قیمت تمامشده تکیه خودروسازان بر دیوار چین

امروز ۲۵ اردیبهشت، برای بازار خودرو روز مهمی محسوب می شود؛ این روز هیچ دخلی به تقویم و مناسبهای داخلی ندارد؛ مهم از این نظر که قرار است رؤسای جمهور آمریکا و پکن دیدار کنند. در این میان، پرسش غمانگیز این است که ایران در این مذاکرات بهعنوان یک شریک استراتژیک مطرح است یا یک کارت بازی. نتیجه این دیدار قیمت تمامشده تکیه خودروسازان بر دیوار چین را مشخص میکند.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در روزهایی که نگاه رسانههای جهان چشمانتظار خوراک خبری از مذاکرات رؤسای جمهور چین و آمریکا نشستهاند، سایه سنگین این دیدار بر ماهیت اقتصاد و صنعت ایران از جمله خودروسازی سایه سنگینی انداخته است.
برخی تحلیلگران بر این باورند که نوع همکاریهای راهبردی ایران و چین، قطعاً یکی از بندهای اصلی و پشتپرده گفتوگوهای این دو ابرقدرت خواهد بود. در حالیکه، برخی در داخل کشور، تکیه بر پکن را به عنوان سپر بلای تحریمها و عاملی برای ناکامی غرب در تحقق فروپاشی اقتصادی ایران توصیف میکنند، نگاهی عمیقتر به زیرساختهای اقتصادی، بهویژه در دومین صنعت بزرگ کشور یعنی خودروسازی، پرسشهای تأملبرانگیزی را در مورد قیمت تمامشده این استراتژی ایجاد میکند.
موفقیت تاکتیکی یا وابستگی استراتژیک؟
این ادعا که ایران با تکیه بر چین توانسته است مانع از تحقق اهداف نهایی تحریمکنندگان شود از یک زاویه خوب است، اما لایههای دیگری نیز دارد. چین بهعنوان خریدار اصلی نفت و تأمینکننده کالاهای واسطهای، نقشی حیاتی در بقای حداقلی اقتصاد ایران ایفا کرده است. اما نکته انتقادی و مغفولمانده اینجاست که این پاسخ به تحریم، به چه قیمتی تمام شده است؟ در صنعت خودروسازی، این قیمت چیزی جز تغییر پارادایم از «تولید با نگاه به بازارهای جهانی» به «مونتاژکاری تحت سیطره برندهای چینی» نبوده است.
صنعت خودروسازی ایران که قرار بود به سمت بومیسازی و پلتفرمهای ملی حرکت کند، اکنون به آزمایشگاهی برای برندهای نوظهور چینی تبدیل شده است که بازار تشنه و بیرقیب ایران را به تسخیر خود درآوردهاند. با این تفاوت که در الگوی جدید، انتقال تکنولوژی واقعی به نفع فروش قطعات منفصله (CKD) به حاشیه رفته است.
قمار مرگ و زندگی؟
از منظر اقتصاد سیاسی، گره زدن مرگ و زندگی یک کشور به یک قطب قدرت، تنها بهدلیل چالش با قطب دیگر، یک ریسک استراتژیک پرهزینه است. وقتی تمام تخممرغهای اقتصادی کشور در سبد پکن چیده میشود، ایران در عمل به یک متغیر وابسته در معادلات کلان چین و آمریکا تبدیل میشود. در دیدارهایی نظیر ملاقات رؤسای جمهور این دو کشور، این نگرانی همواره وجود دارد که ایران به یک «کالای چانهزنی» مبدل شود. اگر پکن در ازای امتیازهای تجاری یا سیاسی از سوی واشینگتن، تصمیم به بازنگری در سطح همکاریهای خود با تهران بگیرد، اقتصاد ایران با چه مکانیزم دفاعی روبهرو خواهد بود؟
چالش تکگزینهای برای اقتصاد ایران
سرمایهگذاری بر روی یک تکگزینه، آن هم در دنیای سیال سیاست که در آن منافع ملی تنها اصل پایدار است، نوعی خلع سلاح دیپلماتیک محسوب میشود. صنعت خودروی ما امروز شاهد پیامدهای این عدم توازن است؛ جاییکه کیفیت، قیمت و زنجیره تأمین ما مستقیماً به تصمیمات مدیران در پکن و نرخ ارز گره خورده است. این وابستگی نامتقارن، نهتنها قدرت رقابت را از خودروساز داخلی میگیرد، بلکه حاکمیت صنعتی را نیز با چالشی جدی مواجه میکند. در اینجا باز هم باید پرسید آیا دور زدن تحریمها به قیمت تبدیل شدن به بازار مصرف انحصاری برای یک کشور دیگر، پیروزی است؟
واقعیت این است که یک اقتصادی پویا نیازمند کثرتگرایی در شرکای تجاری است، نه جایگزینی یک منبع با تک منبع دیگر. به همین دلیل تا زمانی که صنعت خودروسازی و به تبع آن کل اقتصاد ایران، نتواند از وضعیت واکنش به بحران به وضعیت کنشگری مستقل تغییر مسیر دهد، دیدارهایی نظیر نشست پکن و واشینگتن همواره با بیم و امید همراه خواهد بود. موضوعی که استقلال صنعتی را از اساس زیر سؤال می برد؟





سلام
نویسنده تک بعدی نگاه میکنه و مردم گول می زنه ایران تنگه هرمز در اختیار داره و کالای دست چین نیست و خودروهای چینی نیز نه بی کیفیت و نه فقط در ایران توزیع میشه
در ضمن پیشرفت در صنعت خودرو با مدیریت درست و توجه به نخبگان و همکاری با شرکت های بزرگ حالا چه چینی باشند و چه اروپایی سرعت بیشتری میگیرد که این عزم هیچ وقت نبوده و مربوط به الان نیست
👎🏻