حاکمیت برای نجات بازار خودرو چه گزینههایی روی میز دارد؟

بازار خودروی ایران بار دیگر در شرایطی قرار گرفته است که بیش از هر عامل دیگری از عدم قطعیت تأثیر میپذیرد. هنوز هیچ تضمینی درباره رفتار طرفین وجود ندارد. نه بازار خودرو، نه خودروساز و نه خریدار، هیچکدام تصویر روشنی از آینده ندارند. بنابراین در این فضا باید دید حاکمیت برای نجات بازار خودرو چه گزینههایی روی میز دارد؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در حالی که، خبرهای سیاسی بر توافق، شرایط و چگونگی آن متمرکز شدهاند، بیشتر نگاهها به تأثیر آن بر بازارهای مختلف، از جمله خودرو، معطوف شده است. با توجه به وضعیت حاکم بر این صنعت، تمرکز و چشمانداز بازار به طور طبیعی برای بسیاری از افراد اهمیت بالایی پیدا کرده است.
در این میان، شاید باید یک پرسش اساسی و حیاتیتر هم مطرح کرد. در واقع، میتوان گفت در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که توافق به کجا میرسد، بلکه این است که حاکمیت چگونه میتواند از همین فرصت محدود برای کاهش آسیبپذیری بازار خودرو استفاده کند.
به بیان دیگر، اگر فرض کنیم آینده همچنان مبهم باقی بماند، چه اقداماتی میتواند بازار خودرو را در برابر بازگشت احتمالی تنشها مقاومتر کند؟
گزینه اول؛ انتظار برای نتیجه مذاکرات
متأسفانه این همان گزینهای است که طی سالهای گذشته بارها تجربه شده است. در این سناریو، سیاستگذار تصمیمات مهم را به آینده موکول میکند و بازار خودرو در حالت انتظار باقی میماند. واردکنندگان، خودروسازان و مصرفکنندگان نیز رفتار محتاطانه در پیش میگیرند تا نتیجه مذاکرات مشخص شود.
مشکل این رویکرد آن است که بلاتکلیفی را به بخش دائمی بازار تبدیل میکند. تجربه نشان داده هر زمان سیاستگذار منتظر تعیین تکلیف تحولات خارجی مانده، سرمایهگذاری کاهش یافته، تولید آسیب دیده و بازار به سمت سوداگری حرکت کرده است.
در واقع، انتظار کشیدن شاید سادهترین گزینه باشد، اما کمهزینهترین گزینه برای اقتصاد نیست.
گزینه دوم؛ آزادسازی کنترلشده واردات
اگر حاکمیت به این جمعبندی برسد که آینده مذاکرات قابل پیشبینی نیست، یکی از منطقیترین اقدامات میتواند تسهیل واردات خودرو در قالب یک برنامه شفاف و پایدار باشد.
بازار خودرو ایران سالهاست از کمبود رقابت رنج میبرد. حتا اعلام یک برنامه چندساله برای واردات میتواند انتظارات تورمی را تعدیل و بخشی از التهاب بازار را کنترل کند.
مزیت این گزینه آن است که آثار آن نسبتاً سریع ظاهر میشود، اما نقطه ضعف آن نیز روشن است؛ واردات بهتنهایی مشکل صنعت خودرو را حل نمیکند و در صورت نبود منابع ارزی کافی، ممکن است خود به یک چالش جدید تبدیل شود.
گزینه سوم؛ پایان قیمتگذاری دستوری
شاید هیچ موضوعی به اندازه قیمتگذاری دستوری مورد اجماع کارشناسان صنعت خودرو نباشد. سیاستی که قرار بود از مصرفکننده حمایت کند، در عمل به زیان انباشته خودروسازان، کاهش کیفیت تولید، شکلگیری رانت گسترده و ضرر صددرصدی مصرفکننده منجر شده است.
در شرایطی که آینده توافق نامشخص است، حذف تدریجی این سیاست میتواند یکی از مهمترین اقدامات اصلاحی باشد. مزیت این تصمیم آن است که برخلاف بسیاری از راهکارها، به نتیجه مذاکرات خارجی وابسته نیست و کاملاً در اختیار سیاستگذار داخلی قرار دارد. با این حال، هزینه اجتماعی و سیاسی چنین تصمیمی باعث شده دولتها همواره از اجرای کامل آن اجتناب کنند.
گزینه چهارم؛ تمرکز بر تأمین قطعات و افزایش تولید
شاید واقعبینانهترین گزینه در کوتاهمدت، استفاده از فضای ایجادشده برای تقویت زنجیره تأمین باشد. اگر امکان نقلوانتقال پول، حملونقل و تأمین قطعات حتی برای چند ماه تسهیل شده است، بهترین استفاده از این فرصت میتواند افزایش ذخایر قطعات و مواد اولیه باشد.
این رویکرد شاید جذابیت رسانهای کمتری نسبت به واردات یا جذب سرمایهگذار خارجی داشته باشد، اما در عمل میتواند از بروز شوکهای تولیدی در آینده جلوگیری کند. بازار بیش از هر چیز به عرضه نیاز دارد و افزایش تولید همچنان مؤثرترین ابزار برای کنترل قیمتها محسوب میشود.
گزینه پنجم؛ اصلاح حکمرانی به جای اصلاح مقطعی بازار
اما شاید مهمترین گزینه، اصلاح ساختار حکمرانی خودرو باشد؛ گزینهای که درباره آن زیاد صحبت میشود، اما متولیان و مسئولان کمتر به آن اهمیت داده و توجه میکنند.
بازار خودروی ایران بیش از آنکه قربانی کمبود شریک خارجی باشد، قربانی سیاستگذاری متغیر و تصمیمات کوتاهمدت است. تغییر مداوم مقررات، نبود استراتژی صنعتی مشخص، دخالتهای گسترده دولت و نبود رقابت واقعی، مشکلاتی هستند که حتی در صورت دستیابی به بهترین توافقهای سیاسی نیز پابرجا خواهند ماند.
اگر حاکمیت از این فرصت برای تدوین یک نقشه راه چندساله استفاده کند، بازار میتواند بخشی از اعتماد از دست رفته خود را بازیابد. اعتماد، همان حلقه مفقودهای است که امروز بیش از ارز، تعرفه و حتی توافقهای سیاسی بر بازار خودرو اثر میگذارد.
فرصت کوتاه، تصمیمهای بلندمدت
واقعیت این است که هیچکس نمیداند پس از پایان مهلت توافق چه رخ خواهد داد. ممکن است مسیر تنشزدایی ادامه پیدا کند یا دوباره شرایط پیچیده شود. اما آنچه مشخص است، این است که بازار خودرو دیگر توان تحمل دورههای طولانی بلاتکلیفی را ندارد.
به همین دلیل، بهترین اقدام حاکمیت نه شرطبندی بر آینده مذاکرات، بلکه اتخاذ تصمیماتی است که در هر سناریویی قابل دفاع باشند؛ افزایش تولید، اصلاح قیمتگذاری، ایجاد رقابت، ثباتبخشی به مقررات و تدوین یک راهبرد روشن برای صنعت خودرو. توافقهای سیاسی میتوانند فرصت ایجاد کنند، اما این کیفیت حکمرانی است که تعیین میکند آن فرصت به اصلاحات پایدار تبدیل شود یا تنها به تعویق افتادن بحران بعدی.





دیگه دولت چیکار باید بکنه. مجوز داده ایران خودرو دو سه بار قیمت ها رو به شدت بالا برده. همه خوردوهاش بالای یک میلیارد شدن. با این قیمتها اگه زیانش برطرف نمیشه باید از بخور بخورش کم کنه.