مرزهای شرقی ایران در آستانه انفجار قاچاق سوخت

قاچاق سوخت
قاچاق سوخت

با جهش  قیمت سوخت در پاکستان و اختلاف ۳۰۰ هزار تومانی بار دیگر مرزهای شرقی ایران در آستانه انفجار قاچاق سوخت قرار گرفته‌اند. این در حالی است که ایران با بحران ناترازی دست‌وپنجه نرم می‌کند، اما اختلاف قیمت ۵۰۰ برابری گازوییل، یارانه‌های دولتی را به جای سفره مردم، آن سوی مرزها هدایت می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در حالی‌که، معادلات ژئوپلیتیک در تنگه هرمز هر روز پیچیده‌تر شده و نگاه ها را به خود خیره کرده است، به‌نظر می‌رسد به‌زودی مرزهای شرقی کشور با شوکی جدید از قاچاق سوخت مواجه شوند. با توجه به آمارهای جدید از بازار انرژی پاکستان، قیمت هر لیتر بنزین در این کشور با افزایش ۱۴.۹ روپیه به ۴۱۴ روپیه (حدود ۳۰۰ هزار تومان) رسیده است. قیمت گازوییل نیز با افزایش ۱۵روپیه‌ای به ۴۱۴ روپیه در هر لیتر افزایش یافته است.

اما قیمت هر لیتر گازوییل یارانه‌ای درایران  ۳۰۰ تومان و غیریارانه ای ۶۰۰ تومان است.

وسوسه‌ ۳۰۰ هزار تومانی

دراین شرایط، اختلاف قیمت ۳۰۰ هزار تومانی در هر لیتر، دیگر صرفاً یک عدد نیست، بلکه یک وسوسه میلیاردی و برای بسیاری، تنها راه زنده ماندن است. آن هم در وضعیت فعلی معیشتی که تورم و رکود بر کسب‌وکارها سایه انداخته است. بنابراین وقتی سود حاصل از قاچاق چند گالن سوخت با حقوق چند ماه یک کارگر برابری می‌کند، ساختارهای نظارتی و امنیتی با چالشی روبه‌رو می‌شوند، که با زور و انسداد مرزی به تنهایی قابل حل نیست. با افزایش قیمت سوخت در پاکستان، موج جدید و سهمگین‌تری از قاچاق در راه است که می‌تواند نیروهای انسانی و منابع محلی را به جای تولید، به سمت چرخه‌ مخرب سوخت‌بری بکشاند.

تاراج منابع در اوج بحران

نکته هولناک این‌جاست که این خون‌ریزی اقتصادی در زمانی رخ می‌دهد که ایران خود با بحران بی‌سابقه کسری سوخت دست‌وپنجه نرم می‌کند. تراز بنزین و گازوییل در داخل کشور منفی شده و دولت مجبور است برای جبران کمبود، مبالغ هنگفتی ارزبری داشته باشد تا سوخت وارد کند. در واقع، سناریوی فعلی این است: دولت با دشواری فراوان سوخت را تولید یا وارد می‌کند، یارانه‌ سنگینی روی آن می‌گذارد تا به دست مصرف‌کننده داخلی برسد، اما بخش بزرگی از این ثروت ملی از مرزها خارج شده و در باک خودروهای پاکستانی تخلیه می‌شود. این یعنی ایران ناخواسته در حال پرداخت یارانه‌ سوخت به اقتصاد پاکستان است، در حالی‌که، ناترازی انرژی در داخل، نیروگاه‌ها و صنایع را به مرز تعطیلی کشانده است.

اثرات دومینویی؛ از تورم تا زوال زیرساخت

تداوم این وضعیت، اثرات مخربی بر پیکره اقتصاد ایران دارد که فراتر از قاچاق ساده است:

تشدید کسری بودجه: هزینه جبران سوخت قاچاق شده، فشار مستقیمی بر بودجه عمومی وارد می‌کند که نتیجه‌ای جز تورم و کاهش قدرت خرید مردم ندارد.

نابودی فرصت‌های شغلی پایدار: وقتی قاچاق سودآورترین فعالیت منطقه باشد، هیچ سرمایه‌گذاری به سمت ایجاد کارخانه یا توسعه کشاورزی نمی‌رود.

بحران لجستیک: کمبود گازوییل در داخل به دلیل انحراف به شبکه قاچاق، حمل‌ونقل کالا و قیمت تمام‌شده محصولات را تحت تأثیر قرار داده و سفره مردم را کوچک‌تر می‌کند.

بن‌بست سیاست‌های قیمتی

واقعیت تلخ این است که تا زمانی که این شکاف قیمتی نجومی وجود دارد، حتا بتن‌ریزی در مرزها هم مانع خروج سوخت نخواهد شد. ایران در یک دوراهی سخت گرفتار شده است؛ از یک سو، اصلاح قیمت‌ها در وضعیت فعلی معیشتی، ریسک‌های اجتماعی بالایی دارد و از سوی دیگر، ادامه روند فعلی به معنای خودکشی اقتصادی و تاراج منابع ملی در اوج بحران انرژی است. اگر راهکاری هوشمندانه برای مدیریت مصرف و معیشت مرزنشینان تدوین نشود، بنزین ۳۰۰ هزار تومانی پاکستان، تیر خلاصی بر تراز انرژی ایران خواهد بود. در حال حاضر، شاهرگ‌های حمل‌ونقل و انرژی نه فقط در تنگه هرمز، که در جاده‌های خاکی شرق نیزدر حال سوختن هستند.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.