روغنسوزی استراتژیک جاده مخصوص با نفت 125 دلاری!

صندوق بینالمللی پول در گزارش اخیر خود با اشاره به افزایش تنش پیشبینی کرده است که قیمت نفت به ۱۲۵ دلار خواهد رسید. شاید در وهله اول این قیمت برای اقتصاد ایران از جمله خودروسازی عالی بهنظر بیاید، اما این سکه روی دیگری نیز دارد که منجر به روغنسوزی استراتژیک جاده مخصوص با نفت ۱۲۵ دلاری خواهد شد.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، آنگونه که صندوق بینالمللی پول (IMF) گزارش داده، شمارش معکوس برای بدترین سناریوی جهانی آغاز شده و جهان در آستانه یک عقبگرد اقتصادی بیسابقه قرار گرفته است.
گزارش اخیر صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که تنشهای نظامی در منطقه، از فاز یک درگیری منطقهای خارج شده و در حال ویران کردن زیرساختهای اقتصاد کلان در سطح بینالمللی است. در حالیکه، پیشبینی میشود قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ روی ۱۱۰ دلار تثبیت شود، IMF هشدار میدهد که فرسایشی شدن درگیریها در سال ۲۰۲۷، قیمت هر بشکه نفت خام را به ۱۲۵ دلار خواهد رساند؛ جهشی که مستقیماً از بنبست ایجادشده در تنگه هرمز و انباشت میلیونها بشکه نفت در پشت گلوگاههای صادراتی تغذیه میشود.
پارادوکس ثروت؛ بشکههایی که نقد نمیشوند
در نگاه اول، نفت ۱۲۵ دلاری برای کشوری با ذخایر عظیم انرژی، یک فرصت طلایی به نظر میرسد، اما در شرایط فعلی، ایران با یک «پارادوکس ثروت» مواجه است. وقتی قیمت نفت نه به دلیل رشد تقاضا، بلکه به دلیل «محاصره دریایی» و «تنش نظامی» گران میشود، یعنی شریان صادرات قطع یا بسیار محدود شده است. برای ایران این قیمت بالا تنها زمانی سودآور است که حجم صادرات حفظ شود. با تداوم اخلال در حملونقل دریایی، حتا نفت ۲۰۰ دلاری هم تا زمانی که در مخازن بماند یا با هزینههای کمرشکن دور زدن محاصره صادر شود، نقدینگی لازم را به بدنه صنعت خودرو تزریق نخواهد کرد.
جادهمخصوص در محاصره
خودروسازی ایران که اکنون بیش از هر زمان دیگری به زنجیره تأمین چین وابسته است، در این سناریو با یک بحران موجودیتی مواجه میشود. محاصره دریایی به معنای افزایش سرسامآور هزینه بیمه کشتیها و کرایه حمل بار است. حتا اگر پکن مایل به ادامه همکاری باشد، عبور کشتیهای حامل قطعات CKD از مناطق پرخطر، قیمت تمامشده تولید را در جادهمخصوص به شدت بالا میبرد.
تورم جهانی با نفت ۱۲۵ دلاری
از سوی دیگر، نفت ۱۲۵ دلاری باعث تورم جهانی میشود و هزینه تولید مواد اولیهای مانند فولاد، مس و تراشههای الکترونیکی را در سطح بینالمللی افزایش میدهد. در این وضعیت، خودروساز ایرانی با دو لبه قیچی مواجه است: از یک سو، قطعات به دلیل محاصره به سختی میرسند و از سوی دیگر، همان قطعات را باید با قیمتی بسیار گرانتر خریداری کند. نتیجه این فرآیند، همان «روغنسوزی استراتژیک» تولید است؛ یعنی صرف هزینههای گزاف برای خروجی حداقلی که منجر به انفجار قیمت خودرو در بازار داخلی میشود.
اهرم فشار؛ پکن علیه واشینگتن
با این حال، این سکه روی دیگری هم دارد. نفت ۱۲۵ دلاری برای چین، به عنوان بزرگترین واردکننده انرژی، و اروپا، یک کابوس اقتصادی است که میتواند منجر به رکود عمیق و اعتراضات اجتماعی در این کشورها شود. این فشار اقتصادی، جامعه جهانی را علیه سیاستهای تهاجمی آمریکا متحد میکند. پکن و بروکسل نمیتوانند برای مدت طولانی هزینههای جنگی را بپردازند که مدیریت آن در دست واشینگتن است. بنابراین فشار بر آمریکا برای پایان دادن به محاصره دریایی و کاهش تنشها افزایش مییابد تا بازار انرژی دوباره نفس بکشد.
واکنش آمریکا؛ عقبنشینی یا قمار بزرگ؟
در این حالت، واشینگتن در برابر نفت ۱۲۵ دلاری بر سر یک دوراهی سخت قرار میگیرد. قیمت بالای سوخت در ایستگاههای بنزین آمریکا، خط قرمز دولتهاست. آمریکا یا باید دست به یک عملیات نظامی وسیع بزند که ریسک نفت ۲۰۰ دلاری را دارد، یا مجبور است برای جلوگیری از فروپاشی اقتصاد جهانی، دست به عقبنشینی تاکتیکی بزند و با لغو محدود تحریمها یا پذیرش صلح، اجازه دهد جریان نفت و تجارت دوباره برقرار شود.
تهدید فلجکننده
برای صنعت خودروی ایران، نفت ۱۲۵ دلاریِ ناشی از جنگ در کوتاهمدت یک تهدید فلجکننده است، اما در میانمدت، همین فشار جهانی میتواند به عنوان یک منجی عمل کرده و با شکستن محاصره دریایی، راه را برای ورود قطعات و نقدینگی باز کند. تا آن زمان، جادهمخصوص باید با کمترین سرعت و بیشترین هزینه حرکت کند؛ مسیری پر از دستانداز و غبارآلود که در آن قیمت هر خودرو بیش از آنکه در دست مدیران داخلی باشد، در گرو بازی بشکههای نفت در پشت تنگه هرمز است.



دیدگاه ها