ناترازی دائم برق و بنزین؛ نشانهای از ناکارآمدی حکمرانی اقتصادی

بحرانهای مکرر در شبکه برق و توزیع سوخت، دیگر نمیتواند تحت عنوان «اتفاقات فصلی» توجیه شود؛ ناترازی دائم برق و بنزین، در حقیقت نمودی آشکار از ناکارآمدی حکمرانی اقتصادی در ایران است. وقتی کشوری با ذخایر عظیم انرژی، هر سال در تابستان با قطعی برق و در فصول دیگر با صفهای بنزین مواجه میشود، یعنی مشکل اصلی نه در کمبود منابع، بلکه در مدیریت است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، با افزایش دما و مصرف سوخت بار دیگر سایه سنگین بحران مکرر ناترازی بر زندگی مردم و اقتصاد کشور افتاده است.
در نگاه اول، ناترازی برق و بنزین را میتوان یک چالش فنی دانست، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که ریشه این وضعیت در سیاستهای کلان اقتصادی است. در یک سیستم کارآمد، برنامهریزی بر اساس پیشبینی دقیق تقاضا و سرمایهگذاری بهموقع در زیرساختها صورت میگیرد، اما در ایران، ما شاهد نوعی مدیریت بحرانهستیم، نه مدیریت استراتژیک. به این معنا که مسئولان به جای پیشگیری از بحران، منتظر وقوع آن میمانند تا سپس با راهکارهای موقتی مانند قطعیهای برنامهریزیشده یا توجیههای محیطی، شرایط را مدیریت کنند.
یکی از دلایل اصلی این ناکارآمدی، تضاد میان قیمتگذاری و واقعیتهای اقتصادی است. وقتی قیمت انرژی به صورت غیرعلمی تعیین شود، تقاضا به شدت افزایش مییابد و فشار بر شبکه توزیع و تولید به نقطه شکست میرسد. این ناترازی در واقع نتیجه مستقیم عدم پذیرش واقعیتهای اقتصادی در سطح تصمیمگیری است. در واقع، دولتها به جای اصلاح ساختاری به دنبال «مُسکن» هستند و این موضوع باعث میشود بحرانها هر سال با شدت بیشتری بازگردند.
علاوه بر این، فرسودگی زیرساختها نشان میدهد که بودجههای تخصیصیافته به بخش انرژی، یا به درستی هزینه نشدهاند یا در مسیر اجرا با ناکارآمدیهای مدیریتی و رانتهای پروژهای مواجه شدهاند. وقتی پروژههای کلانی مانند پالایشگاههای جدید یا نیروگاههای بهینه، سالها با تأخیر مواجه میشوند یا کیفیت خروجی آنها پایین است، نتیجه مستقیم آن را شهروندان در قالب قطعی برق یا کمبود سوخت حس میکنند.
حکمرانی اقتصادی کارآمد، یعنی توانایی ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا براساس دادههای واقعی و تخصص. اما آنچه در حوزه انرژی میبینیم، حاشیه قرار گرفتن متخصصان و اتخاذ تصمیماتی است که بیشتر جنبههای سیاسی یا کوتاهمدت دارند تا فنی. این وضعیت باعث شده است «ناترازی» به یک ویژگی ثابت در اقتصاد ما تبدیل شود.
باید پذیرفت که ناترازی برق و بنزین یک نقص فنی ساده نیست، بلکه خروجیِ مجموعهای از تصمیمهای نادرست در سطح کلان است. تا زمانی که شفافیت در تخصیص منابع جایگزین رانتها شود و مدیریت براساس تخصص و دادههای واقعی پیش برود، تکرار این بحرانها اجتنابناپذیر است.
این وضعیت بلندترین هشدار برای بازنگری در مدل حکمرانی اقتصادی کشور است، چراکه تداوم این ناکارآمدی نه تنها رشد اقتصادی را متوقف میکند، بلکه اعتماد عمومی به برنامهریزان کشور را نیز بهشدت خدشهدار میکند.





باید صنعت خود بهدنبال تامین انرژی خود مثلاً برق باشد البته نه با سوخت ارزان. اینگونه هم دنبال نوسازی و بهینهسازی خود خواهد رفت و هم باری از دوش دولت برداشته میشود. دولت هم باید مصرف خانگی را کاهش دهد اما نه با ابزار تعرفه بلکه با بهینهسازی در مصرف مثل همین طرح تعویض موتور کولر بلکه توجه به نوآوریهای جهانی در کولرهای آبی.
واژه اقتصادی پس از حکمرانی اضافست !