۶ سال از سند چشمانداز صنعت خودرو گذشت؛ شعاری که به دامنه قله آن هم نزدیک نشدیم!

سند چشمانداز ۱۴۰۴ صنعت خودرو، که قرار بود نقشه راهی برای جهش این صنعت باشد، حالا پس از شش سال فقط یک شعار توخالی است؛ نه تولید ۳ میلیونی محقق شد، نه صادراتی در کار است، و نه کیفیتی که بشود به آن افتخار کرد.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، شش سال از تدوین سند چشمانداز ۱۴۰۴ صنعت خودرو ایران میگذرد؛ سندی که با ادعاهای بزرگ، قرار بود تا سال ۱۴۰۴ این صنعت را به قلههای تولید، کیفیت، و فناوری برساند. تولید ۳ میلیون دستگاه خودرو در سال، صادرات ۵۰۰ هزار دستگاه، رقابت با برندهای جهانی و توسعه خودروهای برقی و هیبریدی، تنها بخشی از رؤیاهایی بود که روی کاغذ نوشته شد. اما امروز، در پایان سال ۱۴۰۳، نهتنها به دامنه این قله نزدیک نشدهایم، بلکه صنعت خودرو در باتلاق ناکارآمدی، عقبماندگی و وعدههای پوچ غرق شده است. این سند، که قرار بود راهگشا باشد، حالا فقط یک شعار بیمعناست که هیچ دستاوردی از آن در کشور دیده نمیشود.
رؤیای تولید ۳ میلیون خودرو و واقعیت تولید زیر یک میلیون
سند چشمانداز هدفگذاری کرده بود که تا ۱۴۰۴، سالانه ۳ میلیون دستگاه خودرو تولید شود؛ از سواری و تجاری گرفته تا برقی و هیبریدی. اما واقعیت چیست؟ آمارها نشان میدهد تولید خودرو در بهترین سالهای اخیر به زور به حدود یک میلیون دستگاه رسیده و در سالهای بدتر، حتا زیر این عدد بوده است. ایرانخودرو و سایپا، غولهای این صنعت، هنوز درگیر تولید مدلهای قدیمی مثل پراید و پژو ۴۰۵ بودند که به سختی از خط تولید خارج شدند و جایگزینهایشان مثل تارا و شاهین نه کیفیت مشابه مدلهای بهروز خارجی دارند، نه تقاضای بازار را پوشش میدهند. در این بین پرسش دیگر آن که کاهش وابستگی به واردات به کجا رسید؟ پاسخ این که هنوز قطعات اصلی از خارج میآیند و تحریمها هر روز این زنجیره را شکنندهتر میکنند. این هدف، نهتنها دور از دسترس است، بلکه حتا برنامه مشخصی برای نزدیک شدن به آن دیده نمیشود.
صادرات و کیفیت، ادعایی که هیچ وقت محقق نشد
صادرات ۵۰۰ هزار دستگاه خودرو در سال، یکی دیگر از شعارهای پر زرق و برق این سند بود. قرار بود خودروهای ایرانی در بازارهای منطقه و جهان بدرخشند، اما کجا؟ کیفیت پایین، عدم تطابق با استانداردهای جهانی و طراحیهای تاریخگذشته، خودروهای ایرانی را حتا در بازار داخلی هم به زحمت قابل تحمل کرده است، چه برسد به صادرات! استانداردهای ایمنی و آلایندگی که در سند وعده داده شده بود، هنوز در حد حرف است؛ نه سیستمهای ایمنی پیشرفتهای در کار است، نه موتورهایی که بتوانند با معیارهای یورو ۵ یا ۶ رقابت کنند. در نتیجه، خودروهای ایرانی نهتنها به صورت عمده صادر نمیشوند و تنها به برخی کشورهای عقبمانده از نظر اقتصادی و صنعتی میروند، بلکه در داخل هم با انبوه انتقادات روبهرو هستند. این صنعت، به جای رقابت با برندهای جهانی، هنوز درگیر دعواهای داخلی بر سر قیمتگذاری دستوری است.
عقبماندگی به جای نوآوری
توسعه فناوری، بهویژه در خودروهای برقی و هیبریدی، از ستونهای اصلی سند بود. ایران قرار بود به قطب تولید این خودروها در منطقه تبدیل شود، اما کجای این داستان ایستادهایم؟ هیچ زیرساختی برای تولید انبوه خودروهای برقی نداریم؛ نه باتریسازی، نه ایستگاههای شارژ و نه دانش فنی کافی. در حالی که جهان به سمت الکتریکیسازی شتابان میرود، ما هنوز درگیر موتورهای بنزینی دهه ۸۰ هستیم. وعده کاهش آلایندگی و مصرف سوخت فسیلی، وقتی به تولید پراید و سمند نگاه میکنیم، فقط یک جوک تلخ است. حتا طرحهای نمایشی مثل عرضه چند نمونه برقی، بدون برنامه مشخص برای تولید یا زیرساخت، به جایی نرسیدهاند. این عقبماندگی، نشان میدهد سند چشمانداز در حد یک کاغذپاره بیارزش باقی مانده است.
شش سال گذشته و صنعت خودرو نهتنها به اهداف سند نزدیک نشده، بلکه از آنها دورتر هم شده است. تولید کم، کیفیت غیرقابل قبول و فناوری غایب، این صنعت را به یک بیمار رو به موت تبدیل کرده که فقط با تزریق شعار و وعده سرپا نگه داشته شده است. سند میخواست با سرمایهگذاری و همکاری بینالمللی، ما را به پیشروترینها برساند، اما تحریمها، سوءمدیریت و بیبرنامگی، همه چیز را به باد دادهاند. ایجاد اشتغال هم که تنها به صورت رانتی انجام شده و در حقیقت وقتی تولید خوابیده، شغل جدید از کجا باید بیاید؟ این صنعت، به جای تحول، فقط هزینه روی دست مردم و دولت گذاشته است؛ خودروهایی گران، بیکیفیت و غیرقابل اعتماد. شعارهای سند ۱۴۰۴، حالا فقط یک طنز غمانگیز است که نشان میدهد چهطور میشود با کلمات قشنگ و ایجاد برنامههای صرفاً کاغذی یک ملت را سالها سر کار گذاشت.





دامنه قله هم آرزوست. ما خیلی وقته ته دره افتادیم…. ولی خیلی ها هنوز نمیفهمن.
داداش ۱۴۰۴ طبق چشم انداز بیست ساله نظام قرار بود قدرت بی چون و چرای کل منطقه خاورمیانه و غرب آسیا باشیم اما در واقع الآن ته هنرشون اینه قراره کوپن ارزاق دوباره احیا بشه!!!!تو این بلبشو اونوقت شما دنبال اینی چشم انداز صنعت خودرو محقق بشه؟؟!!
آقایون قلابی درخودقله هستندولی خوشبختانه اونورقله دره بسیارمرتفعی هست وپایین دره تمساحهاهستندکه خیلی خیلی نزدیک دراون دره خواهندافتادواین اصل چشم اندازهست برای ملت شریف ایران.
چرا داداش شما خبر نداری خواب بودی صبح جمعه، قبل ازینکه بیدار بشی بفهمی، خودرو سازها به قله رسیدن ولی بخت باهاشون یار نبود پرت شدن ته دره ، حالا دیگه مرد میخاد با جرثقیل تیکه هاشومو جمع کنه
هنگامی که تنها سودآوری هدف باشه نتیجه ی بهتری جز این وجود نداره. جان و مال مردم هم چه اهمیتی داره؟!
از روز اول دعوا سر پوستین ملانصردین بود – ما که میدونستیم این میشه و به این حرفا دل خوش نکردیم – ولی نه صدامون به جایی میرسید نه کاری از دستمون بر میومد – پس رها کردیمش و نشستیم به تماشا – واقعیتش ما هم یه نمونه ارتقاء یافته از کره شمالی هستیم – مثل موجود زنده ای که برای ادامه نسل دلش میخواد از درون تکثیر سلولی کنه ولی هم شرایط جوی براش مساعد نیست و هم دچار انواع انگل از درونه – چنین موجودی یه شب که خوابید صبح بیدار نمیشه …
چشم انداز ۲۰ ساله ای که یک پرفسوری سال ۸۴ رفته بود روی منبر سخنرانی کرد رو به یاد دارید!؟
داریم به ۱۴۰۴ نزدیک میشیم
واقعا باید به چنین علم و دانش و مدیریتی و پیش بینی سیفون رو کشید حالا برگردید وعده های یک خدابیامرزی در اوایل دهه ۴۰ که بعد از یک دهه ریال ایران جزو ۵ ارز برتر و پاسپورت ایران معتبرترین بود
سند چشم انداز ۲۰ ساله، حتی به واقعیت ها نزدیک هم نبود. در خوشبینانه ترین حالت فقط آمال و آرزوی تدوین کنندگانش بود. مثل سایر برنامه های توسعه، البته بجز برنامه اول و دوم، که بسیار خوب و واقعی تنظیم شده بود و تا حدودی هم تحقق پیدا کرد، مابقی برنامه ها حتی برنامه توسعه هفتم که هم اکنون برخی از قسمت های آن در حال اجراست، آرزوهای تدوینگرانش محسوب می شود.
کسی که هنوز به شعارها و وعده های سران حکومت دلخوشه باید به عقلش شک کرد. در این چهل و اندی سال چه وعده ای محقق شده که این دومیش باشه.