نفت و خودرو؛ دو بازاری که عراق از ایران میگیرد

سالها این تصور وجود داشت که عراق، به دلیل جنگ، ناامنی و عقبماندگی زیرساختی، برای مدت طولانی از ایران فاصله خواهد داشت، اما امروز معادله در حال تغییر است. کشوری که هنوز در بسیاری از شاخصهای توسعه صنعتی و زیرساختی با ایران فاصله دارد، توانسته است در دو حوزه راهبردی، یعنی نفت و خودرو، سرمایهگذاران خارجی را به سوی خود جذب کند؛ سرمایهگذارانی که روزگاری ایران یکی از اصلیترین گزینههای آنها در منطقه بود.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بازار خودرو عراق را میتوان نمونهای روشن از تغییر، توسعه و پیشرفت دانست. خودروسازان و شرکتهای بینالمللی در سالهای اخیر همکاری خود را با بغداد گسترش دادهاند. برخی از این همکاریها به ایجاد خطوط مونتاژ، توسعه شبکه خدمات پس از فروش و حتی سرمایهگذاری صنعتی منجر شده است. این روند نشان میدهد عراق دیگر تنها یک بازار مصرف نیست، بلکه بهدنبال تبدیل شدن به بخشی از زنجیره تولید خودرو در خاورمیانه است.
همزمان، خبرهای اخیر از مذاکرات و توافقهای جدید عراق با شرکتهای بزرگ آمریکایی در حوزه نفت و انرژی، اهمیت این تغییر مسیر را دوچندان کرده است. ورود سرمایه، فناوری و دانش مدیریتی به صنعت نفت عراق، میتواند درآمدهای ارزی این کشور را در سالهای آینده به شکل قابلتوجهی افزایش دهد؛ درآمدهایی که بخشی از آن به توسعه زیرساختها، گسترش صنایع و افزایش قدرت خرید خانوارها اختصاص خواهد یافت.
ارتباط نفت و خودرو، بسیار عمیقتر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر میرسد. هرچه درآمدهای ارزی یک کشور افزایش یابد، توان سرمایهگذاری دولت و بخش خصوصی نیز بیشتر میشود. این سرمایه میتواند صرف توسعه جادهها، شهرها، شبکه حملونقل، صنایع قطعهسازی و ایجاد کارخانههای جدید شود. در چنین شرایطی، بازار خودرو نیز از یک بازار وارداتی به بازاری مبتنی بر تولید و رقابت حرکت خواهد کرد.
برای ایران، این روند یک هشدار جدی است. عراق در سالهای گذشته یکی از مهمترین بازارهای صادرات خودرو و قطعات ایرانی بوده است. اما اگر این کشور بتواند با کمک سرمایهگذاری خارجی، ظرفیت تولید داخلی خود را افزایش دهد، بهتدریج نیاز کمتری به خودروهای مونتاژی یا صادراتی ایران خواهد داشت. در چنین شرایطی، خودروسازان ایرانی نهتنها بخشی از بازار صادراتی خود را از دست میدهند، بلکه با رقیبی تازه در همسایگی خود روبهرو خواهند شد.
شاید مهمترین پرسش این باشد که چرا این سرمایهگذاریها در ایران انجام نشد؟ واقعیت آن است که بسیاری از مزیتهای مورد نیاز سرمایهگذاران خارجی در ایران وجود دارد؛ از بازار بزرگ داخلی و شبکه گسترده قطعهسازی گرفته تا نیروی انسانی متخصص و تجربه چند دهه تولید خودرو. با این حال، تحریمهای بینالمللی، محدودیتهای بانکی، دشواری انتقال فناوری، تغییرات مداوم مقررات و نبود ثبات در سیاستگذاری اقتصادی، فضای سرمایهگذاری را برای بسیاری از شرکتهای جهانی پرریسک کرده است.
در مقابل، عراق با وجود ضعفهای زیرساختی، تلاش کرده پیام متفاوتی به سرمایهگذاران مخابره کند؛ پیامی مبتنی بر مشارکت، قراردادهای مشترک و جذب سرمایه خارجی. نتیجه این سیاست آن است که امروز نام عراق بیش از گذشته در فهرست مقاصد سرمایهگذاری شرکتهای بینالمللی دیده میشود.
رقابت آینده صنعت خودرو در منطقه، دیگر تنها بر سر تعداد خودروهای تولیدشده نیست؛ رقابت اصلی در جذب سرمایه، فناوری و حضور در زنجیره جهانی تولید است. اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، عراق میتواند بخشی از سرمایههایی را جذب کند که زمانی مقصد طبیعی آنها ایران بود. این تحول، فقط به معنای رشد اقتصاد عراق نیست؛ بلکه به معنای کوچکتر شدن تدریجی سهم ایران از بازارهای منطقهای و کاهش فرصتهای صادراتی صنعت خودرو نیز خواهد بود.
شاید هنوز ایران از نظر صنعتی و زیرساختی یک گام جلوتر از عراق باشد، اما در اقتصاد امروز، برنده کسی نیست که صرفاً ظرفیت بیشتری داشته باشد؛ برنده کشوری است که بتواند این ظرفیت را به فرصت سرمایهگذاری تبدیل کند. در همین نقطه است که عراق، با وجود همه محدودیتهایش، در حال برداشتن گامهایی است که ایران سالها پیش میتوانست بردارد، اما تحریمها و بیثباتی سیاسی و اقتصادی، مسیر آن را تغییر داد.





اتفاقاً صنعت و زیرساخت ایران پاشنه آشیل ایران است چرا که آنقدر فرسوده است یا مدیریت صحیح ندارد که حتی در تامین داخلی مانده است. حتی در تامین برق کار تولید مانده است. عراق به دلیل نداشتن بعضی مشکلات ایران میتواند با کمی سرمایهگذاری زیرساختهای خود را جدید و بروز تامین کند. البته این فرصتی هم است که صنایع ایران با نام عراق خود را نوسازی کنند.