خودروسازی صنعت نیست یک بازی سیاسی است

آن چه در این هفته پیرامون خصوصی سازی سایپا رخ داد، بار دیگر نشان داد که خودروسازی در ایران صنعت نیست بلکه یک بازی سیاسی است. ابزاری است در اختیار سیاستمداران برای دستیابی به اهداف گروهی، جناحی و شخصی؛ و هر چه هست رضایت و بهبود شرایط دسترسی مردم به خودروی خوب، باکیفیت و ارزان اصلاً در اولویت سیاسیون نیست.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، ۱۷ بهمن ۱۴۰۳ را می توان نقطه عطف و گام اول خصوصی سازی به شمار آورد. گامی که سخت، سنگین و پر سر و صدا برداشته شد، اما در هر حال برداشته شد. بسیاری گمان می کردند با واگذاری مدیریت ایران خودرو به بخش خصوصی شاخ غول اقتصاد دولتی شکسته و خروج آنها از بنگاهداری سرعت گرفته است، اما اتفاقات روزهای اخیر نشان داد که این قصه سر دراز دارد و هنوز توقع رشد فکری مبتنی بر نفع ملی آرزوی دور و درازی محسوب می شود. آرزویی که اگر ذره ای به آن فکر می شد، شاید اتفاقات تلخ، مبهم و پیچیده ۴ خرداد پیش نمی آمد. شاید اگر واقعاً رشد و تعالی صنعت برای پیشرفت کشور و بهبود وضعیت مردم اهمیت داشت، اصلاً متقاضی مشکوکالمال وارد رقابت و همسطحی با دیگران نمی شد.
با این حال مشخص نیست چه چیزی در سینه خودروسازی پنهان است که همه برای تصاحب آن در تلاش هستند. تلاشی که منجر به فروپاشی مرزهای اخلاقی و اقتصادی شده است. همین ابلاغیه دبیر شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا یک نمونه کامل و عالی است. ابلاغیه ای که غیر از خود محسن رضایی هیچ یک از قوا آن را گردن نمی گیرد. دولت اظهار بی اطلاعی می کند. قوه قضاییه مطرح شدن موضوع را مطرح می کند و مجلس دلیل ارسال این ابلاغیه را خواستار شده است. با توجه به مشکلات پیشآمده اگر امضای رضایی پای ابلاغیه های محرمانه نبود، شاید او هم از پذیرفتن مسئولیت سر باز می زد.
نکته دردناک ماجرا این است که تحمیل ضرر و زیان سهامداران خرد و از بین رفتن بخشی از سرمایه و از آن مهم تر اعتماد آنان به بازار سرمایه برای هیچ یک از متولیان مهم نیست و به نظر می رسد همچنان اهیتی ندارد. اما نامهنگاری ها و بازار داغ تکذیبیه ها و اجبار برای توضیح درباره ادامهدار بودن خصوصی سازی و همه و همه نشان می دهد که جریان های متعدد سیاسی به دنبال تصاحب سهام تودلی سایپا هستند.
این در شرایطی است که تسلط و حکومت جریان های سیاسی به صورت مقطعی بر خودروسازی اصلی ترین دلیل وضعیت امروز است. سایت های شهرستانی و خارجی بخشی از این تسلط و نفوذ هستند. تحمیل نیروی کار مازاد، کاهش بهرهوری و استفاده ابزاری این صنعت از دیگر مصائب خودروسازی دولتی است. البته عدم توجه و اشاره به این موضوع در تکذیبیه ها از سوی هر سه قوه نشان می دهد که از یک سو، کرسی های سیاسی اهمیت دارند و از سوی دیگر، آنچه تصمیمات و دخالت ها سر مردم می آورد اهمیتی ندارد.





اسب بخار کی بود هر روز مقاله میزاشتین فلان خودرو ساز! چند همت ضرر داره میده یه کاری براش بکنید! الان معلوم شد اینا که به مقدار میگن انقد همت هر سال به اصطلاح ضرر میدیم چرا برا خریدشون انقدر دست و پا میشکونن حتی فاسد ترین افراد تمایل به خرید اینا دارن
بهظ نظر من عامل اصلی آشفتگی بازار خودرو در ایران در دهه های اخیر، رسانه ها و قلم بدستان بی سواد و جوگیر و یا شاید هم خائن و ضد ایرانی شاغل در آنها هستند.هر وقت که دولت و مجلس یا نهادهای حاکمیتی قدمی در راه بهبود صنعت خودرو و واردات برمی دارند یا قصدی برای بهبود این بازار دارند،ناگهان سیل حمله و کارشکنی و سنگ اندازی از طرف رسانه های دلال صفت و مشکوک آغاز می شود.برای آنکه مستند صحبت کرده باشم به چند مورد از کارشکنی های رسانه های خبری در بازار خودرو ایران در دهه های اخیر اشاره می کنم.
۱) کارشکنی و سنگ اندازی شدید در برابر ورود و مونتاژ خودروهای ارزان و کم مصرف کره ای در دهه ۷۰ شمسی (مجله ماشین در دهه ۷۰ شمسی پرچمدار حملات مغرضانه بر علیه خودروهای کره ای بود)
۲) کارشکنی شدید در برابر سرمایه گذاری مستقیم خارجی توسط خودروسازان معتبر دنیا از جمله رنو و فولکس واگن در دهه ۸۰ شمسی در شرکت های داخلی،حتی با تولید خودروی ارزان قیمتی مثل فولکس واگن گل هم در ایران مخالفت شد،به بهانه اینکه این خودرو مال بازار برزیل هست.کلا رسانه ها به هر خودروی خارجی انگی می زدند تا مانع تولید آنها در ایران شوند،شاید هدف آنها فراری دادن تمامی سرمایه های خارجی از ایران بود.
۳)کارشکنی شدید در مقابل خرید خودروسازان اروپایی توسط سایت های داخلی،مثلا در دهه ۸۰ شمسی با خرید شرکت روور بریتانیا توسط شرکت های داخلی، مخالفت شدیدی از ناحیه رسانه ها صورت گرفت،این شرکت بریتانیایی به شرکت سایک فروخته شد و الان محصولاتی مثل ام جی و رووی حاصل آن خرید هست.
۴) جوسازی شدید و نشر اطلاعات دروغ و گمراه کننده در مورد میزان ورود خودروهای لوکس خارجی از جمله پورشه و مارزانی و غیره در دهه ۹۰ شمسی و نشر سازمان یافته این خبر دروغ در رسانه های خبری : نصف محصولات پورشه در ایران فروخته می شود و یا ارز خرید دارو صرف خرید پورشه می شوددر حالی که در آن زمان فروش جهانی پورشه بالای ۱۰۰ هزار دستگاه بود که تنها ۵۰۰ دستگاه آن وارد ایران می شد.تمامی این اطلاعات دروغ و گمراه کننده برای تحریک احساسات عوام و مسئولین کم سواد ترویج داه می شد.حاصل آن دروغ ها و اطلاعات گمراه کننده،ممنوعیت واردات خودروهای بالای ۲۵۰۰ سی سی بود که تا امروز هم ادامه دارد.با ممنوعیت واردات خودروهای لوکسی مثل پورشه و مازرانی و غیره،قیمت آنها به حد وحشتناکی افزایش یافت.تنها برنده این ممنوعیت ها دلالان دزد و محتکر بودند.
نقش مخرب رسانه ها در آشفتگی بازار خودروی ایران در دهه های اخیر به قدری زیاد هست که برای شرح آن باید یک کتاب نوشت.
آقا ما مردم شدیم ابزار تصمیمات و منافع شخصی .
سود و زیان و نفع مردم هیچ نقشی در تصمیمات اقتصادی و سیاسی نداره و این واگذاری ها نمونه کوچکی از این داستان دراز و بی پایان رانت و بی ارزشی مردم نشون میده