تأثیر جنگ رمضان بر بازار خودروی امارات و عربستان

تهاجم تنها خودروسازی و اقتصاد ایران را تحت فشار قرار نداده است، بلکه به دلیل ناامنی، سایر کشورهای منطقه نیز از عواقب سوء آن بینصیب نماندهاند. در این شرایط، صنعت خودروی عربستان و امارات در سایه تنشهای منطقهای به چه سمت و سویی میرود؟ آیا توان ادامه مانند روزهای پیش از اسفند ۱۴۰۴ را دارند؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، منطقه خاورمیانه در بهار ۱۴۰۵ با شرایطی روبهروست که امنیت، زیربنای اصلی تمام معادلات اقتصادی آن شده است. در این میان، امارات بهعنوان هاب لجستیکی و عربستان بهعنوان یک رقیب نوظهور صنعتی در خودروسازی، هر یک با چالشهای منحصربهفردی در بازار خودرو دستوپنجه نرم میکنند. در این شرایط، باید دید که آینده صنعت خودروی عربستان و امارات در سایه تنشهای منطقهای به چه سمت و سویی میرود.
لرزه بر اندام هاب بازرگانی
امارات و بهطور مشخص دبی، سالهاست که نقش ریه تنفسی بازار خودروی منطقه و مبدأ اصلی تأمین خودروهای وارداتی به ایران و کشورهای همسایه را ایفا میکند. وضعیت جنگی در منطقه، این کشور را از جهات مختلف تحت فشار قرار میدهد.
اختلال در زنجیره تأمین و لجستیک
امنیت بنادر امارات (مانند جبلعلی) خط قرمز سرمایهگذاران است. با افزایش ناامنی دریایی، هزینههای بیمه کشتیرانی و زمان ترانزیت بهشدت افزایش یافته است. این موضوع باعث میشود امارات نقش خود را بهعنوان ارزانترین و سریعترین مرکز توزیع خودرو از دست بدهد. برای ایران، این به معنای افزایش قیمت نهایی خودروهای وارداتی و دشواری در تأمین قطعات یدکی است که مستقیماً از امارات ترانزیت میشدند.
فرار سرمایههای کوتاهمدت
امارات بهشدت به ثبات وابسته است. در صورت تداوم ناامنی، شرکتهای بزرگ بازرگانی خودرو که دبی را بهعنوان دفتر مرکزی منطقهای خود انتخاب کردهاند، ممکن است بخشی از فعالیتهای خود را به مناطق امنتر در شرق آسیا یا اروپا منتقل کنند. این موضوع نهتنها بازار خودرو، بلکه جریان گردش نقدینگی در این کشور را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
عربستان سعودی: قمار تولید در میانه بحران
وضعیت عربستان کاملاً متفاوت است. ریاض در حال گذار از یک مصرفکننده به یک تولیدکننده است. پروژههای عظیمی مانند کارخانه لوسید (Lucid) و سرمایهگذاری سنگین هیوندای، بخشی از چشمانداز ۲۰۳۰ هستند.
تهدید سرمایهگذاریهای هایتک
برخلاف امارات که بیشتر بر تجارت تمرکز دارد، عربستان بر زیرساخت تولید سرمایهگذاری کرده است. کارخانه تولید خودروهای الکتریکی لوسید یک هدف اقتصادی حساس در شرایط جنگی محسوب میشود. ناامنی میتواند زنجیره تأمین قطعات حساس را، که باید از کره یا آمریکا به عربستان برسد، قطع کند. برای برندهایی مثل هیوندای، تداوم تنش یعنی توقف موقت پروژههای ساختوساز کارخانه و عقبگرد از اهداف تولید انبوه.
در شرایط جنگی، حتا کشوری با ذخایر ارزی عربستان ممکن است مجبور شود بخشی از بودجههای کلان توسعه صنعتی خود را به سمت هزینههای نظامی و دفاعی سوق دهد. این یعنی حمایتهای دولتی و سوبسیدهایی که برای جذب مشتریان به سمت خودروهای برقی ملی، مانند برند Ceer در نظر گرفته شده بود، ممکن است کاهش یابد.
ناامنی در منطقه، امارات را بهعنوان یک «واسطه» ضعیف میکند و عربستان را بهعنوان یک رقیب صنعتی نوظهور با تأخیر مواجه میسازد.
گرانتر شدن خودرو برای ایران
برای امارات، جنگ به معنای از دست رفتن جذابیت برای جذب سرمایهگذاران خودرویی است که به دنبال ثبات هستند.
برای عربستان، جنگ آزمونی برای تابآوری استراتژی تولید ملی است. اگر لوسید و هیوندای در این شرایط سخت به فعالیت خود ادامه دهند، عربستان ثابت خواهد کرد که میتواند به قطب صنعتی منطقه تبدیل شود، اما اگر این شرکتها فعالیت خود را تعلیق کنند، رؤیای خودروساز شدن ریاض سالها به تأخیر خواهد افتاد.
در نهایت، برای ایران که بخش بزرگی از نیاز خودرویی خود را از طریق امارات تأمین میکرد، این ناامنی به معنای گرانتر شدن «دور زدن تحریمها» است. افزایش هزینههای لجستیک در دبی، مستقیماً در بازار خودروی تهران منعکس خواهد شد.
اما در عین حال، در شرایطی که امارات نگران حفظ جایگاه تجاری خود است، عربستان نگران امنیت زیرساختهای صنعتی خود است. جنگ در منطقه، قیمت تمامشده خودرو را در هر دو کشور بالا برده و افقهای روشن تولید مشترک با غولهای جهانی را زیر غباری از تردید فرو برده است. در این بازار، برنده کسی نیست که بیشترین سرمایه را دارد، بلکه کسی است که بتواند «امنیت زنجیره تأمین» خود را در قلب آتش تضمین کند.





توف تو جنگ رمضانشون