تغییر نوع وابستگی از باک به باتری؛ ابلاغ تعرفههای جدید خودروهای برقی و هیبریدی

کاهش تعرفه واردات خودروهای برقی توسط دولت، در ظاهر گامی سبز است، اما در غیاب زیرساختهای داخلی و توان تکنولوژیک، بهجای توسعه پایدار، تنها نوع وابستگی ما را از باک بنزین به باتریهای چینی تغییر میدهد. این مصوبه بدون پیشنیازها، صرفاً جابهجایی وابستگی به چین در مسیری دیگر است و در اصل، اینکه هنوز با خودروساز شدن فاصله زیادی داریم تغییر ایجاد نشده است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، با ابلاغ تعرفه خودروهای برقی و هیبریدی و عدم تغییر آنها بهنظر میرسد دولت اصرار دارد نشان دهد همچنان به عبور از خودروهای بنزینی وفادار است، اما این ویترین مدرن، فاقد پیشنیازهای لازم و ضروری در داخل کشور است.
گوشی هوشمند در منطقه بدون دکل
حقیقت تلخ این است که میان تعرفه روی کاغذ تا چرخ خودرو در خیابان، شکافی عمیق از جنس فقدان زیرساخت وجود دارد. ورود انبوه خودروهای برقی به کشوری که خود با ناترازی شدید برق دستوپنجه نرم میکند و هنوز شبکهای استاندارد و سراسری برای ایستگاههای شارژ (فستشارژ) ندارد، شبیه به توزیع گوشیهای هوشمند در منطقهای است که دکل مخابراتی ندارد. از سوی دیگر، زنجیره تأمین داخلی و شبکه خدمات پس از فروش برای این تکنولوژیهای پیچیده، عملاً وجود خارجی ندارد و تعمیرکاران سنتی ما فرسنگها با استانداردهای هایتک فاصله دارند.
یک خلأ فرهنگی و اجتماعی
فراتر از زیرساخت، ما با یک خلأ فرهنگی و اجتماعی مواجهایم. دولت بدون ایجاد ضرورت اجتماعی و بسترسازی فرهنگی، تنها به اهرم قیمت و تعرفه متوسل شده است. تا زمانیکه خودروی برقی در ذهن ایرانی نه بهعنوان یک ضرورتِ زیستمحیطی بلکه بهمثابه یک کالای فانتزی و وارداتی تعریف شود، سرعت حرکت به سمت هوای پاک، حلزونی باقی خواهد ماند.
خودروی پاک؛ تغییر مسیر وابستگی؟
اما نگرانکنندهترین بخش ماجرا، ابعاد ژئوپلیتیک و تکنولوژیک آن است. در شرایطی که منطقه در التهاب است و سایه تنشها بر سر اقتصاد سنگینی میکند، اصرار بر شیفت ناگهانی به سمت خودروهای برقی، بدون دارا بودنِ عمق تکنولوژیک، تنها به معنای تغییر وابستگی از باک بنزین به سلولهای باتری چینی است. واقعیت این است که ما در صنعت خودروی بنزینی خودروساز نشدیم و حالا در حوزه برقی نیز صرفاً به یک مصرفکننده وابسته تبدیل میشویم.
تبدیل مونتاژکار بدنه به مونتاژکار باتری
این شیفت پارادایمی، بدون تملک دانش فنی، تنها نوع وابستگی ما به چین را تغییر میدهد. ما از مونتاژکار بدنه به مونتاژکار باتری و مدارهای الکترونیکی تبدیل میشویم، در حالیکه، نرمافزار و سختافزار اصلی در دست پکن باقی میماند. در واقع، عقبماندگی تکنولوژیک ما در سایه تحریمها و تنشهای منطقهای، باعث شده است این جاده سبز، نه به استقلال صنعتی، بلکه به یک باتلاق نوین وابستگی ختم شود.
طعم تلخ وابستگی مطلق به شرق
ابلاغیه معاون اول اگرچه بوی خروج از بنزین میدهد، اما در نبود راهبرد صنعتی روشن، تنها تکرارِ یک خطای تاریخی است؛ تصور اینکه با واردات و بازی با تعرفهها میتوان از چاله ناترازی انرژی و عقبماندگی صنعتی خارج شد سادهانگارانه است. بدون زیرساخت، بدون زنجیره تأمین، بدون ارتباط با جهان و بدون دانش بومی، ما فقط در حال عوض کردن مدل اسارت صنعت خودروسازی خود هستیم؛ اینبار زیر سایه سکوت موتورهای برقی، اما با همان طعم تلخ وابستگی مطلق به شرق.





دیدگاه ها