چرا زنجیره تأمین به پاشنه آشیل تولید خودرو تبدیل شده است؟

یکی از مهمترین چالشهایی که این روزها خودروسازان، بهویژه شرکتهای بخش خصوصی، با آن مواجه هستند، دیگر صرفاً تأمین مالی یا فروش محصول نیست، بلکه حفظ جریان تأمین قطعات و جلوگیری از ایجاد وقفه در خطوط تولید به یکی از اصلیترین دغدغههای صنعت خودرو تبدیل شده است.
واقعیت آن است که امروز سرعت تولید بیش از هر زمان دیگری به سرعت زنجیره تأمین وابسته است و هرگونه اختلال در این زنجیره، مستقیماً برنامه تولید خودروسازان را تحتتأثیر قرار میدهد. زنجیره تأمین قطعات خودرو نیز همانند بسیاری از صنایع کشور، تحتتأثیرتحولات ژئوپلیتیکی و محدودیتهای تجاری قرار گرفته است. اگرچه طی سالهای اخیر داخلیسازی در بخشهایی از صنعت قطعه پیشرفت کرده است، اما همچنان بخشی از مواد اولیه، آلیاژهای خاص، مواد شیمیایی، تجهیزات و برخی قطعات نیمهساخته از خارج کشور تأمین میشوند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در فرآیند واردات، مستقیماً بر فعالیت قطعهسازان اثر میگذارد.
در شرایط فعلی، قطعهسازان با مجموعهای از چالشهای همزمان روبهرو هستند. افزایش نرخ ارز، کمبود نقدینگی، طولانی شدن فرآیند ثبت سفارش، دشواریهای تأمین ارز و پیچیدهتر شدن حملونقل بینالمللی، همگی زمان تأمین مواد اولیه را افزایش دادهاند.
از سوی دیگر، تغییر مسیرهای حملونقل به دلیل افزایش ریسکهای منطقهای و محدودیتهای دریایی، موجب شده است زمان رسیدن محمولهها نسبت به گذشته طولانیتر شود. در چنین شرایطی، حتا اگر مواد اولیه خریداری شده باشد، لزوماً در زمان مورد نیاز به دست تولیدکننده نخواهد رسید.
همین تأخیر در تأمین مواد اولیه، به صورت زنجیرهای به فرآیند تولید قطعات منتقل میشود. قطعهسازی صنعتی است که براساس زمانبندی دقیق فعالیت میکند و هرگونه وقفه در تأمین مواد اولیه، برنامه تولید را به هم میریزد. در نتیجه، قطعات با تأخیر از خطوط تولید قطعهساز خارج میشوند و این تأخیر، ناخواسته به خودروساز منتقل میشود.
در این میان، خودروسازان خصوصی یا همان مونتاژکاران بیش از گذشته تحتتأثیراین شرایط قرار میگیرند. تولید در این شرکتها بر مبنای برنامهریزی دقیق ورود قطعات انجام میشود و تأخیر در تحویل حتا بخشی از قطعات میتواند روند مونتاژ را کند کرده یا در برخی مقاطع متوقف کند. به همین دلیل، آنچه امروز در ظاهر به عنوان کاهش سرعت تولید دیده میشود، در بسیاری از موارد ریشه در مشکلات زنجیره تأمین دارد، نه کاهش ظرفیت خطوط تولید.
نکته مهم آن است که این چالش تنها به یک حلقه از صنعت خودرو محدود نمیشود. قطعهساز، شرکت حملونقل، تأمینکننده خارجی، شبکه بانکی و خودروساز، همگی اجزای یک زنجیره واحد هستند و اختلال در هر بخش، سایر حلقهها را نیز تحتتأثیرقرار میدهد.
به بیان دیگر، تأخیر در ورود یک محموله مواد اولیه میتواند با فاصله زمانی کوتاه، برنامه تولید چندین کارخانه را تغییر دهد.
با این حال، صنعت خودرو تلاش کرده است آثار این محدودیتها را تا حد امکان کاهش دهد. بسیاری از قطعهسازان با افزایش شیفتهای کاری، مدیریت دقیقتر موجودی مواد اولیه و فشردهسازی برنامههای تولید، سعی میکنند عقبماندگیهای ایجادشده را جبران کنند. در سوی دیگر، خودروسازان نیز با بازنگری در برنامههای تولید، افزایش هماهنگی با شبکه تأمین و مدیریت موجودی قطعات، تلاش دارند وقفههای ایجادشده را به حداقل برسانند.
با وجود این تلاشها، نمیتوان انکار کرد که بخش قابل توجهی از این مشکلات، منشأ بیرونی دارد و از اختیار تولیدکنندگان خارج است. تا زمانی که چالشهایی مانند نوسانهای ارزی، دشواریهای ثبت سفارش، محدودیتهای حملونقل و تأخیر در تأمین مواد اولیه پابرجا باشد، زنجیره تأمین نیز با فشار روبهرو خواهد بود.
با این وجود، آنچه امروز در صنعت خودرو دیده میشود، تلاش همزمان قطعهسازان و خودروسازان برای حفظ جریان تولید و عمل به تعهدات است؛ تلاشی که اگرچه هزینه و پیچیدگی تولید را افزایش داده، اما مانع از توقف حرکت خطوط تولید شده است.





دیدگاه ها