بازار خودرو اسیر سایه جنگ و سراب توافق

بازار خودرو ایران در وضعیت عجیبی گرفتار شده است؛ نه در شرایط جنگی قرار دارد و نه در وضعیت صلح و ثبات. آنچه امروز بیش از هر عامل دیگری این بازار را به آشوب کشانده، بلاتکلیفی مزمن سیاسی است؛ وضعیتی میان سایه جنگ و سراب توافق که تصمیمگیری اقتصادی را عملاً فلج کرده است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در چنین فضایی، بازار خودرو دیگر براساس منطق عرضه و تقاضا حرکت نمیکند، بلکه تابعی از شایعات سیاسی، گمانهزنیهای دیپلماتیک و سیگنالهای متناقض از آینده روابط خارجی است. هر خبر از مذاکرات میتواند مسیر قیمتها را تغییر دهد و هر تنش منطقهای کافی است تا موج جدیدی از انتظارات تورمی در بازار شکل بگیرد.
در واقع، بازار خودرو امروز بیش از آنکه یک بازار اقتصادی باشد، به یک بازار انتظارات سیاسی تبدیل شده است. خریدار و فروشنده نه براساس واقعیتهای تولید، بلکه براساس حدس و ترس و امید تصمیم میگیرند. نتیجه روشن است: رکود در معاملات، افزایش رفتارهای هیجانی و نوسانهای غیرقابل پیشبینی قیمت.
اما مسئله فقط بیرونی نیست. بخش مهمی از این آسیبپذیری ریشه در ساختار داخلی بازار خودرو دارد. بازاری که سالها با قیمتگذاری دستوری، تعدد نهادهای تصمیمگیر، دخالتهای مقطعی و نبود یک مرجع شفاف تنظیمگری اداره شده، طبیعی است که در برابر کوچکترین شوک سیاسی نیز دچار بیثباتی شدید شود. در چنین ساختاری، حتا یک خبر غیررسمی میتواند جای سیاستگذاری را بگیرد.
از سوی دیگر، نبود چشمانداز روشن اقتصادی، عملاً برنامهریزی را از خودروسازان و واردکنندگان گرفته است. تولیدکننده نمیداند باید براساس چه سناریویی سرمایهگذاری کند، واردکننده نمیداند افق سیاستهای تجاری چیست و مصرفکننده نیز میان خرید امروز یا انتظار برای فردایی نامعلوم سرگردان مانده است. این یعنی توقف تصمیمگیری در همه سطوح بازار.
نکته مهمتر این است که سیاستگذار نیز در همین فضای تعلیق حرکت میکند. بخش مهمی از تصمیمات اقتصادی، از جمله در حوزه خودرو، به آیندهای نامعلوم گره خورده است؛ گویی بازار باید صبر کند تا ابتدا تکلیف سیاست خارجی روشن شود و سپس اقتصاد مسیر خود را پیدا کند. این نگاه، خود به تشدید رکود و بیثباتی دامن میزند.
واقعیت این است که بازار خودرو بیش از آنکه قربانی جنگ یا تحریم باشد، قربانی ابهام است. ابهامی که نه اجازه شکلگیری ثبات میدهد و نه امکان برنامهریزی بلندمدت را فراهم میکند. سایه جنگ، ترس را تزریق میکند و سراب توافق، امیدهای ناپایدار میسازد؛ و در میان این دو، بازار در حالت تعلیق کامل قرار گرفته است.
ادامه این وضعیت هزینهای سنگین دارد؛ هزینهای که نه تولیدکننده از آن در امان است، نه مصرفکننده و نه حتا سیاستگذار. تا زمانی که مسیر آینده روابط خارجی روشن نشود و مهمتر از آن، ساختار تصمیمگیری در بازار خودرو اصلاح نشود، این بازار همچنان در همین وضعیت فرسایشی باقی خواهد ماند؛ بازاری که در آن نه ثبات وجود دارد، نه پیشبینیپذیری و نه اعتماد.





دیدگاه ها