آیا تولید خودرو در وضعیت نه جنگ و نه صلح توجیه اقتصادی دارد؟

در حالیکه سایه تنشهای ژئوپلیتیک بر تمامی ارکان خودروسازی کشور سنگینی میکند و کمر بازار خودرو و فعالان این صنعت زیر فشارها در حال خم شدن است، این پرسش ذهن برخی کارشناسان را به خود مشغول کرده است؛ آیا تولید خودرو در وضعیت نه جنگ و نه صلح توجیه اقتصادی دارد؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در حال حاضر، جاده مخصوص به خط مقدم یک جنگ اقتصادی بدل شده است. از یک سو، بهدلیل حساسیتهای بالای اجتماعی در شرایط نامساعد فعلی امکان توقف تولید وجود ندارد و از سوی دیگر، با وضعیت افزایش هزینههای تولید و تهدیدهای ایجادشده تولید از روال عادی خارج شده است.
در این شرایط پرسش این است که اصلاً آیا تولید در وضعیت نه جنگ و نه صلح توجیه اقتصادی دارد؟ پاسخ به این پرسش مستلزم واکاوی لایههای پنهانی است که صنعت خودروسازی را میان ضرورت استراتژیک و ورشکستگی منطقی معلق نگه داشته است.
مالیات ژئوپلیتیک
نخستین مانع در مسیر توجیه اقتصادی، مالیات ژئوپلیتیک است که بر پیکره این صنعت تحمیل شده است. در شرایطی که محاصره دریایی، مسیرهای سنتی تأمین قطعات را مسدود یا پرهزینه کرده، هزینههای لجستیک بهشکلی غیرمتعارف صعود کرده است. هر قطعهای که امروز از مسیرهای جایگزین و پرپیچوخم به خط تولید میرسد، حامل هزینهای است که با هیچ منطقِ بهرهوری سازگار نیست. وقتی هزینه حملونقل و دور زدن بنبستهای جغرافیایی از ارزش افزوده تولید پیشی میگیرد، تولید در معنای کلاسیک آن، توجیه خود را از دست میدهد، اما در اقتصاد بحران، بقا جایگزین سود میشود.
این در حالی است که پیش از بروز تنشهای سیاسی یعنی حتا پیشتر از جنگ ۱۲ روزه و پس از جنگ رمضان، بازار خودرو با مشکلات عدیده ای سرشاخ شده بود و به زحمت راه میرفت.
از سوی دیگر، در وضعیت نه جنگ و نه صلح بهدلیل تغییر اولویت در شرایط اضطرار، منابع ارزی به سمت کالاهای اساسی و تقویت بنیه دفاعی سوق داده میشود. در این میان، خودروسازان ناگزیر برای تأمین نیاز ارزی خود باید به بازارهای غیررسمی و ارزهای گرانقیمت پناه ببرند. این فشار ارزی، در کنار انباشت چالشهای گذشته و مدیریت دوگانه باعث شده است قیمت تمامشده به سطحی برسد که عملاً قدرت خرید واقعی مصرفکننده را پشت سر بگذارد. با این حال، تولید همچنان ادامه دارد؛ چرا؟ چون خودرو دیگر یک وسیله نقلیه نیست، از نظر حکمرانی اقتصادی، ادامه تولید نشانه سرپا بودن اقتصاد کشور بهشمار میآید و برای بسیاری از افراد حکم یک ذخیره ارزش و پناهگاه ارزی را دارد.
خودروسازی پروژه تابآوری ملی
توجیه اقتصادی تولید در این برهه، نه در ترازنامههای مالی شرکتها، بلکه در نقش ضربهگیر اجتماعی این صنعت نهفته است. توقف چرخهای جاده مخصوص در شرایطی که اشتغال صدها هزار نفر به آن وابسته است، میتواند بحرانهای امنیتی را به بحرانهای اقتصادی گره بزند. بنابراین، تولید خودرو در وضعیت فعلی، بیش از آنکه یک فعالیت اقتصادی سودآور باشد، یک پروژه تابآوری ملی است.
بازگشت به آغوش منطق بازار
در حال حاضر اگرچه تولید خودرو زیر فشار محاصره دریایی و نوسانهای درآمدی، نمیتواند چندان توجیه اقتصادی داشته باشد، اما در اتمسفر سیاسی امروز، تعطیلی آن شاید بهمعنای شکست تعبیر شود. با این حال، این مسیر نمیتواند تا ابد ادامه یابد. بدون حلوفصل تنشهای بینالمللی و بازگشت به انضباط ارزی، جاده مخصوص تنها در حال خریدن زمان به قیمتی بسیار گزاف است. توجیه اقتصادی واقعی تنها زمانی بازمیگردد که صنعت خودرو از سیاست خارج شده و دوباره به آغوش منطق بازار و ثبات ژئوپلیتیک بازگردد.





دیدگاه ها