خریداران گمشده خودرو؛ از بحران موقت در آمریکا تا سقوط در ایران

براساس گزارش تازه والاستریت ژورنال، بازار خودروی آمریکا، مانند ایران، با افت تقاضا همراه شده است؛ هر دو بازار با خریداران گمشده خودرو مواجه هستند، اما از بحران موقت در آمریکا تا سقوط در ایران، فرسنگها فاصله وجود دارد.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، والاستریت ژورنال در جدیدترین گزارش خود از بازار خودروی آمریکا، تصویری از حذف میلیونی خریداران ترسیم میکند؛ مشتریانی که به دلیل تلاقی نرخهای بهره بالا، رشد قیمت سوخت و تورم، از نمایندگیهای فروش فاصله گرفتهاند. این وضعیت در سالهای اخیر در بازار خودروی ایران نیز حکمفرما بوده است. با این حال، اگرچه هر دو بازار از دردی مشترک به نام گرانی رنج میبرند، اما در آمریکا با یک بحران مصرفی روبهرو هستیم، در ایران با یک فاجعه ساختاری مواجهیم.
در ایالات متحده آمریکا، خروج خریداران واکنشی به عوامل برونزا و بینالمللی است. نوسانهای قیمت انرژی ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک و سیاستهای انقباضی بانک مرکزی برای مهار تورم، هزینه تملک خودرو را برای مصرفکننده عقلانی بهشدت بالا برده است، اما در ایران، داستان خریداران گمشده از جنسی دیگر است. بازار خودروی ایران بیش از آنکه از متغیرهای جهانی متأثر باشد، قربانی خودزنیهای سیاستگذاری و دخالتهای مکرر دولتی در قیمتگذاری شده است. در اینجا، خودرو از یک ابزار رفاهی به یک پناهگاه سرمایهای تبدیل شده؛ پدیدهای که باعث شده است حتا در اوج رکود، قیمتها نه براساس قدرت خرید مردم، بلکه براساس عطش حفظ ارزش پول توسط سفتهبازان تعیین شود.
عمیقترین تفاوت این دو بازار در محاسبات ریاضی ناامیدی نهفته است. در آمریکا صحبت از افزایش اقساط ماهانه است، اما در ایران، ما با پاکسازی طبقاتی روبهرو هستیم. نگاهی به آمارهای سال ۱۴۰۵، عمق این شکاف را نشان میدهد. در حالی که، حقوق یک فرد متأهل دارای فرزند حدود ۲۴ میلیون تومان است، ارزانترین خودروهای داخلی از مرز ۱.۳ میلیارد تومان عبور کردهاند. محاسبات تکاندهندهای نشان میدهد که حتا با فرض محال پسانداز ۱۰۰ درصدی حقوق (یعنی زندگی بدون هزینه مسکن و خوراک)، یک کارگر باید بیش از ۴ سال و نیم برای خرید ارزانترین خودرو و برای مدلهای بالاتر، نظیر دنا، بیش از ۷ سال تمام، درآمدش را پسانداز کند تا به قیمت خودرو برسد؛ البته اگر در این ۷ سال قیمتها ثابت مانده باشد.
در واقعیت، با احتساب هزینههای کمرشکن معیشت، دوره انتظار برای خرید یک خودرو در ایران از یک دهه فراتر رفته است. این یعنی بخش بزرگی از جامعه، نه به دلیل عدم تمایل، بلکه به دلیل امتناع فیزیکی درآمد، برای همیشه از دایره خریداران بالقوه خارج شدهاند.
در این میان، چشمانداز آینده در دو بازار کاملاً متضاد است. بازار آمریکا، به واسطه بخش خصوصی قدرتمند و ماهیت رقابتی، دارای خاصیت خوداصلاحگری است. خودروسازان برای بقا ناچار به نوآوری و کاهش قیمتها هستند تا مشتری را بازگردانند و این وضعیت دائم نخواهد ماند.
اما در ایران، افق روشنی دیده نمیشود، زیرا اصرار بر سیاستهای خطا، انحصار چندجانبه و نگاه امنیتی-سیاسی به صنعت خودرو، راه را بر هرگونه بهبود بسته است. وقتی سیاستگذار خود ذینفع باشد و خودرو را نه یک کالای صنعتی، بلکه ابزاری برای توزیع رانت ببیند، امیدی به اصلاح نیست.
در نهایت، تفاوت اصلی در مفهوم گم شدن است. در آمریکا، خریداران به دلیل هزینههای بالا بهصورت موقت گمشدهاند و با تغییرات بازار بازمیگردند، اما در ایران، میلیونها نفر از طبقات متوسط و ضعیف جامعه برای همیشه از دایره خریداران حذف شدهاند. جادهای که در آن مصرفکننده واقعی حضور نداشته باشد و تنها دلالان و متقاضیان سرمایهای جولان دهند، مسیری است که نه به رشد صنعتی، بلکه به بنبستی ختم میشود که نتیجه سیاستگذاریهای خطای تکرارشده است.





دیدگاه ها