نفس جاده مخصوص در گرو قطعه چینی و دیپلماسی پاکستانی

خودروسازی ایران در یکی از مخاطرهآمیزترین دورانهای خود بهسر میبرد. جاده مخصوص که زمانی سودای تبدیل شدن به قطب منطقهای را داشت، اکنون برای ادامه حیات و جلوگیری از خاموشی کامل خطوط تولید، به شکلی بیسابقه به دو متغیر برونمرزی گره خورده است: «قطعات چینی» و «دیپلماسی پاکستانی».
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در حالی که غبارهای ناشی از تلاطم جنگ هنوز بر فضای ایران و منطقه سنگینی میکند، خروج نام عمان و قطر از صدر اخبار دیپلماتیک و جایگزینی پاکستان به عنوان میانجی اصلی میان ایران و آمریکا، شگفتی بسیاری از تحلیلگران را برانگیخته است. این چرخش دیپلماتیک، نه یک انتخاب تصادفی، بلکه برآمده از ضرورتهای ژئوپلیتیک و اقتصادی در دوران پس از جنگ رمضان است. پرسش اساسی اینجاست که چرا پاکستان این مسئولیت را پذیرفته است و این میانجیگری چه پیامی برای صنعت لرزان خودروسازی ایران در جاده مخصوص دارد؟
پاکستان؛ گذرگاه لجستیکی
خروج نام میانجیهای سنتی نظیر عمان از پروندههای دیپلماتیک ایران و برآمدن نقش پاکستان، فراتر از یک جابهجایی سیاسی، یک ضرورت لجستیکی برای صنعت خودروست. پاکستان با ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک، اکنون تنها گذرگاه امن برای دور زدن محدودیتها و تأمین قطعات استراتژیک در دوران پس از تنشهای اخیر به شمار میآید.
میانجیگری اسلامآباد میان تهران و واشینگتن، برای خودروسازان ایرانی حکم تأمین امنیت کریدورهای ورودی را دارد. بدون نقشآفرینی پاکستان در کاهش تنشها، ورود پکهای CKD از مبادی شرقی عملاً غیرممکن است. اسلامآباد به دلیل نیاز به ثبات در مرزهای غربی، عملاً به ضامن بقای تولید در ایران بدل شده است، چراکه هرگونه فروپاشی اقتصادی در جاده مخصوص، تبعات امنیتی و موج پناهجویان را به سوی مرزهای پاکستان گسیل خواهد کرد.
چین قلب تپنده کالبد جاده مخصوص
در سوی دیگر این معادله، وابستگی مطلق به زنجیره تأمین چین قرار دارد. واقعیتهای میدانی نشان میدهد صنعت خودروسازی ایران عملاً هیچ جایگزین تکنولوژیکی برای قطعات چینی ندارد. چین اکنون تنها شریک باقیماندهای است که شریانهای حیاتی تولید را در ایران نیمهروشن نگه داشته است.
این وابستگی به حدی است که حتا کوچکترین اخلال در روابط پکن با تهران یا فشارهای بینالمللی بر بانکهای چینی، میتواند به قیمت توقف تولید خودروهایی تمام شود که با برچسب تولید داخل عرضه میشوند. در این پازل، چین نبض فناوری و پاکستان نقشِ شاهرگ انتقال و دیپلماسی بقا را ایفا میکند.
پاکستان؛ بازار صادراتی یا سراب؟
اگرچه مرز مشترک و جمعیت ۲۴۰ میلیونی پاکستان، این کشور را به یک مقصد صادراتی وسوسهانگیز تبدیل کرده است، اما واقعیتهای تحلیلی نشان میدهد نفوذ به این بازار، فراتر از یک توافق سیاسی است. انحصار برندهای ژاپنی در پاکستان و تفاوت بنیادین در استانداردهای تولید (سیستم فرمانراست)، مانعی بزرگ برای خودروساز ایرانی است. مگر آنکه جاده مخصوص بتواند با استفاده از قطعات ارزان چینی و مسیرهای زمینی پاکستان، خودرویی را روانه بازار کند که از نظر قیمت رقبا را به چالش بکشد؛ موضوعی که با توجه به تورم داخلی ایران، بیشتر به یک رؤیای دوردست شباهت.
بهای خروج از مدار جهانی
وضعیت کنونی جاده مخصوص که در آن بقای یک صنعت استراتژیک به یک حضور و تلاش یک میانجی و قطعات تأمینکننده دیگر گره خورده است ثمره قطع ارتباط سیستماتیک خودروسازان ایرانی با زنجیره جهانی تأمین و ارزش است.
وقتی پلهای ارتباطی با خودروسازان تراز اول جهان تخریب شد و سرمایهگذاری مشترک جای خود را به خرید قطعه از واسطهها داد، جاده مخصوص در تلهای گرفتار شد که خروجی آن وابستگی شدید به تکتأمینکنندهها و میانجیهای منطقهای برای ادامه حیات است. امروز اگر چین قطعه ندهد و دیپلماسی پاکستان در نهایت راه را باز نکند، صنعت خودروی ایران هیچ طرح جایگزینی برای بقا ندارد. این وضعیت، نتیجه مستقیم از بین رفتن پیوندهای بینالمللی و خروج از چرخه جهانی صنعت است که اکنون خود را در قالب وابستگی به همسایه شرقی و شریک چینی نشان میدهد.





نه جنگ میشوددد و نه مذاکره میکنیم م م