اثرات جراحی ناتمام در جاده مخصوص؛ بیماری که روی تخت تشریح رها شد

بعد از واگذاری مدیریت ایران خودرو به بخش خصوصی، بهنظر میرسید که خروج دولت از این صنعت با سرعت بیشتری انجام شود، اما آمارهای جدید تولید از اثرات جراحی ناتمام در جاده مخصوص خبر میدهد. بازار خودرو نیز شبیه بیماری میماند که روی تخت تشریح رها شده است و میان ماندن و مردن دستوپا میزند.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در ادبیات اقتصادی ایران، جراحی همواره استعارهای از اصلاحات دردناک اما ضروری بوده است، اما آنچه امروز در شریانهای جاده مخصوص جریان دارد، نه بهبودی پس از عمل، که علائم وخیم نقاهت در صنعتی است که گویی روی تخت تشریح رها شده است. جراحی ناتمام را میتوان توصیف دقیق وضعیتی دانست که در آن، خصوصیسازی مدیریت بزرگترین خودروساز کشور در تقابل با تداوم مدیریت دولتی در قطب دیگر یک دوپارگی ساختاری ایجاد کرده است؛ آنهم در دورانی که این صنعت و در کل اقتصاد کشور با وضعیت پیچیدهای دستوپنجه نرم میکند.
فلج تصمیمگیری
نخستین و مهلکترین اثر این جراحی نیمهکاره، فلج تصمیمگیری در مواجهه با بحرانهای ژئوپلیتیک است. در حالیکه، مدیریت خصوصی در تلاش است تا با چابکی ناشی از نفع سهامدار، مسیرهای جایگزین برای دور زدن محاصره دریایی و تأمین قطعه بیابد، بدنه سنگین و بوروکراتیک بخش دولتی همچنان درگیر تأییدیه از نهادهایی است که اولویت خودرو چندان اولویتی برای آن ندارد. این تضاد، جاده مخصوص را به مجمعالجزایری تبدیل کرده است که در آن، یک جزیره برای بقا میجنگد و جزیره دیگر در انتظار تصمیم بالادستیها زمان را از دست میدهد.
تورم ناشی از بلاتکلیفی
اثر دوم این وضعیت، تشدید تورم ناشی از بلاتکلیفی است. جراحی ناتمام ساختار مالی خودروسازان باعث شده است زیان انباشته قدیمی نهتنها تخلیه نشود، بلکه تحتفشار هزینههای جدید به مرحله بحرانی برسد. وقتی درآمدهای نفتی بر اثر تلاطمهای سیاسی دچار نوسان میشود، نخستین قربانی، ارز تخصیصی به صنعتی است که میان دولتی بودن و خصوصی شدن سرگردان مانده است. در نتیجه، قیمت خودرو در بازار نه براساس کیفیت یا تکنولوژی، بلکه بر مبنای نرخ ریسک و محاسبه با دلار تعیین میشود. مصرفکننده نهایی در واقع هزینه جراحیای را میپردازد که پزشکاناش در میانه عمل، اتاق را ترک کردهاند.
خودرو؛ سلاح پولی جامعه
از سوی دیگر، انباشت چالشهای گذشته در کنار تنشهای منطقهای امروز، خودرو را از مدار یک کالای مصرفی خارج و به سلاح پولی جامعه تبدیل کرده است. در این فضای مهآلود، نگاه سرمایهای به خودرو نه یک انتخاب، بلکه واکنشی دفاعی از سوی مردم برای حفظ ارزش دارایی در برابر شوکهای واردشده و احتمالی آینده است. این هجوم تقاضا در کنار لکنت تولید، به خوبی نشان میدهد که جراحی ناتمام، چگونه اعتماد عمومی را به مسلخ برده است.
در نهایت، جاده مخصوص در سال ۱۴۰۵، آینه تمامنمای اقتصادی است که میان اصلاحات شجاعانه و محافظهکاری رانتجویانه، معلق مانده است. اثرات این جراحی ناتمام، تنها در افت تیراژ یا صعود قیمت خلاصه نمیشود؛ خطر اصلی، «مرگ تدریجی خوشبینی» به بهبود است. اگر جراحی واگذاری کامل و خروج از نظام قیمتگذاری دستوری با هدف انطباق با واقعیتهای ژئوپلیتیک تکمیل نشود، این زخم باز زیر بار محاصره و فشارهای ارزی، به عفونتی سیستماتیک تبدیل خواهد شد که کل پیکره صنعت ایران را تحتتأثیر قرار میدهد. جاده مخصوص نیازمند اتمام درمان است، پیش از آنکه بیمار از دست برود.





دیدگاه ها