فرهنگ رانندگی را کسی به مردم تزریق نمی‌کند

فرهنگ رانندگی
فرهنگ رانندگی

هر بار که از بی‌نظمی در خیابان‌ها، رانندگی تهاجمی، بوق‌های بی‌دلیل، تغییر مسیر بدون راهنما، توقف دوبله، سبقت‌های خطرناک یا بی‌اعتنایی به حق تقدم صحبت می‌شود، یک جمله تقریباً ثابت هم به میان می‌آید: «باید فرهنگ‌سازی شود». انگار قرار است نهادی پیدا شود، چند تبلیغ پخش کند، تعدادی تابلو نصب کند و چیزی به نام فرهنگ رانندگی را به جامعه تزریق کند. اما فرهنگ در نهایت چیزی نیست که فقط از بالا صادر شود؛ بخش مهمی از آن را رفتار تکرارشوندهٔ خود مردم می‌سازد. همان جامعه‌ای که می‌تواند بدون هیچ بخشنامه‌ای آیین‌هایی مانند هالووین، ولنتاین یا ده‌ها رسم تازهٔ دیگر را از طریق شبکه‌های اجتماعی وارد زندگی روزمره کند، برای رعایت حق تقدم و راهنما زدن نمی‌تواند تا ابد منتظر پروژه‌ای با عنوان «فرهنگ‌سازی» بماند.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، خیابان‌های امروز ایران را اگر چند ساعت تماشا کنیم، مجموعه‌ای از رفتارها را می‌بینیم که بخش زیادی از آن‌ها نه به ضعف مهارت رانندگی، بلکه به تصمیم آگاهانهٔ راننده مربوط هستند. راننده می‌داند خط ممتد چیست، می‌داند توقف دوبله مسیر دیگران را می‌بندد، می‌داند برای تغییر خط باید راهنما بزند و تقریباً همه می‌دانند چسبیدن به سپر خودروی جلویی رفتار خطرناکی است، اما دانستن یک قاعده الزاماً به رعایت آن منجر نشده است.

اینجا مسئله از «آموزش ندیدن» فراتر می‌رود و به هنجار تبدیل می‌شود. وقتی تخلفی آن‌قدر تکرار می‌شود که دیگر عجیب به نظر نمی‌رسد، آرام‌آرام بخشی از فرهنگ رانندگی می‌شود؛ همان‌طور که یک رفتار مثبت نیز اگر به اندازهٔ کافی تکرار شود، می‌تواند هنجار تازه‌ای ایجاد کند.

فرهنگ‌سازی دقیقاً قرار است چه کسی را تغییر دهد؟

اصطلاح فرهنگ‌سازی گاهی به راهی برای انتقال مسئولیت تبدیل شده است. راننده‌ای که راهنما نمی‌زند، از نبود فرهنگ‌سازی گلایه می‌کند؛ کسی که روی خط عابر توقف کرده، از بی‌فرهنگی رانندگان دیگر عصبانی است و فردی که با بوق ممتد خیابان را پر از صدا کرده، ممکن است چند دقیقه بعد دربارهٔ ضعف فرهنگ رانندگی جامعه حرف بزند.

اما جامعه موجودیتی جدا از همین آدم‌ها نیست. آن رانندهٔ عجول، موتورسوار، عابر و سرنشین، خود اجزای همان فرهنگی هستند که دربارهٔ آن شکایت می‌کنند.

اگر همه منتظر باشند دیگری رفتار خود را اصلاح کند، هیچ تغییر اجتماعی شکل نمی‌گیرد. فرهنگ در بسیاری از موارد دقیقاً از جایی ساخته می‌شود که افراد، بدون انتظار برای یک دستور رسمی، تصمیم می‌گیرند یک رفتار را درست یا نادرست بدانند.

نمونه‌های روزمره فراوان‌اند. بسیاری از رسم‌ها و رفتارهای اجتماعی جدید نه با بخشنامه آمده‌اند، نه برای آن‌ها کلاس آموزشی سراسری برگزار شده و نه دولت مردم را مجبور به پذیرش آن‌ها کرده است. شبکه‌های اجتماعی، گروه‌های دوستانه و تکرار رفتار کافی بوده تا ظرف چند سال به بخشی از زندگی بخشی از جامعه تبدیل شوند.

پس جامعه اتفاقاً توان ساختن فرهنگ را دارد؛ مسئله این است که چرا همین سازوکار در خیابان کمتر به سمت رفتار مسئولانه حرکت کرده است.

خیابان جایی است که منفعت فردی با حق دیگران برخورد می‌کند

یکی از دلایل را باید در ماهیت رانندگی جست‌وجو کرد. رعایت بسیاری از هنجارهای اجتماعی هزینهٔ چندانی برای فرد ندارد، اما رانندگی پر از موقعیت‌هایی است که فرد تصور می‌کند با زیر پا گذاشتن قانون چیزی به دست می‌آورد.

با رفتن از شانهٔ خاکی چند خودرو جلو می‌افتد، با توقف دوبله لازم نیست دنبال جای پارک بگردد، با ندادن حق تقدم چند ثانیه زودتر عبور می‌کند و با چسباندن خودرو به سپر جلویی تلاش می‌کند دیگری را مجبور به کنار رفتن کند. وقتی این رفتارها بارها بدون هزینهٔ جدی تکرار شوند، یک پیام خطرناک شکل می‌گیرد: تخلف می‌تواند منفعت داشته باشد.

از همین‌جا رفتار فردی به مسئلهٔ جمعی تبدیل می‌شود. رانندهٔ قانونمند می‌بیند کسی که صف را دور زده، زودتر عبور کرده است و اگر این اتفاق بارها تکرار شود، ممکن است خودش نیز به این نتیجه برسد که رعایت قانون مساوی عقب ماندن است. این همان نقطه‌ای است که یک هنجار منفی خودش را بازتولید می‌کند.

البته همه‌چیز را هم نمی‌توان گردن مردم انداخت

گفتن اینکه فرهنگ را مردم می‌سازند، به این معنی نیست که دولت، پلیس، شهرداری و ساختار شهری هیچ مسئولیتی ندارند. فرهنگ رانندگی محصول ترکیبی از رفتار شهروندان، آموزش، اجرای قانون، کیفیت خیابان و حتی طراحی ترافیکی است.

اگر تخلف هزینه‌ای نداشته باشد، اجرای قانون سلیقه‌ای باشد یا خیابان به شکلی طراحی شده باشد که دائماً رانندگان را وارد تعارض کند، انتظار نمی‌رود تنها با توصیهٔ اخلاقی همه‌چیز اصلاح شود.

در بسیاری از کشورهایی که نظم ترافیکی بالاتری دارند نیز مردم به شکل ژنتیکی منظم‌تر متولد نشده‌اند. قانون روشن، اجرای نسبتاً پایدار، آموزش از سن پایین و زیرساخت قابل پیش‌بینی در طول زمان رفتارها را تغییر داده‌اند.

بنابراین دو گزاره می‌توانند هم‌زمان درست باشند: ساختار مسئول است که قواعد بازی را درست طراحی و اجرا کند، اما شهروند نیز نمی‌تواند تا زمان اصلاح کامل ساختار، مسئولیت رفتار خودش را کنار بگذارد.

پلیس نمی‌تواند کنار هر راننده بنشیند

حتی سخت‌گیرانه‌ترین نظام نظارتی نیز نمی‌تواند برای هر خودرو یک مأمور قرار دهد. بخش بزرگی از نظم اجتماعی زمانی شکل می‌گیرد که افراد حتی در نبود پلیس قواعد را رعایت کنند.

راهنما زدن مثال ساده‌ای است. استفاده از راهنما نه هزینه دارد، نه مهارت خاصی می‌خواهد و نه زمان راننده را تلف می‌کند. با این حال، در خیابان‌های ایران کم نیستند خودروهایی که تغییر مسیر را بدون هیچ علامتی انجام می‌دهند.

در اینجا دیگر نمی‌توان همهٔ مسئله را به گرانی خودرو، کیفیت خیابان یا کمبود آموزش نسبت داد. راننده‌ای که می‌داند دیگران برای پیش‌بینی حرکت او به راهنما نیاز دارند و باز هم از آن استفاده نمی‌کند، در حال انجام یک انتخاب رفتاری است. فرهنگ دقیقاً از مجموع همین انتخاب‌های کوچک ساخته می‌شود.

احترام به حق تقدم از هزار بیلبورد مؤثرتر است

فرض کنید در یک محله، بیشتر رانندگان مقابل خط عابر توقف کنند. بعد از مدتی راننده‌ای که روی خط توقف می‌کند، نه‌فقط مرتکب تخلف شده، بلکه احساس می‌کند رفتاری خارج از قاعده انجام داده است. فشار اجتماعی در چنین وضعیتی در کنار قانون عمل می‌کند.

در مقابل، اگر همه روی خط عابر بایستند، راننده‌ای که چند متر عقب‌تر توقف می‌کند، ممکن است حتی با بوق خودروی پشت سر مواجه شود. این تفاوت همان قدرت هنجار اجتماعی است.

به همین دلیل، اصلاح فرهنگ رانندگی لزوماً از کمپین‌های بزرگ شروع نمی‌شود. گاهی از یک رفتار کوچک آغاز می‌شود که تعداد کافی از آدم‌ها حاضر می‌شوند آن را تکرار کنند؛ راهنما زدن، حفظ فاصله، نریختن زباله از پنجره، نرفتن در خط اضطرار و پذیرفتن اینکه خیابان ملک شخصی هیچ‌کس نیست.

عجله‌ای که معمولاً چیزی نصیب راننده نمی‌کند

بخش قابل‌توجهی از رفتارهای تهاجمی نیز از تصوری اشتباه دربارهٔ زمان ناشی می‌شود. راننده برای چند متر جلو افتادن دائماً خط عوض می‌کند، فاصلهٔ ایمنی را از بین می‌برد و به دیگران فشار می‌آورد، اما چند دقیقه بعد دوباره کنار همان خودروها پشت چراغ قرمز متوقف می‌شود. مشکل این است که این رفتارها به‌مرور طبیعی شده‌اند و حتی رانندگی آرام گاهی به‌اشتباه معادل کندی یا ضعف تلقی می‌شود.

اگر تعریف رانندهٔ «خوب» از کسی که سریع‌تر راه باز می‌کند به کسی تغییر کند که قابل پیش‌بینی، آرام و قانونمند رانندگی می‌کند، بخشی از فرهنگ نیز تغییر خواهد کرد. چنین تغییری را هیچ سازمانی به‌تنهایی نمی‌تواند ایجاد کند و بیش از هر چیز به قضاوت اجتماعی خود مردم وابسته است.

همان مردمی که فرهنگ تازه می‌سازند، می‌توانند فرهنگ رانندگی را هم تغییر دهند

مثال هالووین از این جهت قابل‌توجه است که نشان می‌دهد انتقال فرهنگی در عصر شبکه‌های اجتماعی چقدر سریع اتفاق می‌افتد. چیزی که زمانی برای بخش بزرگی از جامعه ناشناخته بود، بدون دخالت رسمی می‌تواند ظرف چند سال به موضوعی آشنا تبدیل شود، فروشگاه‌ها برای آن محصول عرضه کنند و مردم درباره‌اش محتوا تولید کنند.

اگر جامعه چنین ظرفیتی برای پذیرفتن رفتارها و آیین‌های جدید دارد، عجیب است که دربارهٔ رانندگی همچنان تصور کنیم باید کسی از بیرون بیاید و ابتدایی‌ترین قواعد همزیستی در خیابان را به مردم تزریق کند.

حتی شبکه‌های اجتماعی که در گسترش رفتارهای فرهنگی جدید نقش دارند، می‌توانند در تغییر نگاه به رانندگی نیز مؤثر باشند. اگر رانندگی خطرناک به‌جای آنکه نمایشی از مهارت یا جسارت تلقی شود، رفتاری غیرمسئولانه دیده شود، بخشی از انگیزهٔ اجتماعی آن نیز از بین می‌رود.

فرهنگ رانندگی از خود ما شروع می‌شود، اما به خود ما ختم نمی‌شود

اصلاح وضعیت رانندگی ایران به آموزش بهتر، اجرای جدی‌تر قانون، نظارت هوشمند، خودروهای ایمن‌تر و خیابان‌های بهتر نیاز دارد و نادیده گرفتن مسئولیت نهادهای عمومی اشتباه است. اما انتظار اینکه ابتدا همهٔ این شرایط کامل شوند و بعد شهروندان شروع به رعایت قواعد کنند نیز راه به جایی نمی‌برد.

فرهنگ چیزی نیست که در کارخانه تولید شود و بعد میان مردم توزیع کنند. فرهنگ حاصل میلیون‌ها رفتار روزمره‌ای است که کم‌کم به «کار عادی» تبدیل می‌شوند.

اگر عبور از خط اضطرار عادی شود، همان فرهنگ است؛ اگر ایستادن برای عابر عادی شود، آن هم فرهنگ است. اگر راهنما نزدن طبیعی تلقی شود، فرهنگی شکل گرفته و اگر چند سال بعد استفاده از راهنما به رفتاری بدیهی تبدیل شود، آن تغییر را نیز در نهایت خود جامعه ساخته است.

شاید به‌جای اینکه هر بار بعد از دیدن بی‌نظمی خیابان بگوییم «باید فرهنگ‌سازی کنند»، پرسش مفیدتری وجود داشته باشد: خود ما امروز در خیابان چه فرهنگی را داریم بازتولید می‌کنیم؟


تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.