خودرو؛ غنیمت جنگی یا کالای تحریمی؟

بازار خودروی ایران این روزها بیش از آنکه شبیه به یک نهاد اقتصادی باشد، به یک میدان جمع آوری غنیمت پس از یک نبرد سنگین شباهت دارد. در حالیکه سایه سنگین تحولات سیاسی و تنشهای اخیر بینالمللی بر سر اقتصاد کشور سنگینی میکند، بازار خودرو بار دیگر به نقطه جوش رسیده است. اما این بار، ماجرا فراتر از یک گرانیِ ساده است؛ ما با یک مهندسی تبعیض در بازار خودرو روبهرو هستیم که در آن خودرو یا یک غنیمت جنگی برای اقلیتی خاص است و یا یک کالای تحریمی و دور از دست برای اکثریتی متحیر.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، اتفاقهای هفتههای اخیر، از نوسانهای شدید ارزی گرفته تا توقف و بازگشاییهای قطرهچکانی سامانه یکپارچه، نشان داد که سیاستگذار عملاً مهار بازار را از دست داده است. در این آشفتهبازار، خودروهای وارداتی که با قیمتهای نجومی و ورای تصور در پلتفرمهای فروش ظاهر میشوند، بهمثابه غنیمتهای جنگی هستند.
تغییر قواعد بازی
این ارابههای لوکس، که از سد محکم تحریمها و محدودیتهای ارزی عبور کردهاند، در دستان کسانی قرار میگیرند که گویی در این نبرد اقتصادی پیروز میدان بودهاند و حالا با فخرفروشی در خیابانها مصونیت مالی خود را به رخ میکشند. برای این گروه، خودرو نه یک وسیله نقلیه، بلکه مدالی است که نشان میدهد آنها توانستهاند قواعد سخت بازی را به نفع خود دور بزنند.
در سمت دیگرِ این شکاف عمیق، تودههای مردم قرار دارند؛ متقاضیانی که سهمشان از این بازار، تنها کالاهای تحریمی است. خودروهایی که به بهانه تحریم و هزاران ترس و بهانه دیگر با قیمتهایی فروخته میشوند که هیچ تناسبی با کیفیتشان ندارد. برای قشر متوسط و ضعیف خرید یک خودروی ساده حالا به یک نبرد فرسایشی تبدیل شده است؛ نبردی که در آن باید ماهها در صف قرعهکشی بمانند تا در نهایت، خودرویی با قیمتی گزاف تحویل بگیرند.
دوگانگی غنیمت-تحریم
این دوگانگی غنیمت-تحریم، ریشه در یک بنبست ساختاری دارد. مدیریت بازار خودرو در ایران به جای تکیه بر منطق بازار، بر پایه مهندسی سیاسی بنا شده است. وقتی واردات محدود میشود و تولید داخلی در انحصار میماند، فضا برای تبدیل شدن خودرو به یک کالای طبقاتی مهیا میگردد. در روزهای اخیر شاهد بودیم که کوچکترین پالسهای سیاسی، قیمتها را در بازار آزاد به شکلی جنونآمیز جابهجا کرد؛ این یعنی خودرو در ایران، هویت صنعتی خود را از دست داده و به ارز دوم کشور بدل شده است.
نتیجه این وضعیت چیزی جز تعمیق خشم و نارضایتی اجتماعی نیست. وقتی شهروند عادی در ترافیک شهری کنار خودرویی میایستد که قیمت آن با دستمزد یک قرنِ او برابری میکند، پیوند اجتماعی سست میشود. امروز خودرو در ایران نماد عدالتی است که زیر چرخهای رانت و تحریم له شده است. اگر سیاستگذار فکری به حال بازگرداندن خودرو به جایگاه واقعیاش به عنوان یک کالای مصرفی در دسترس نکند، این صنعت نه تنها باری از دوش اقتصاد برنخواهد داشت، بلکه به کاتالیزوری برای انفجار شکافهای طبقاتی تبدیل خواهد شد. بازار خودروی ایران امروز دیگر نیازمندِ بخشنامه نیست؛ نیازمند یک آتشبس سیاسی و بازگشت به منطق رقابت و جهان آزاد است.



دیدگاه ها