بازار خودرو در منگنه ارز و ژئوپلیتیک

در حال حاضر، بازار خودرو بیش از آنکه آینه صنعت خودروسازی کشور باشد، به ویترینی برای نمایش تمامعیار تنشهای ژئوپلیتیکی و ناترازیهای ارزی بدل شده است. به بیان سادهتر، بازار خودرو در منگنه ارز و ژئوپلیتیک قرار گرفته است و فشار آن مستقیم و غیرمستقیم به مصرفکنندگان منتقل می شود.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، امروز جاده مخصوص و آینه تمامنمای آن بازار خودرو نه تنها با چالشهای قدیمی مانند زیان انباشته، بهرهوری پایین، مدیریت دولتی، معوقات و بدهی به سیستم بانکی و زنجیره تأمین دستوپنجه نرم میکند، بلکه میان چکش محاصره دریایی و سندان اولویتهای ارزی جدید گرفتار شده است.
تلاطم ارزی، موتور محرک قیمت
تحلیل وضعیت فعلی نشان میدهد تلاطم ارزی، دیگر یک متغیر دوردست نیست، بلکه موتور محرک قیمت در بازار خودروست. با تغییر آرایش سیاسی در منطقه و تشدید فشارهای بینالمللی، که به محاصره مسیرهای دریایی انجامیده، هزینه دور زدن بنبستهای لجستیکی بهشکلی سرسامآور صعود کرده است. هر محموله قطعهای که امروز از مسیرهای پرپیچوخم زمینی یا هوایی به خطوط تولید میرسد، حامل جریمه سنگین ریسک است؛ هزینهای که مستقیم از جیب مصرفکننده پرداخت میشود. اما فراتر از لجستیک، ریشه این بحران را باید در سفره خالی ارزی جستوجو کرد. کاهش درآمدهای نفتی و ضرورت مدیریت منابع محدود، دولت را ناگزیر به بازنگری در اولویتها کرده است. در این نقشه جدید، خودرو دیگر در ردیف کالاهای استراتژیک برای دریافت ارز حمایتی نیست و همین جابهجایی، صنعت را به سمت بازارهای موازی و گرانقیمت سوق داده است.
نقطه انفجار
در این میان، انباشت چالشها نیز به نقطه انفجار رسیده است. خودروسازان که سالها با سیاست قیمتگذاری دستوری و مداخلات ساختاری فرسوده شده بودند، اکنون در برابر شوکهای برونزا بیدفاع ماندهاند. در حالیکه، مدیریت خصوصی در ایرانخودرو تلاش میکند با چابکی بیشتری از این گردنه عبور کند، سایه سنگین مدیریت دولتی بر بخشهای دیگر صنعت، مانع از واکنش سریع به بحرانهای لحظهای شده است. نتیجه این تنگنا، چیزی جز افت تیراژ و ایجاد شکاف عمیق میان عرضه و تقاضا نبوده است.
خودرو در نقش دلار فیزیکی
از سوی دیگر، نااطمینانیهای حاکم بر فضای عمومی کشور، نگاه سرمایهای به خودرو را از یک انتخاب به یک اجبار تبدیل کرده است. در شرایطی که افق پیشرو مهآلود است، خودرو نقش دلار فیزیکی را ایفا میکند. مردم برای فرار از موجهای تورمی آینده، به هر قیمتی خریدار خودرو هستند و این تقاضای عصبی، در کنار عرضه لکنتدار، قیمتها را به سطوحی رسانده که با هیچ منطقِ تولیدی سازگار نیست.
واقعیت این است که خودروسازی ایران در ایستگاه بحران ایستاده است. تداوم وضعیت فعلی و گره خوردن سرنوشت تولید به نوسانهای سیاسی و اقتصادی، این صنعت را به سمت بن بست هدایت می کند. خروج از این بنبست، نه با مسکنهای موقتی ارزی، بلکه تنها با بازتعریف جایگاه صنعت در دیپلماسی اقتصادی و شفافسازی اولویتهای استراتژیک کشور ممکن خواهد بود. جاده مخصوص، برای حرکت، بیش از قطعه به ثبات و ارز پایدار نیاز دارد؛ دو عنصری که امروز در تلاطمهای ژئوپلیتیک، نایابترین کالاهای اقتصاد ایران هستند.





دیدگاه ها