجفارس و انسداد مسیرهای دریایی، کل قلعه جادهمخصوص در معرض فروپاشی قرار گیرد. تغییر رویکردها با تغییر دولتها و شرایط، تیراژها غیراقتصادی و تکیه بر پلتفرمهای قدیمی و شدت گرفتن موج مونتاژ همه و همه از عواملی هستند که مانع از تقویت خودروسازی شدهاند. با این حال، علت اصلی بروز چنین وضعیتی را فقط و فقط باید در اقتصاد دستوری خلاصه کرد.
حرکت اشتباه مهرههای کلیدی
آنچه امروز بهعنوان افت ۱۹.۴ درصدی تولید در سال ۱۴۰۴ میبینیم، نه محصول اتفاقات یکشبه، بلکه نتیجه بازی اشتباه مهرههای تصمیمگیر در سالهای گذشته است. مدیرانی که به جای سرمایهگذاری بر روی پلتفرمهای مشترک و تحقیق و توسعه (R&D)، به مونتاژکاری صرف دلخوش کردند، عملاً مهره تأثیرگذار خود را یا قربانی کردند یا در گوشه زمین حبس. آنها به جای دوراندیشی، تمام تخممرغهای خود را در سبدِ تأمینکنندگانِ محدودی گذاشتند که یک اخطار واشینگتن یا تغییر سیاست پکن، میتواند خطوط تولید را به کما ببرد.
وقتی «آچمز» میشویم
وضعیت امروزِ تولید خودرو در ایران مصداق بارز آچمز شدن است. از یک سو، ادعای تولید ملی داریم و از سوی دیگر، برای کوچکترین ریزتراشه، چشم به بنادر دوردست دوختهایم. محاصره دریایی و فشارهای دیپلماتیک تنها ماسک را از چهره این صنعت برداشتند. واقعیت این است که ما به رقیب اجازه دادیم تا نقاط ضعف ما را شناسایی کند. حرکتهای ناشیانه در قیمتگذاری، رانتهای سنگین در توزیع و عدم ارتباطهای قوی، متنوع و متعدد بینالمللی، مهرههای ما را در وضعیتی قرار داد که کوچکترین حرکت رقیب در شطرنج خلیجفارس به یک بحران ملی در بازار خودرو تبدیل شود.
پایان بازی ناشیانه
باید بپذیریم که کیش شدن در جادهمخصوص، پیش از آنکه محصول نبوغ رقیب باشد، حاصلِ اشتباههای استراتژیک چیدمانِ خودی است. محاصره دریایی و جنگ رمضان تنها کاتالیزوری برای نمایش عمق فرسودگیِ مدیریتی بودند. اگر صنعت خودرو بخواهد از این وضعیتِ «کیش» خارج شود و به «مات» کامل نرسد، راهی جز بازنگری در تمامی حرکتهای گذشته ندارد. تا زمانیکه مهرهها نه براساس دانش و اقتصاد، بلکه براساس سیاست چیده شوند جادهمخصوص همچنان ضعیفترین حلقه زنجیره در شطرنج قدرت باقی خواهد ماند. زمان برای اصلاح بازی رو به پایان است.





امیدوارم زودتر حاده مخصوص جمع بسه و دیگه هیچ سوله آبی تو اون سمت نبینیم، ما هم باید مثل عربها خودرو وارد کنیم بدون تعرفه،