چگونه نفرین نفت ریشه‌های خودروسازی ایران را سوزاند؟

نفت و خودروسازی
نفت و خودروسازی

خودروسازی ایران در شرایط مناسبی قرار ندارد. حتا می‌توان آن را یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌های نابودشده تاریخ اقتصاد و صنعت ایران به شمار آورد. به نظر می‌رسد پیش از هر پدیده‌ای، طلای سیاه آفت جان این صنعت شده است؛ اما چگونه نفرین نفت ریشه‌های خودروسازی ایران را سوزاند؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، به‌جرئت می‌توان گفت خودروسازی ایران را نه تحریم به‌تنهایی نابود کرد، نه کمبود فناوری و نه حتا سوءمدیریت‌های مقطعی. ریشه بحران را باید در جایی عمیق‌تر جست‌وجو کرد؛ در «نفرین نفت».

همان بیماری مزمنی که دهه‌ها اقتصاد ایران را از تولید واقعی دور کرد و صنایع را به موجوداتی رانتی، غیررقابتی و وابسته تبدیل ساخت. صنعت خودرو شاید روشن‌ترین قربانی این نفرین باشد؛ صنعتی که می‌توانست موتور توسعه صنعتی ایران شود، اما به کارخانه توزیع رانت، زیان و نارضایتی عمومی تبدیل شد.

نفت؛ مانع اصلی رقابتی شدن بازار

در اقتصادهای نفتی، دولت به‌جای آن‌که از مسیر مالیات و تولید ثروت کسب کند، از فروش منابع طبیعی ارتزاق می‌کند. نتیجه روشن است؛ دولت دیگر نیازی به رقابت‌پذیری صنایع ندارد. درآمد نفت، ناکارآمدی را می‌پوشاند. خودروسازی ایران نیز دقیقاً در چنین فضایی رشد کرد؛ نه بر پایه نوآوری و رقابت، بلکه زیر چتر حمایت‌های بی‌پایان، تعرفه‌های سنگین و انحصار دولتی.

بهای حمایت از خودروسازی ناکارآمد

در تمام این سال‌ها، مردم مجبور شدند بهای حمایت از صنعتی ناکارآمد را بپردازند؛ هم در قالب خودروهای بی‌کیفیت و ناایمن، هم با قیمت‌های غیرمنطقی و هم از جیب بودجه عمومی. در هیچ اقتصاد سالمی، صنعتی که دهه‌ها زیان انباشته تولید می‌کند، همچنان به حیات مصنوعی ادامه نمی‌دهد، اما پول نفت اجازه داد خودروسازان ایرانی بدون اصلاح ساختار، بدون افزایش بهره‌وری و بدون احترام به حقوق مصرف‌کننده زنده بمانند.

نزدیکی به قدرت؛ مهم‌تر از کیفیت

نفرین نفت فقط پول نیاورد؛ فرهنگ اقتصادی معیوب هم ساخت. فرهنگی که در آن، نزدیکی به قدرت مهم‌تر از کیفیت محصول شد. مدیران خودروسازی نه براساس کارنامه صنعتی، بلکه براساس ملاحظات سیاسی جابه‌جا شدند. تصمیمات کلان نیز نه اقتصادی، بلکه دستوری و امنیتی بود. قیمت‌گذاری دستوری، ممنوعیت واردات، توزیع رانتی خودرو و قرعه‌کشی، همگی نشانه‌های اقتصادی هستند که به‌جای رقابت، بر کنترل و رانت بنا شده است.

نفت؛ مانع جهانی شدن خودروسازی ایران

از سوی دیگر، نفت باعث شد ایران هرگز به زنجیره جهانی صنعت خودرو متصل نشود. کشورهایی مانند کره‌جنوبی یا ترکیه، چون منابع عظیم نفتی نداشتند، ناچار شدند برای بقا به صادرات، فناوری و جذب سرمایه خارجی تکیه کنند، اما ایرانِ نفتی تصور می‌کرد می‌تواند بدون رقابت جهانی، صنعت ملی بسازد. نتیجه آن شد که با هر تحریم یا شوک ارزی، صنعت خودرو به مرز فروپاشی رسید؛ چون نه فناوری مستقل داشت، نه بازار صادراتی واقعی و نه ساختار اقتصادی پایدار.

فرار از رقابت با شعار حمایت

تناقض تلخ این‌جاست که خودروسازی ایران سال‌ها با شعار حمایت از تولید ملی از رقابت فرار کرد، اما هرگز ملی نشد. صنعتی که بخش عمده قطعات‌اش وابسته به واردات است، با تغییر نرخ ارز فلج می‌شود و بدون حمایت دولت قادر به ادامه حیات نیست، بیش‌تر به یک مونتاژخانه بزرگ شباهت دارد تا یک صنعت ملی.

خودروسازی؛ آینه تمام‌نمای اقتصاد نفتی

امروز بحران خودروسازی فقط بحران یک صنعت نیست؛ آینه تمام‌نمای اقتصاد نفتی ایران است. اقتصادی که در آن، درآمد آسان نفت، انگیزه اصلاح را از بین برده و ناکارآمدی را به یک ساختار دائمی تبدیل کرده است. تا زمانی که دولت از اقتصاد کنار نرود، انحصار شکسته نشود و رقابت واقعی شکل نگیرد، هیچ توافق خارجی، هیچ تزریق سرمایه و هیچ تغییر مدیریتی معجزه نخواهد کرد.

خودروسازی ایران را قبل از تحریم‌ها، نفت زخمی کرده بود. تحریم فقط پرده را کنار زد تا عمق ویرانی دیده شود.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.