پارادوکس ارزی در بازار خودرو؛ چرا خودرو به ریزش دلار نه میگوید؟

پس از انتشار خبر توافق میان ایران و آمریکا و تأیید آن از سوی طرفین، قیمت ارز با ریزش زیادی همراه شد و به کانال ۱۵۰ هزار تومان سقوط کرد. اما برخلاف تصور، خریداران با پارادوکس ارزی در بازار خودرو مواجه شدهاند. بنابراین باید دید که چرا خودرو به ریزش دلار نه میگوید؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بازار خودرو در اقتصاد ایران مدتهاست که به عنوان دماسنج انتظارات تورمی شناخته میشود. در این سالها، پیوندی ناگسستنی میان قیمت دلار و خودرو وجود داشته است؛ رابطهای که در آن هر جهش ارزی، بلافاصله و با شدتی مضاعف، قیمت خودرو را به بالا پرتاب میکند.
با این حال، بررسی رفتارهای اخیر بازار نشان میدهد که این رابطه سنتی دچار نوعی گسست یا ناهمزمانی شده است. بنابراین، چرا مانند قبل، با افت و ریزش قیمت دلار و سایر ارزها و همچنین در پیش بودن اخبار به ظاهر خوشایند، قیمتها در بازار خودرو چندان تکان نمیخورند؟
بحران باور؛ سایه سنگین انتظارات تورمی
نخستین مانع در برابر ریزش قیمت خودرو پس از افت دلار، عدم باور فعالان بازار به پایدار بودن این افت است. در اقتصادی که شوکهای سیاسی و تنشهای منطقهای به بخشی از واقعیت روزمره تبدیل شده، ذهنیت معاملهگران و حتی مصرفکنندگان واقعی بر پایه پایداری تورم شکل گرفته است. وقتی دلار از قلههای قیمتی عقبنشینی میکند، بازار آن را نه یک ارزان شدن واقعی، بلکه یک تنفس مقطعی یا اصطلاحاً «پولبک» برای جهش بعدی تصور میکند. بنابراین، بازار خودرو با تکیه بر این پیشفرض که دوباره گران میشود، در برابر کاهش قیمت مقاومت میکند. اینجاست که قیمت خودرو نه از واقعیت فعلی دلار، بلکه از تصویر آینده دلار در ذهن مردم فرمان میگیرد.
چسبندگی قیمتها و مقاومت روانی
در ادبیات اقتصادی، پدیدهای به نام چسبندگی قیمت وجود دارد که در بازار خودروی ایران به شدیدترین شکل دیده میشود. قیمتها با آسانسور بالا میروند، اما با پله پایین میآیند. فروشندهای که خودروی خود را در اوج قیمت دلار خریده یا قیمت آن را با دلار سقف هماهنگ کرده است، به راحتی تن به ضرر نمیدهد. این مقاومت روانی باعث میشود که بازار در زمان افت ارزی وارد یک رکود سنگین شود. شاید قیمتها روی کاغذ پایین بیایند، اما معاملهای شکل نمیگیرد. این وضعیت تا زمانی ادامه مییابد که یا نیاز نقدینگی، فروشنده را مجبور به عقبنشینی کند، یا دلار دوباره صعودی شود و قیمتهای قبلی را توجیه کند.
شکاف عرضه و تقاضا
اشتباه استراتژیک در تحلیل بازار خودرو، تقلیل دادن همه متغیرها به نرخ ارز است. واقعیت این است که حتی اگر دلار افت کند، فاکتور کمبود عرضه همچنان مانند یک نیروی پیشران عمل میکند. ناترازی تولید، قطرهچکانی بودن واردات و قیمتگذاری دستوری، باعث شده است که خودرو در ایران از یک کالای مصرفی به یک کالای سرمایهای کمیاب تبدیل شود. وقتی عرضه پاسخگوی تقاضا نیست، افت دلار تنها میتواند شیب افزایش قیمت را ملایم کند، اما لزوماً منجر به سقوط قیمت نمیشود. شواهد نشان میدهد که در مقاطعی از سال ۱۴۰۴، به رغم ثبات یا افت نسبی دلار، قیمت خودرو به دلیل کاهش عرضه کارخانهای، مسیر صعودی خود را حفظ کرد.
پناهگاهی برای ریالهای بیارزش
نکته دیگر این است که بازار خودرو دیگر تنها تحت تأثیر هزینه تولید نیست، بلکه تحت تأثیر هجوم نقدینگی هم است. وقتی بازارهای موازی مانند بورس یا مسکن در رکود باشند یا سرمایههای خرد توان بازی در آن زمینها را نداشته باشند، نقدینگی سرگردان به سمت خودرو سرازیر میشود تا ارزش خود را حفظ کند. در این شرایط، خودرو به یک ارز فیزیکی تبدیل شده است. بازار زمانی افت قیمت ارز را باور میکند که سیگنالهای پایداری اقتصادی از سوی سیاستگذار ارسال شود، نه صرفاً نوسانات چندروزه در تابلوی صرافیها.
بیحسی موضعی در برابر دلار
در مجموع، بازار خودرو به مرحلهای از بیحسی موضعی در برابر دلار در دوران افت رسیده است. قیمتها در این بازار تنها زمانی به شکلی معنادار کاهش مییابند که سه شرط بهطور همزمان محقق شود:
۱- پایداری ریزش دلار برای میانمدت (بیش از سه ماه)،
۲- افزایش جهشی عرضه و واردات،
۳- تغییر انتظارات تورمی جامعه.
بدون این سهگانه، بازار خودرو همچنان به مقاومت خود ادامه خواهد داد و هر افت ارزی را تنها فرصتی برای استراحت و خیز مجدد تلقی میکند.





دیدگاه ها