آتشی که محمود احمدی نژاد به جان بازار خودرو انداخت

تأثیر سیاست های محمود احمدی نژاد بر بازار خودرو
تأثیر سیاست های محمود احمدی نژاد بر بازار خودرو

از اثرات روانی – اقتصادی فعال شدن مکانیزم ماشه و محدودیت‌های جدید، بروز ابهام و نااطمینانی بر صنعت خودروسازی نمی‌توان به‌سادگی عبور کرد. اما آتشی که محمود احمدی‌نژاد به جان بازار خودرو انداخت را باید زمینه‌ساز و علت اصلی وضعیت حاضر دانست. کسی که قطعنامه‌ها را کاغذپاره می‌دانست؛ امروز در سایه امنیت قرار دارد. اما آیا مردم و فعالان اقتصادی هم همین شرایط را دارند؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، اتفاقات یک هفته اخیر در صنعت خودروسازی از زوایای مختلف قابل تحلیل و بررسی است. افزایش قیمت‌ها، چالش‌های متعدد در مسیر تولید و واردات، هجوم اعجاب‌آور به پیش‌فروش ایران خودرو، قوت گرفتن احتمال افزایش قیمت‌ها، مشکلات تأمین ارز، نقدینگی، افزایش زیان، ضرر تولید، تعدیل نیروی کار و بلاتکلیفی و نزاع میان تولیدکننده و واردکننده، افزایش قیمت‌ها در بازار و تداوم رکود و مسائلی مانند این‌ها، همگی از وضعیت نامساعد و نگران‌کننده خودروسازی کشور حکایت می‌کند.

صنعتی که قرار بود بنا بر سند چشم‌انداز به تولید ۳ میلیونی و صادرات یک میلیون دستگاهی برسد، این روزها چشم به دست چینی‌ها دوخته است. یعنی نه‌تنها توسعه و پیشرفتی حاصل نشده است بلکه حتا درجا هم نزده‌ایم و پس‌رفت داشته‌ایم.

حالا در این شرایط انتشار خبر هجوم خریداران به طرح پیش‌فروش ایران‌خودرو و افزایش قیمت‌ها، گذشته از نگرانی‌هایی که به همراه دارد، باز هم این پرسش را مطرح می‌کند که چرا به این روز رسیده‌ایم؟ چرا بعد از کاهش استقبال از دو طرح قبلی، به‌یکباره ورق برمی‌گردد و روز از نو، روزی از نو؟

این در حالی است که کارشناسان صنعت خودرو معتقد بودند «کاهش استقبال از طرح‌های فروش کارخانه‌ای، در صورت تداوم، می‌تواند نشانه‌ای از ورود بازار به یک مرحله رکود باشد. آن‌ها تأکید می‌کردند که خودروسازان باید با اصلاح سیاست‌های فروش، ارتقاء کیفیت محصولات، تنوع‌بخشی به تولیدات و ارائه مشوق‌های واقعی به مصرف‌کنندگان نهایی، برای بازگرداندن اعتماد و تقاضا در بازار تلاش کنند.»

ضمن این‌که کاهش اختلاف قیمت خودرو بین کارخانه و بازار آزاد و از بین رفتن انگیزه‌های سوداگرانه برای خرید خودرو نیز از دیگر دلایل کاهش تقاضا به شمار می‌آمد.

حالا دوباره همه چیز به خانه اول برگشته است. اما بدون تردید ریشه وضعیت امروز خودروسازی را باید در تدابیر دولت مهرورز، ناتوانی در درک اقتصاد و سیاست بین‌المللی و اقداماتی نظیر سرکوب نرخ ارز و قیمت‌گذاری دستوری جست‌وجو کرد.

روندی که از سال ۱۳۹۰ آغاز و تا به امروز ادامه یافته است. بانی این وضعیت هم سال‌هاست که لباس ریاست‌جمهوری را درآورده است. با این حال، اثر تصمیمات و اقدامات آن دوره همچنان بلای جان مردم شده و بر پیکر اقتصاد کشور آتش خاموش‌نشدنی انداخته است.

در واقع، قیمت‌گذاری دستوری از یک‌سو منجر به تحلیل رفتن تاب و توان خودروسازان شد و از سوی دیگر اصرار بر ادامه آن کام دلالان را شیرین و شیرین‌تر کرد.

در مقابل، اگر خودرو به همان روش قبلی یعنی حاشیه بازار فروخته می‌شد، نه‌تنها رقابت شدیدتر می‌شد، بلکه باعث تقویت زیرساخت‌ها و افزایش درهم‌تنیدگی با شرکای خارجی می‌گشت؛ امری که می‌توانست فشار تحریم‌ها را بسیار کم کند.

ولی برخلاف آن‌چه باید می‌شد، تفکرات پوپولیستی در دوران فوران دلارهای نفتی نه‌تنها منجر به رونق نشد بلکه تیشه به ریشه‌های اقتصاد و تولید کشور زد. با این حال، مسبب اصلی در سایه عافیت قرار دارد و آتشی که برافروخته بر زندگی مردم انداخته است.

وضعیت امروز بازار خودرو، نشانه کاغذپاره‌خواندن‌های دیروز و پاره‌شدن قطعنامه‌داران دشمن است. آیا این دشمن داخلی نیست؟

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.