نفت، ریزتراشه و خودرو؛ نبرد پنهان چین و آمریکا از تایوان تا ایران

هرچند جنگ رمضان ریشه در دشمنی ایدئولوژیک غرب با ایران دارد، اما به نظر برخی تحلیلگران، این تهاجم را باید از زوایای دیگری نیز بررسی کرد. به باور این گروه از کارشناسان، نفت، ریزتراشه و خودرو زمینهساز نبرد پنهان چین و آمریکا از تایوان تا ایران شدهاند.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، از اواخر سال ۱۴۰۴ و آغاز سال ۱۴۰۵، ایران، خاورمیانه و در نمایی کلانتر اقتصاد جهان شاهد تلاقی دو بحران بزرگ هستند که در ظاهر هزاران کیلومتر از یکدیگر فاصله دارند، اما در باطن دو جبهه از یک جنگ واحد به شمار میروند. در شرق، تنشها پیرامون تایوان به اوج رسیده و در غرب، تهاجم نظامی به ایران و محاصره دریایی خلیج فارس، ثبات منطقه را تحت تأثیر قرار داده است. در نگاه نخست، این درگیریها ریشه در اختلافات سرزمینی و سیاسی دارند، اما تحلیلگران راهبردی معتقدند ایالات متحده آمریکا و چین در حال اجرای نقشهای پیچیده برای «خفهکردن اقتصادی» رقیب از طریق تسلط بر نقاط حساس زنجیره ارزش جهانی هستند: «نفت» و «ریزتراشه».
این مسئله تمام اقتصاد ایران، از جمله صنایع مادر و صنعت بزرگ خودروسازی، را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
ریزتراشهها؛ پاشنه آشیل تکنولوژی آمریکا
چین بهخوبی آگاه است که برتری نظامی و اقتصادی آمریکا در قرن بیستویکم بر پایه تولیدات تکنولوژیک بنا شده است. تایوان بهعنوان قلب تپنده تولید ریزتراشههای پیشرفته جهان و محل استقرار شرکت TSMC برای واشینگتن فراتر از یک متحد سیاسی و در واقع یک شریان حیاتی است. پکن با افزایش فشار نظامی و زمزمههای محاصره دریایی تایوان، در عمل مغزافزار صنایع آمریکا را هدف گرفته است.
اگر صادرات ریزتراشهها از تایوان متوقف یا دچار اختلال شود، نهتنها صنایع دفاعی و هوش مصنوعی آمریکا، بلکه صنعت خودروی برقی و تسلیحات پیشرفته آن نیز با بحران جدی مواجه خواهند شد. چین با تمرکز بر این نقطه حساس، تلاش میکند هزینه هرگونه مداخله آمریکا در شرق آسیا را به اختلال در بازارهای مالی و توقف خطوط تولید در دیترویت و سیلیکونولی گره بزند.
انرژی ارزان؛ نقطه هدف واشینگتن
در سوی دیگر، آمریکا نقطه قوت اقتصادی چین را هدف گرفته است: «رقابتپذیری مبتنی بر انرژی ارزان». چین برای تداوم رشد اقتصادی و حفظ جایگاه خود بهعنوان کارخانه جهان، به جریان پایدار و ارزان انرژی نیاز دارد. ایران، بهویژه در دوران تحریم، به تأمینکننده مهم نفت ارزان برای پکن تبدیل شده بود.
حمله به ایران و محاصره دریایی خلیج فارس در سال ۱۴۰۵، تنها بهمعنای تغییر توازن قوا در منطقه نیست، بلکه تلاشی راهبردی برای محدود کردن دسترسی چین به نفت تخفیفدار ایران به شمار میرود. با خروج ایران و ونزوئلا از مدار تأمین، چین ناچار خواهد شد انرژی مورد نیاز خود را با قیمتهای جهانی و از مسیرهایی تهیه کند که تحت اشراف ناوگان دریایی آمریکا قرار دارند. این موضوع بهمعنای افزایش ناگهانی قیمت تمامشده کالاهای چینی و کاهش قدرت رقابت آنها در بازارهای جهانی است.
صنعت خودروسازی؛ میدان برخورد نفت و ریزتراشه
صنعت خودرو جهانی جایی است که نتایج این جنگ پنهان بهوضوح دیده میشود. خودروهای مدرن امروز بیش از هر زمان دیگری به نفت برای سوخت یا انرژی تولید و ریزتراشه برای مدیریت سامانهها وابستهاند.
در چنین شرایطی، اختلال در تأمین ریزتراشه از تایوان، خودروسازان آمریکایی را مجبور به کاهش تیراژ و افزایش قیمت خواهد کرد. خودروهایی که در انبارها منتظر یک قطعه نیمههادی کوچک ماندهاند، نمادی از آسیبپذیری زنجیره تأمین خواهند بود.
از سوی دیگر، افزایش هزینه انرژی ناشی از ناامنی در خاورمیانه، حاشیه سود خودروسازان چینی را که با سرعت در حال تسخیر بازارها بودند، کاهش میدهد. چین که قصد دارد با خودروهای ارزانقیمت برقی و بنزینی بازار اروپا و آسیا را در اختیار بگیرد، اکنون با چالش «نفت گران» و «هزینه لجستیک بالا» روبهرو شده است.
جنگ نیابتی بر سر بقای راهبردی
در این میان، درگیری پکن با تایوان و واشینگتن با ایران را نباید صرفاً در چارچوبهای سنتی امنیت ملی تحلیل کرد. این یک «جنگ نیابتی اقتصادی» است. آمریکا با فشار بر ایران، در عمل رشد چین را هدف قرار داده و چین با فشار بر تایوان، پیشرفت تکنولوژیک آمریکا را نشانه گرفته است.
هر دو قدرت دریافتهاند که در جهان بههمپیوسته امروز، پیروزی در میدان نبرد نظامی لزوماً به معنای پیروزی نهایی نیست. پیروز واقعی کسی است که بتواند جریان ورودیهای حیاتی رقیب را مختل کند.
پیامدها برای خاورمیانه و جاده مخصوص
برای ایران، این تقابل به معنای قرار گرفتن در کانون یکی از پیچیدهترین رویاروییهای سالهای اخیر است. ایران نه صرفاً به دلیل مواضع سیاسی، بلکه به دلیل نقش انرژی برای چین، به هدف راهبردی تبدیل شده است. خودروسازی ایران نیز که در سال ۱۴۰۵ میان محاصره دریایی و کمبود قطعات الکترونیکی گرفتار شده، عملاً از پیامدهای این تقابل آسیب میبیند.
نظم نوین بر پایه انحصار زنجیره تأمین
تحولات سال ۱۴۰۵ نشان داد که دوران درگیری بر سر خاک کمرنگ شده و عصر رقابت بر سر دسترسی به زنجیره تأمین آغاز شده است. تایوان و ایران، دو گره مهم این معادله هستند. اگر واشینگتن بتواند انرژی ایران را از دسترس چین خارج کند، برتری اقتصادی پکن را برای سالها به تأخیر خواهد انداخت. در مقابل، اگر پکن بتواند تولید ریزتراشه در تایوان را کنترل یا مختل کند، برتری تکنولوژیک آمریکا با چالش جدی روبهرو خواهد شد.
در این میان، خودرو دیگر صرفاً وسیله جابهجایی نیست، بلکه به شاخصی برای سنجش آثار این نبرد تبدیل شده است. هر نوسان در قیمت نفت ایران یا هر تأخیر در ارسال ریزتراشههای تایوانی، میتواند اثر خود را در بازارهای مالی جهان نشان دهد. جهان در سال ۱۴۰۵ بر لبه تیغ حرکت میکند؛ جایی که یک بشکه نفت یا یک تراشه سیلیکونی کوچک، قادر است توازن قدرت جهانی را جابهجا کند.





ایران که نه البته بلکه جیم . الف با بذل و بخشش نفت مثلا ملی ایران به چین بیخود و بی جهت قمار کرد روی امنیت و آرامش و ثبات ملی ما تنها و تنها برای اطفای عطش سیری ناپذیر امریکا ستیزیش!