استقبال از پیشفروش ایران خودرو؛ اعتماد واقعی یا نمایش رانت و آشفتگی؟

طرح پیشفروش اخیر ایران خودرو با استقبال گسترده مردم روبهرو شده است. هرچند این شرکت در سال جاری برای افزایش کیفیت تلاش زیادی کرده است. اما واقعاً استقبال از پیشفروش ایران خودرو را باید به حساب اعتماد واقعی گذاشت یا نمایش رانت و آشفتگی؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، دوازدهمین دوره ثبتنام محصولات ایران خودرو از ساعت ۱۶ روز سهشنبه ۲۱ بهمنماه آغاز و تا پایان ساعت ۲۴ روز یکشنبه ۲۶ همین ماه ادامه خواهد داشت.
در این طرح، ۱۴ خودروی پژو ۲۰۷ با موتور TU3، تارا V1P، ریرا، تارا اتوماتیک V4، سورن پلاس XU7P، سورن پلاس EF7 دوگانهسوز، پژو ۲۰۷ دستی TU5P سقف فلزی فرمان هیدرولیک، پژو ۲۰۷ دستی سقف شیشهای TU5P، پژو ۲۰۷ اتوماتیک سقف فلزی، پژو ۲۰۷ اتوماتیک سقف شیشهای، دنا پلاس توربو آپشنال، دنا پلاس دستی ۶ سرعته EF7P و دنا پلاس دستی ۶ سرعته EF7P با رینگ فولادی، در دو روش فروش فوری و فوقالعاده عرضه خواهند شد.
بنابر گزارشها، تا به اینجای کار استقبال خوبی از این پیشفروش به عمل آمده است. در وهله اول ممکن است این مسئله نشانه اعتماد به تولیدکننده تلقی شود، اما واقعیت چیز دیگری است.
این هجوم به خرید خودرو بیشتر بازتاب ابهام و بیثباتی عمیق در بازار است. مصرفکنندگان، بهجای دیدن خودرو به عنوان کالای مصرفی، آن را به چشم ابزار سرمایهگذاری کوتاهمدت میبینند. خرید خودرو برای حفظ ارزش پول، نشانهای از بیاعتمادی به آینده اقتصادی و ترس از کاهش ارزش سرمایه است؛ وضعیتی که هر روز با نوسانهای قیمتی و سیاستهای متناقض تشدید میشود.
فاصله فاحش میان نرخ کارخانه و بازار آزاد
ریشه این رفتار، سیاستهای قیمتگذاری دستوری و فاصله فاحش میان نرخ کارخانه و بازار آزاد است. این فاصله نهتنها فرصتهای رانت را حفظ میکند، بلکه جای خریدار واقعی را در بازار تنگ کرده است. وقتی خودرو با قیمتی پایینتر از ارزش واقعی عرضه میشود، دلالان و سفتهبازان، نه مصرفکنندگان واقعی، بازار را در دست میگیرند و با فروش در بازار آزاد سود هنگفتی به جیب میزنند. نتیجه، بازتولید ناعادلانه ثروت و افزایش فاصله طبقاتی، همراه با تضعیف اعتماد عمومی است. سیاستهای مقطعی پیشفروش، حتا اگر موفق به جذب مشتری شوند، قادر به حل این مشکل ساختاری نیستند.
ابزاری برای سفتهبازی؟
عجیبتر آنکه پیشفروشها که قرار بود مسیر تأمین نیاز واقعی مصرفکننده باشند، اکنون ابزاری برای سفتهبازی شدهاند. خریدار واقعی، که به دنبال استفاده از خودروست، در رقابت نابرابر با دلالان عملاً به حاشیه رانده شده و ناچار است یا بازار غیررسمی را انتخاب کند یا چشمانتظار کاهش نوسانهای قیمت بماند. این وضعیت نشان میدهد که بدون اصلاح ساختار قیمتگذاری و کنترل فاصله قیمت کارخانه و بازار، هیچ سیاست حمایتی مقطعی نمیتواند اثرگذار باشد و چرخه رانت و بیاعتمادی ادامه خواهد یافت.
بهطور خلاصه، استقبال از پیشفروش ایران خودرو بیش از آنکه نشانه اعتماد باشد، انعکاسی از آشفتگی، ابهام و بیاعتمادی در بازار است. رفتار مصرفکننده، پیام واضحی به سیاستگذاران دارد: تا زمانی که فاصله قیمت کارخانه و بازار، رانت گسترده و نابرابری در توزیع ادامه دارد، بازار رسمی خودرو محل سفتهبازی خواهد بود و جای خریدار واقعی تنگ خواهد شد. اصلاحات ساختاری، شفافسازی فرآیند فروش و مدیریت فاصله قیمتی تنها راه بازگرداندن اعتماد واقعی و ایجاد بازاری عادلانه است.
جشن اعتماد یا هشدار روشن؟
در نهایت، استقبال از پیشفروش نه جشن اعتماد، که هشدار روشن برای سیاستگذاران است؛ اگر مراقبت نشود، بازار خودرو نهتنها آینه وضعیت اقتصادی، بلکه زمین بازی دلالان و قربانیان بیخبر خواهد بود.





صد در صد گزینه ی دوم هست.
پیامی واضح از آشفتگی بازار.
انحصار، نابرابری عرضه و تقاضا، گرانی و …
الان یک جوان با ۱۲ تا ۲۰ میلیون حقوق، چند سال باید هیچی نخورد، نپوشد، نخرد تا بتواند یک خودروی بدون اسم و رسم و کیفیت و ایمنی و امکانات و زشت شما را بخرد؟
حق جوان ایرانی نیست که همانند جوانان سراسر دنیا بتواند بعد از چند سال متناسب با تلاش و بودجه ای که زحمت اش را کشیده خودروی مورد نظر خود را بخرد؟
مسلما اکثر ثبت نامی ها به دنبال خرید و فروش حواله خواهند رفت تا بلکه پولی به دست بیاورند.
نتیجه تصمیمات و سیاست های غلطی که پافشاری بر آن ها همچنان ادامه دارد چیزی جز شاد کردن دشمن در پی نخواهد داشت.
احمق مردن مجبور هستند این آشغال ۶ای شما بی شرف ها را بگیرند
من متولد ۶۵ هستم. چهل سالمه. لیسانس عمران هستم ولی چون کار پیدا نکردم دارم کار گرافیک میکنم بشکل مستقل که واسه این مهارت هم هیچ کلاس دولتی نبود و ۴ سال ممارست و کمی استعداد شخصی پشتش بود.
الان ۱۴ ملیون اجاره میدم واسه یه خونه یه خابه تو یه محله رو به بد در اصفهان و هزینه های زندگیم نزدیک به ۲۵ ملیونه. ماشینم یه سمند قدیمیه که پدرم که کارمند بازنشسته بهزیستیه بهم داده که کل بدنش تصادفیه ولی حتی نمیتونم هزینه صافکاریش را بدم. موتورش هر دو سال یه بار واشر میزنه که میدونید چقدر هزینه تعمیراتشه. از صبح تا شب هم بیشتر از ۱۰ ساعت کار مفید میکنم ولی تو چهل سالگی یه فرش دارم با یه سکه تمام طلا. چند تا دندونی که واسم مونده همه نیاز به رسیدگی دارن و حتی پول این را هم نداذم. ماهانه دو ملیون و پونصد باید پول بیمه خویش فرما بدم که مثل الان ۳ ماه عقب افتاده و هیچ بیمه درمانی ندارم تا پرداختش کنم.
من الان تو این وضعیت باید چه خاکی بسرم کنم حتی نمیتونم زن بگیرم.