تناقض اصرار بر تولید خودرو همراه با زیان

زیان خودروسازان
زیان خودروسازان

این روزها اخبار متناقض و متفاوتی از خودروسازان مخابره می شود، از یک سو، برخی از آن ها افزایش میزان تولید را نشان می دهد و برخی دیگر از ادامه تولید همراه با زیان حکایت می کنند. در این میان، مشخص نیست که این معما چگونه قرار است حل شود.

اصولاً کسب سود هدف غایی هر فعالیت اقتصادی است؛ سودی که باعث گردش پول و سرمایه شود و متناسب با حجم داد و ستد و تولید انجام گرفته افراد جامعه را منتفع می کند. در واقع، هر کس بنابر فراخور حضور در این کسب و کارها یک عایدی به دست می آورد. کارگر ساده مدیران میانی و ارشد، سرمایه گذار، تأمین کنندگان زنجیره تولید، صاحبان صنایع و مشاغل مرتبط و همچنین افرادی که به صورت غیرمستقیم در مسیر تولید قرار دارند، همگی به نوعی از این سفره لقمه ای دارند، اما به نظر می رسد که این سفره در خودروسازان بزرگ کشور بیش تر برای افراد غیرمرتبط با تولید، نان و آب دارد، چراکه انتشار گزارش های مالی خودروسازان بزرگ در سامانه کدال از تعمیق زیان آن ها حکایت می کند. این یک سوی داستان است و صورت دیگرش افزایش تولید و اصرار بر آن است، چراکه بنا بر سیاست های تعیین شده با افزایش تولید است که می توان تقاضای بازار را پوشش داد و از افزایش قیمت های ناشی از مازاد تقاضا جلوگیری کرد. اما دست یابی به اهداف این سیاست گذاری ها به چه قیمت باید محقق شود؟

انتشار اطلاعات صورت‌های مالی دو خودروساز بزرگ کشور در سامانه کدال، بار دیگر نشان می دهد که آن ها همچنان زیان ده هستند. یعنی این کسب و کار بسیار بزرگ که بیش از ۶۰ صنعت مرتبط و تعداد زیادی افراد شاغل دارد، نه تنها سودآور نیست بلکه همچنان بر مسیر زیان می تازد. براساس آمار منتشرشده در سامانه کدال، مجموع زیان خالص تلفیقی دو شرکت ایران خودرو و سایپا در سال مالی ۹۹ معادل ۳۳ هزار و ۴۰۹ میلیارد تومان بوده است که سهم ایران خودرو ۲۱ و سهم سایپا ۱۲ هزار میلیارد تومان به ثبت رسیده است. به بیان ساده تر، این صنعت نه تنها هیچ سودی ندارد بلکه با تعمیق زیان انباشته علاوه بر نیاز بیش تر به تزریق سرمایه، صنایع مرتبط یا تأمین کنندگان اصلی خطوط تولید را نیز به شدت تحت تأثیر خود قرار می دهد.

در واقع، جایی که خودروساز خودش پولی ندارد چگونه می تواند بدهی اش را پرداخت کند. این گونه آرام آرام سرمایه طرفین تحلیل رفته و یا باید از منابع دیگر تسهیلات دریافت کنند و یا باید تولید را متوقف کنند. هر دو سوی این داستان نیز ناخوشایند است. یعنی اگر تولید را متوقف کند، خطوط تولید نیز از کار می افتند. در این صورت، با کاهش تولید مواجه می شویم که در پی خود عدم تعادل عرضه و تقاضا را به دنبال دارد. بنابراین باز هم پای واردات به میان خواهد آمد و هر چه طی سال های اخیر ریسته شده است پنبه خواهد شد. از سوی دیگر، اگر تأمین کنندگان بخواهند به تولید ادامه بدهند نیاز به دریافت تسهیلات دارند، اما با عدم پرداخت مطالبات از سوی خودروسازان آن ها نیز توان پرداخت اقساط خود را نداشته و بدهی آن ها به سیستم بانکی بیش تر می شود. در کنار این موارد، هزینه های خودروسازان را نیز باید در نظر گرفت.

حال پرسش این است: سود دیگر کسب و کار متناقض به جیب چه کسی می رود؟ پرسش دیگر این که، چرا برای تولید با زیان اصرار وجود دارد؟ هزینه این زیان را چه کسانی پرداخت می کنند. از چه محلی تأمین می شود. آیا همچنان گیر این مسئله قیمت گذاری دستوری است؟ آیا سیاست ها و هدف گذاری ها اشتباه است؟

در واقع، در حال حاضر صنعت خودروی کشور به رغم تلاش هایی که برای رشد و ارتقای فنی و کیفی آن صورت گرفته است و می گیرد از نظر مالی حکم بازی دو سر باخت را دارد؛ یعنی اگر بخواهند جلوی تولید را بگیرند، نمی دانند و نمی توانند بازار را اداره و کنترل کنند. اگر بخواهند به تولید ادامه بدهند بر میزان زیان افزوده اند. به نظر می رسد اصرار بر افزایش تولید همراه با افزایش زیان یکی از تناقضاتی باشد که دولت سیزدهم نیز مانند دولت های قبلی با آن مواجه خواهد شد. هرچه قدر هم که تأکیدات ویژه مبتنی بر حمایت از تولید داخل نیز داشته باشند، بدون حل این تناقض راه به جایی نخواهند برد و هزینه آن از جیب مردم پرداخت خواهد شد.

علی طجوزی

پایگاه خبری اسب بخار

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.