نامه ها و گمانه زنی ها ؛ منطقی، کروز و آینده مبهم جاده مخصوص

نامه ها و گمانه زنی ها؛ منطقی، کروز و آینده مبهم جاده مخصوص، تمام این مسائل طی روزهای اخیر مانند زنجیر به هم ربط داده می شوند، حتا اگر هیچ ارتباطی هم نداشته باشند، فقدان شفافیت و برنامه ای منسجم باعث بروز چنین دیدگاهی شده است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، همزمانی نامه منطقی به شورای رقابت مبنی بر تکذیب عدم تخصیص ارز به خودروسازان، انتصاب فرد مورد نظر توکلی، در حالی که سال گذشته حکم وی به دلیل مسئله استخدامی لغو شده بود، تأیید خرید سهام بلوکی ایران خودرو توسط گروه بهمن و اصرار رسانه دولت به تخلف کروز و بازخوانی احکام سال گذشته، جدی شدن زمزمه های خصوصی سازی و خروج دولت از خودروسازی و تأکید دوباره بر پابرجا بودن قیمت گذاری دستوری و آغاز سومین مرحله فروش سامانه ای و اثرگذاری این تصمیم بر روند حرکتی خودروسازی، همگی باعث بروز برخی گمانه زنی های مبتنی بر شایعات شده است، که می تواند آینده جاده مخصوص را تحت تأثیر قرار بدهد.
به طور اصولی و معقول شایعات و شنیده ها نمی تواند محور بحث و گفتوگوهایی جدی و تحلیل ها قرار بگیرد، اما طی سال های اخیر به قدری این حواشی به حقیقت تبدیل شده اند که به نظر می رسد به یک راهکار و متد تبدیل شده اند. این متد به روش های متعدد کار می کند؛ پررنگ کردن و یا به اصطلاح بُلد کردن یک نام برای سوزاندن یا معرفی و معروف کردن، شایع کردن اتفاقی که می خواهند/ نمی خواهند رخ بدهد، عادی کردن مسئله ای که تا پیش از آن تابو و حساسیت زا بوده است؛ در مواردی هم برخی شایعات وجود دارد که از چالش، کینه، تقابل و رودررو شدن یک گروه یا یک تولیدکننده با یک مقام مسئول حکایت می کند. گاهی اوقات نیز به دلیل برخی رفتارها و تنزل شأن مقام وزارت و فراموش کردن جایگاه یک وزیر برای پوشاندن کم کاری ها، ضعف عملکرد و رد گم کردن، پشت نام یک شرکت پنهان می شود.
این شایعه ها، درست یا غلط، به نحوی ریشه در جاده مخصوص دوانده اند که حتا اگر تصمیم و شیوه ای صحیح، مبتنی بر چارچوب علمی و لحاظ کردن شرایط واقعی خودروسازی هم اتخاذ شده باشد، باز هم با جهت گیری و واکنش های گروه ها یا افرادی مواجه می شود که در طرف مقابل قرار دارند و منافعشان به خطر می افتد. منافعی که همیشه و همواره یک سر آن به نهادهای حکومتی متصل است. نهادهایی زیروبم اقتصاد دستشان است. بالا و پایین آن را می دانند، از همه چیز خبردارند، اما هنوز به درکی درست و کامل از خودروسازی غیر دولتی و خصوصی نرسیده اند.
از یک سو، عدم درک و فهم صحیح از خصوصی سازی، و از سوی دیگر، تمرکز تصمیم گیری در یک نهاد باعث شده است طرف های ذی نفع و متضرر به دنبال افزایش قدرت سیاسی و چانه زنی باشند. این میل به افزایش قدرت کاملاً غیر شفاف است. در مسیری تاریک حرکت می کند و این ظلمت، محور زایش شایعات و حواشی می شود. مانند حواشی اخیری که به طور اتفاقی همزمان یک سر آن به یک خودروساز و سر دیگر آن به وزارت صمت می خورد. رصد اخبار، دستور العمل ها و ابلاغیه ها و… نشان می دهد رابطه طرفین از شکرآب بودن گذشته است.
در این شرایط، که حتا اگر نامه منوچهر منطقی مبنی بر تکذیب عدم تخصیص ارز به خودروسازان برای جلوگیری از چالش های جدید باشد نیز به معنی مقابله با خصوصی سازی و ادامه قیمت گذاری دستوری تلقی می شود، چراکه چند روز پیش از آن، میزان سهام گروه بهمن در ایران خودرو به ۳۰ درصد رسیده است. همین خبر باعث شد بلافاصله پرونده متخلف شناخته شدن کروز در تصاحب دو کرسی در هیئت مدیره ایران خودرو از سوی رسانه دولت بازنشر شود و با اشاره به احکام شورای رقابت و کمیسیون اصل ۹۰ بر ضرورت پیگیری از سود نهادهای نظارتی تأکید داشته باشند.
همان طور که اشاره شد، این گمانه زنی ها به دلیل همزمانی برخی اقداماتی است که حرکت های طرف مقابل را خنثا کرده است یا تحت تأثیر قرار می دهد، اما تمام ارکان حکومت از صدر تا ذیل باید بدانند صنعت خودروسازی کشور از مشکلات و چالش های زیادی رنج می برد؛ مافیا، رانت، ضعف مدیریتی، ضعف فرهنگ کاری و سازمانی، عدم شفافیت و ثبات قوانین، و سیاست های ضد تولید، که عمده ترین مشکلات گذشته و حال و آینده این صنعت به شمار می روند، بلای جان مردم شده است.
تمام این مشکلات از فقدان یک برنامه جامع، فراگیر، بلندمدت و لازم الاجرا مبتنی بر منافع ملی ناشی می شود. طی سال های اخیر، هر دولت سیستم و تفکر خاص خود را آورده است، با تغییر دولت و یا حتا وزیر صمت تمام برنامه ها و سیستم ها تغییر جهت داده اند و به سمت برنامه جدید می روند، اما وضعیت امروز بازار خودرو نشان می دهد تمام رفتارها براساس واکنش شکل گرفته و هیچ برنامه مدون و منسجمی وجود ندارد، اما در عین حال، کسی به اتلاف منابع ملی و از دست رفتن فرصت ها فکر نمی کند. به همین علت است که شایعات و حواشی جای تعقل و تفکر را گرفته است. به همین علت است که هیچ بازی برد-بردی مشاهده نمی شود، به همین علت است که نامه ها شکل گمانه زنی گرفته اند و راهکارها (حتا درست) به مثابه تسویه حساب ها شخصی تلقی می شوند؛ آب از سرچشمه آلوده است.
دیدگاه ها