عقبماندگی به وقت جاده مخصوص

سرعت پیشرفت تکنولوژیک مبتنی بر اقتصاد ملی و همگرایی جهانی و مقایسه آن با وضعیت فعلی ایران، این پرسش اساسی و بنیادین را مطرح کرده است که ما از کی و چه زمانی عقب افتادیم؟ این پرسش، با توجه به وضعیت وخیم بازار خودرو، برای این صنعت نیز قابل طرح است و باید دید عقبماندگی به وقت جاده مخصوص محصول چه زمانی است؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، ما از کی عقب افتادیم؟ این پرسش مدتهاست در ذهن ایرانیان میچرخد، اما شاید پاسخ واقعی را نه فقط در کتابهای تاریخ، بلکه باید در راهروهای تصمیمگیری جستوجو کرد. آنگونه که کارشناسان توسعه میگویند، عقبماندگی محصول یک اتفاق ناگهانی نیست، بلکه نتیجه انباشت تأخیرها در گرفتن تصمیمهای سخت و ساختاری است.
قصه از کجا شروع شد؟
در اواخر قرن هفدهم میلادی (۱۶۹۴)، زمانی که بانک انگلستان به عنوان یک نهاد مالی مدرن برای پشتیبانی از پروژههای بزرگ ملی و صنعتی تأسیس میشد، ایران آن زمان هنوز درگیر ساختارهای سنتی خزانه و ثروتهای فردی بود. تفاوت در مقدار پول نبود؛ تفاوت در نهادسازی برای گردش ثروت و تولید قدرت بود. در حالیکه، در غرب، تصمیم برای ایجاد نهادهای پولی و اعتباری گرفته میشد تا زیربنای انقلاب صنعتی باشد، ما در ساختار سنتی قدرت، سرمایه را نه ابزاری برای توسعه، بلکه عاملی برای بقای فردی میدیدیم.
سالها بعد، در قرن نوزدهم، در حالیکه، در ژاپن عصر میجی، تصمیمهای بزرگی برای اصلاحات آموزشی و صنعتی شدنِ سریع گرفته میشد، در ایرانِ عصر ناصری، نخستین تلاشها برای راهاندازی راهآهن تنها به ۹ کیلومتر مسیر کوتاه و وابسته به سرمایه خارجی ختم شد. مسئله فقط نبود ریل و لوکوموتیو نبود؛ مسئله این بود که رقبای جهانی ما خیلی زودتر فهمیدند آینده با تصمیمهای نهادی ساخته میشود، نه با آرزوهای پراکنده. آنها دانشگاه، بانک و راهآهن را به عنوان سیستم پذیرفتند، اما ما آنها را به عنوان کالای وارداتی دیدیم.
امروز وقتی این قاب تاریخی را جلوی آینه صنعت و بازار خودروی ایران میگیریم، عقبماندگی به وقت جاده مخصوص به وضوح دیده میشود. بحران امروز ما، از کیفیت پایین تا آشفتگی بازار، نتیجه مستقیم «دیر تصمیم گرفتن» و «ناقص اجرا کردن» است. دهههاست که تصمیمهای بزرگ در حوزه استراتژی صنعتی و اتصال به زنجیره تأمین جهانی به تعویق افتاده است. توسعه مجموعهای از تصمیمهای پیوسته و پرهزینه است که ما اغلب آنها را به مدیرانِ در رفتوآمد وابسته کردهایم، نه به نهادهای پایدار صنعتی.
در میز تصمیم صنعت خودرو، همواره حسرت گذشته بر تدبیر آینده غلبه داشته است. اگر امروز در بازار خودرو با بنبست مواجهایم، به این دلیل است که در بزنگاههای تاریخی به جای نهادسازی و تحقیق و توسعه، به مونتاژکاری و مُسکنهای کوتاهمدت دولتی دل خوش کردیم. توسعه یعنی تصمیم برای ساختن توان داخلی، نه فقط خریدن قطعه از دیگران.
بنابراین، در حال حاضر پرسش اصلی این نیست که چرا عقب افتادیم؛ پرسش این است: امروز کدام تصمیم سخت را اگر نگیریم، فردا دوباره فرزندانمان در ترافیک جاده مخصوص از خود خواهند پرسید که ما از کی عقب افتادیم؟
آینده را کسانی میسازند که تصمیمهای بزرگ را به موقع میگیرند. اگر امروز جرئت جراحی ساختارهای فرسوده را نداشته باشیم، تاریخ بار دیگر ما را در ایستگاه تأخیر جریمه خواهد کرد. ما از روزی عقب افتادیم که فهمیدیم باید تغییر کنیم، اما تصمیم گرفتیم آن را به فردا موکول کنیم.





دیدگاه ها