آیا چین برای نجات جاده مخصوص وارد جنگ تعرفهها میشود؟

با توجه به تعریف تعرفه ۵۰ درصدی از سوی ترامپ برای شرکتهایی که با ایران دادوستد میکنند و همچنین جلوگیری از دسترسی آسان پکن به نفت ارزان ایران و ضربه به اقتصاد چین، این پرسش مطرح میشود که آیا چین برای نجات جاده مخصوص وارد «جنگ تعرفهها» میشود؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، تهاجم نظامی آمریکا و متحداناش به ایران از یک سو از ادامه دههها تقابل سیاسی خبر میدهد، از سوی دیگر اما لایههای پنهان این حملات نشان از یک استراتژی کلانتر برای مهار اژدهای سرخ دارد.
سوزاندن بشکههای ارزان نفت!
واشینگتن با هدف قرار دادن ایران، در واقع شریان حیاتی انرژی ارزانقیمت چین را هم هدف گرفته است. پس از حذف دسترسی پکن به نفت ونزوئلا در ژانویه ۲۰۲۶، ایران آخرین پناهگاه چین برای تأمین سوخت خارج از کنترل غرب بود. اکنون پرسش این است: پکن تا کجا حاضر است برای حفظ این مزیت رقابتی، هزینه تقابل با واشینگتن را بپردازد؟ آیا چین برای نجات جاده مخصوص وارد «جنگ تعرفهها» میشود؟ پاسخ چین به سوزاندن بشکههای ارزان نفت چه خواهد بود؟
دوگانه نفت ایران – چین
در سالهای اخیر، بهخصوص پس از خروج یکجانبه آمریکا از برجام و بازگشت تحریمها و همچنین هدف قرار دادن مستقیم خودروسازی، نفت ایران برای تهران و پکن یک دوگانه ایجاد کرد. در این سالها از یک سو به عنوان ضربهگیر فروپاشی و از سوی دیگر به عنوان سوختِ قدرت رقابت چین عمل کرده است. به بیان دیگر، چین در سالهای اخیر نهتنها بزرگترین خریدار نفت ایران بود، بلکه به عنوان مانع از خفگی اقتصاد ایران شده است. اگرچه این نفت با تخفیفهای قابل توجه و بسیار کمتر از قیمت جهانی معامله میشد، اما همین جریان نقدینگی و کالا، مانع از فروپاشی کامل اقتصاد ایران تحت فشار تورم سهمگین شد.
از سوی دیگر، این نفت ارزان، سلاح مخفی چین در بازارهای جهانی بود. دسترسی به انرژی ارزان به معنای کاهش قیمت تمامشده محصولات چینی و افزایش قدرت رقابت آنها در برابر رقبای غربی بود. حالا با مسدود شدن تنگه هرمز و ریسکهای بالای بیمه دریایی، این مزیت در حال ذوب شدن است.
استراتژی «انزوای انرژی» ترامپ
دولت دوم ترامپ با یک نقشه مهندسیشده پیش رفته است؛ ابتدا قطع دسترسی چین به نفت سنگین ونزوئلا و اکنون به بنبست کشاندن صادرات ایران. با این کار، چین مجبور خواهد شد برای تأمین نیاز خود به سمت بازارهایی برود که تحت نظارت سیستمهای مالی غرب هستند یا به نفت گرانتر روسیه و عربستان تکیه کند. افزایش هزینه تولید در چین، دقیقاً همان چیزی است که واشینگتن برای مهار رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) پکن به آن نیاز دارد.
نجات صنعت خودرو؛ آزمون وفاداری پکن
در همین حال، با توجه به شرایط پیشآمده ناشی از جنگ رمضان در کنار ابرچالشهای کهنه، صنعت خودروی ایران اکنون در بحرانیترین دوران خود است. اما چین چگونه میتواند به این صنعت کمک کند؟
چین میتواند با ایجاد سیستمهای تهاتر مستقیم (نفت در برابر قطعه) و استفاده از شبکههای بانکی آفشور (OFFSHORE) ـ مکانی خارج از کشور یا فرد طرف معامله ـ مانع از توقف خطوط تولید شود. واگذاری لایسنس پلتفرمهای چینی به ایران بدون نیاز به نقلوانتقال ارزی مستقیم نیز میتواند راهی برای پاسخ به تحرکات آمریکا باشد. اما مانع بزرگ، تعرفه ۵۰ درصدی آمریکا برای شرکتهای همکار با ایران است. برای غولهایی مثل چری یا بیوایدی که چشم به بازار اروپا و آمریکا دارند، این یک ریسک وجودی است.
آیا چین وارد این جنگ نیابتی میشود؟
با این حال، پرسش اصلی همچنان به قوت خود باقی است؛ آیا چین وارد این جنگ نیابتی میشود؟ پاسخ به این پرسش را باید در ترازوی «سود و زیان» جستوجو کرد. بازار خودروی ایران با تمام جذابیتاش، در مقایسه با بازارهای جهانی که تحت تأثیر تعرفههای تنبیهی آمریکا قرار میگیرند، وزن کمتری دارد. با این حال، چین نمیتواند اجازه دهد آمریکا به سادگی پیروز این نبرد انرژی باشد.
راهکارهای پکن برای حمایت از تهران
در این شرایط به نظر میرسد چین به جای تقابل آشکار، به سمت «حمایت از لایههای خاکستری» حرکت کند. استفاده از شرکتهای کوچک چینی که فعالیتی در بازار آمریکا ندارند برای تأمین نیازهای صنعت خودرو ایران، میتواند یکی از راهکارهای میانبر پکن برای حمایت از تهران باشد.
در همین حال، بنا بر گزارشها، چین با داشتن ۱.۴ میلیارد بشکه ذخیره نفت، فعلاً میتواند تا سه ماه مقاومت کند. اما در درازمدت، پکن احتمالاً از ابزارهای دیگری مثل محدودیت صادرات مواد معدنی حیاتی (لیتیوم و عناصر کمیاب) به آمریکا به عنوان پاسخی به فشارها بر ایران استفاده خواهد کرد.
ایران؛ میدان جنگ ارزی و انرژی شرق و غرب
جنگ رمضان نشان میدهد که ایران تنها یک هدف سیاسی ـ نظامی نیست، بلکه میدان یک جنگ ارزی و انرژی میان شرق و غرب است.
چین اگرچه از درگیری مستقیم نظامی پرهیز میکند، اما برای حفظ قدرت رقابت بینالمللی خود، ناچار است به هر قیمتی مانع از خفگی کامل اقتصاد ایران شود.
صنعت خودروی ایران در این میان، میتواند به پیامرسان این تقابل تبدیل شود. اگر پکن بتواند بهرغم تهدید تعرفههای ۵۰ درصدی، زنجیره تأمین ایران را حفظ کند، پیامی روشن به واشینگتن فرستاده است: «امنیت انرژی چین، خط قرمزی است که با ترکشهای جنگ در خاورمیانه جابهجا نمیشود.» اما اگر پکن عقبنشینی کند، ایران باید خود را برای یک جراحی دردناک و احتمالاً توقف بخش بزرگی از تولیدات صنعتیاش آماده کند.





دیدگاه ها