وزیر نفت: «کمتر بنزین مصرف کنید»؛ اما دقیقاً چهطور؟

وزیر نفت در روزهای اخیر بار دیگر از مردم خواسته است مصرف بنزین را کاهش دهند. در ظاهر، این درخواست منطقی به نظر میرسد؛ کشوری که روزانه میلیونها لیتر بنزین مصرف میکند و با ناترازی سوخت مواجه است، طبیعتاً باید بهدنبال مدیریت مصرف باشد. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا مصرف بالای سوخت در ایران صرفاً نتیجه رفتار مردم است یا محصول دههها سیاستگذاری نادرست همین مدیران دولتی؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، هر بار که آمار مصرف بنزین افزایش پیدا میکند، نخستین توصیهای که از سوی برخی مسئولان مطرح میشود، صرفهجویی بیشتر مردم است. این در حالی است که بخش قابل توجهی از عوامل مؤثر بر مصرف سوخت اساساً خارج از اختیار شهروندان قرار دارد.
مردمی که هر روز ساعتها در ترافیک شهرهای بزرگ گرفتار میشوند، خودروهایی را استفاده میکنند که مصرف سوخت آنها فاصله زیادی با استانداردهای جهانی دارد و در بسیاری از مناطق کشور حتا گزینه مناسبی برای جایگزینی خودروی شخصی در اختیار ندارند، چگونه باید مصرف خود را کاهش دهند؟
خودروهایی که همچنان بیشتر از استاندارد جهانی میسوزانند
یکی از مهمترین عوامل مصرف بالای بنزین در ایران، کیفیت و فناوری خودروهای تولید داخل است. درحالیکه، بسیاری از خودروسازان جهان طی دو دهه گذشته به سمت موتورهای کممصرف، هیبریدی و برقی حرکت کردهاند، بخش عمده تولیدات داخلی همچنان بر پایه پلتفرمهایی استوار است که ریشه آنها به چند دهه قبل بازمیگردد.
بسیاری از خودروهای داخلی در شرایط واقعی رانندگی مصرفی بهمراتب بالاتر از خودروهای روز دنیا دارند. در برخی موارد مصرف سوخت محصولات داخلی به دو برابر خودروهای مدرن جهانی نیز میرسد. بنابراین وقتی ناوگان خودرویی کشور ذاتاً پرمصرف است، انتظار کاهش چشمگیر مصرف از سوی رانندگان چندان واقعبینانه بهنظر نمیرسد.
ناوگان فرسوده؛ زخمی که هر روز عمیقتر میشود
مشکل تنها به خودروهای جدید محدود نیست. میلیونها خودروی فرسوده همچنان در جادهها و خیابانهای کشور تردد میکنند. خودروهای قدیمی به دلیل استهلاک بالا، فناوری قدیمی موتور و نبود سیستمهای پیشرفته مدیریت مصرف سوخت، بنزین بیشتری مصرف میکنند. در بسیاری از موارد حتا نگهداری مناسب نیز نمیتواند این فاصله تکنولوژیک را جبران کند.
در سالهایی که طرحهای اسقاط خودرو با کندی اجرا شده و جایگزینی ناوگان فرسوده عملاً متوقف یا محدود شده است، طبیعی است که مصرف سوخت کشور نیز افزایش پیدا کند. در چنین شرایطی، مطالبه صرفهجویی از شهروندانی که ناچار به استفاده از خودروهای فرسوده هستند، بیشتر به پاک کردن صورت مسئله شباهت دارد تا حل آن.
مردم راننده تاکسی اینترنتی نشدهاند؛ به آن پناه بردهاند
واقعیت دیگر اقتصاد ایران، تغییر ساختار اشتغال است. در سالهای اخیر، بهویژه پس از جنگ و آسیب به صنایع، هزاران نفر به دلیل کاهش فرصتهای شغلی و افت درآمدهای واقعی، به سمت فعالیت در تاکسیهای اینترنتی حرکت کردهاند. برای بسیاری از خانوارها، خودرو دیگر تنها یک وسیله حملونقل نیست، بلکه ابزار تأمین معاش است.
وقتی فردی برای پرداخت اجاره خانه، اقساط بانکی یا هزینههای روزمره ناچار است روزانه صدها کیلومتر رانندگی کند، چگونه میتوان تنها با توصیههای کلی از او انتظار کاهش مصرف سوخت داشت؟ مصرف بالای بنزین در این بخش، بیش از آنکه ناشی از انتخاب شخصی باشد، نتیجه مستقیم شرایط اقتصادی و بازار کار است.
حملونقل عمومی؛ حلقه گمشده مدیریت مصرف
در اغلب کشورهای توسعهیافته، کاهش مصرف سوخت از مسیر توسعه حملونقل عمومی دنبال میشود. متروهای گسترده، اتوبوسهای مدرن، قطارهای حومهای و شبکههای یکپارچه حملونقل باعث میشوند شهروندان برای بسیاری از سفرهای روزانه نیازی به استفاده از خودرو شخصی نداشته باشند.
اما در بسیاری از شهرهای ایران، حملونقل عمومی هنوز پاسخگوی نیاز واقعی جمعیت نیست. ازدحام، کمبود ناوگان، محدودیت پوشش شبکه و زمان انتظار طولانی باعث شده است بخش بزرگی از مردم همچنان خودروی شخصی را تنها گزینه قابل اتکا بدانند. در چنین شرایطی، درخواست کاهش مصرف سوخت بدون توسعه زیرساختهای جایگزین، چندان عملی به نظر نمیرسد.
حاشیهنشینی و سفرهای طولانی اجباری
یکی از مهمترین دلایل افزایش مصرف سوخت در سالهای اخیر، رشد حاشیهنشینی و گسترش سکونتگاههای دور از مراکز شهری است. افزایش شدید قیمت مسکن و اجارهبها باعث شده بسیاری از خانوارها به شهرهای اقماری یا مناطق حاشیهای مهاجرت کنند. امروز هزاران نفر هر روز دهها کیلومتر مسیر را میان محل سکونت و محل کار خود طی میکنند.
این افراد از روی علاقه یا انتخاب شخصی سفرهای طولانی انجام نمیدهند، بلکه شرایط اقتصادی آنها را به این سبک زندگی سوق داده است. در واقع، بخشی از مصرف بالای بنزین کشور محصول مستقیم بحران مسکن است؛ بحرانی که ارتباطی با رفتار رانندگان ندارد.
شهرهایی که برای خودرو طراحی شدهاند
یکی دیگر از مشکلات اساسی، الگوی توسعه شهری در ایران است. بسیاری از شهرهای کشور طی دهههای گذشته بر محور خودرو شکل گرفتهاند. خیابانهای عریض، بزرگراههای متعدد و فاصله زیاد میان کاربریهای مختلف شهری باعث شده است استفاده از خودروی شخصی به یک ضرورت تبدیل شود.
در مقابل، زیرساختهای پیادهروی، دوچرخهسواری و حملونقل عمومی در بسیاری از مناطق توسعه کافی پیدا نکردهاند. نتیجه این وضعیت آن است که حتا برای انجام سادهترین کارهای روزمره نیز بسیاری از شهروندان ناچار به استفاده از خودرو هستند. وقتی یک شهر اساساً برای حرکت خودروها طراحی شده است، انتظار کاهش مصرف سوخت تنها با توصیههای کلامی دشوار خواهد بود.
سفر هوایی از دسترس بسیاری از مردم خارج شده است
برخی کارشناسان به نکته دیگری نیز اشاره میکنند. افزایش شدید قیمت بلیت هواپیما طی سالهای اخیر باعث شده است سفر هوایی برای بخش بزرگی از جامعه به کالایی لوکس تبدیل شود. در نتیجه، بخشی از سفرهایی که در گذشته با هواپیما انجام میشد، امروز به جادهها منتقل شده است. افزایش سفرهای جادهای نیز به معنای مصرف بیشتر بنزین خواهد بود. این مسئله نیز نشان میدهد مصرف سوخت تنها تابع رفتار رانندگان نیست، بلکه به ساختار کلی اقتصاد و نظام حملونقل کشور ارتباط دارد.
مدیریت مصرف با شعار اتفاق نمیافتد
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد کاهش پایدار مصرف انرژی نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ است. خودروهای کممصرف، توسعه حملونقل عمومی، نوسازی ناوگان فرسوده، اصلاح ساختار شهری، بهبود وضعیت اشتغال و افزایش بهرهوری انرژی، عواملی هستند که میتوانند مصرف سوخت را کاهش دهند. در مقابل، توصیههای کلی و شعارگونه بدون ایجاد تغییرات ساختاری معمولاً اثر چندانی ندارند.
هیچ کشوری نتوانسته است تنها با درخواست از مردم، مصرف سوخت را بهشکل معنادار کاهش دهد. کاهش مصرف زمانی رخ میدهد که شهروندان ابزار و امکانات لازم را برای تغییر رفتار خود در اختیار داشته باشند.
پرسش اصلی این نیست که آیا باید مصرف سوخت کاهش پیدا کند یا نه، تقریباً همه بر ضرورت آن اتفاق نظر دارند؛ پرسش این است که شهروندی که با خودروی پرمصرف داخلی که احتمالاً فرسوده شده است، در شهری خودرومحور زندگی میکند، برای رسیدن به محل کار خود دهها کیلومتر مسیر طی میکند و گزینه مناسبی برای استفاده از حملونقل عمومی ندارد، دقیقاً چگونه باید مصرف بنزین خود را کاهش دهد؟
تا زمانی که پاسخ عملی و ساختاری برای این پرسش وجود نداشته باشد، توصیه به صرفهجویی بیش از آنکه یک برنامه اجرایی باشد، در حد یک شعار باقی خواهد ماند.



یجوری میگن کم مصرف کنید مصرف سرانه حاشیه خلیج پارس با جمعیت کمتر چند برابر ما هست
خیلی خوبه مردم انقلاب کردن مردم هشت سال جنگیدن دفاع کردن مردم نخورن مردم مراعات کنند مردم مدیریت کنند تو مصرف برق تو گاز تو سوخت خب مسئولین چرا حقوق میگیرن