معرفی موتورسیکلت چری e-Vo REEV 007؛ نخستین موتورسیکلت بردافزای جهان

چری از نخستین موتورسیکلت REEV جهان با نام کامل چری e-Vo REEV ۰۰۷ رونمایی کرد؛ ترکیب موتور برقی و بنزینی در قالبی آینده نگر.
کمپانی چری در نمایشگاه خودرو پکن ۲۰۲۶ از کانسپت متفاوتی با نام e-Vo REEV پرده برداشت؛ موتورسیکلتی هیبریدی که با سیستم بردافزا یا Range Extender طراحی شده و میتواند آینده موتورسیکلتهای الکتریکی را متحول نماید.
چری e-Vo REEV ۰۰۷


چری که تاکنون بهعنوان یک کمپانی خودروساز شناخته میشد، حالا وارد دنیای موتورسیکلتها شده است. این شرکت در نمایشگاه خودرو پکن ۲۰۲۶ با معرفی کانسپت e-Vo REEV نشان داد که برنامههای جدی برای بازار دوچرخها دارد.
این موتورسیکلت مفهومی با طراحی Cyber-Cruiser ساخته شده و در کنار ظاهر مدرن و صنعتی، از پیشرانهای بهره میبرد که ترکیبی از نیروی برق و موتور بنزینی است. نکته مهم اینجاست که موتور بنزینی مستقیماً چرخها را به حرکت درنمیآورد، بلکه نقش ژنراتور را ایفا میکند تا باتری در حین حرکت شارژ شود.
چری e-Vo REEV ۰۰۷ ظاهری عضلانی و بسیار جذاب دارد. فرم کلی بدنه یادآور کروزرهای مدرن است و خطوط تیز، بدنه زاویهدار و چراغ LED مینیمالیستی آن، حس یک محصول آیندهنگر را منتقل میکند.

از مهمترین ویژگیهای طراحی این موتورسیکلت میتوان به مواردی همچون بدنه صیقلی با طراحی تهاجمی و رترو کروزر مانند، چراغ جلو LED با سبک سایبر، جایگاه پای جلوتر برای راحتی بیشتر راننده، رینگهای آلومینیومی چندپره سبک وزن و نمایشگر دیجیتال بزرگ با قابلیتهای اتصال پذیری اشاره کرد.
ویژگیهای فنی


مهمترین بخش این موتورسیکلت، سیستم محرکه REEV آن است؛ فناوریای که تاکنون بیشتر در خودروها دیده میشد و حالا چری آن را به دنیای موتورسیکلت آورده است. یکی از بزرگترین مشکلات موتورسیکلتهای برقی، نگرانی کاربران درباره تمام شدن شارژ باتری در مسیرهای طولانی است. چری با استفاده از سیستم Range Extender تلاش کرده این مشکل را برطرف نماید.
در e-Vo REEV چرخ عقب همیشه توسط موتور الکتریکی به حرکت درمیآید. در کنار آن، یک موتور بنزینی کوچک بهعنوان Range Extender یا افزایشدهنده برد نصب شده که وظیفهاش تولید برق و شارژ باتری در هنگام حرکت است. بنابراین موتور احتراقی هیچ اتصال مستقیمی به چرخها ندارد.
قابلیت دنده عقب رفتن برای مانور و چرخش راحتتر، انتقال قدرت به چرخ عقب با تسمه (Belt Drive)، سیستم ترمز دیسکی جلو و عقب با ABS دوکاناله، کالیپر چهار پیستونه رادیال در محور جلو، شاسی و بازوی عقب آلومینیومی سبک وزن و سیستم هشدار نقطه کور با لرزش دستهها از دیگر ویژگیهای فنی این موتورسیکلت به شمار میآیند.
شایان توجه است که چری هنوز توان دقیق موتور، ظرفیت باتری یا میزان پیمایش را اعلام نکرده است.
چری به صورت رسمی درباره تولید انبوه این موتورسیکلت یا قیمت احتمالی آن اطلاعاتی منتشر نکرده است. با این حال، حضور رسمی این پروژه در نمایشگاه پکن نشان میدهد که این شرکت چینی به بازار موتورسیکلتهای الکتریکی و هیبریدی نگاه جدی دارد.





در این قسمت دنیا اگر کسی ایده ای هم داشته باشه باید یک پولی هم بدهد تا ثبت ش کنه به عنوان اختراع، من هم عاشق سر هم کردن وسیله ها بودم عاشق این بودم هر چیزی را از حالت عادی خودش خارج کنم و شکل و شمایل و کارایی دیگری به اون بدم، از بچگی عاشق ساختن اسلحه بودم ، آخه پدر بزرگم شکارچی بوده ، اولین تفنگی که با چوب و پیچ و لوله ساختم ۱۴ سالم بود ، سی سال پیش از همون موقع به این فکر میکردم چه خوب میشد بجای باروت بنزین داخل پوکه ها میریختم، هیچ وقت از طرف خانواده خودم تشویق نشدم جز یکبار یه آشنایی داریم. نظامی بود میگفت اینها رو که میسازی ارتقاعش بده و یه چیز خوبتر بساز ، جوان های این مملکت مثل ماشینی هستن که اینقدر بی استفاده مونده باطریش خوابیده فقط یک دلسوز میخواد برای چند ثانیه هم که شده باطری به باطری کنه ،
بله متاسفانه یا خوشبختانه ، ما تو همین کشور خودمون افرادی رو داریم که اگر فقط یکم حامی و سرمایه و حمایت درست حسابی خرجشون میشد از خیلی ازین ایلان ماسک ها و تسلا ها و ادیسون ها و مخترع ها و مغز های بزرگ دنیا خفن تر میبودن.😕
اما متاسفانه تو کشور ما نه تنها حمایت نمیشن ، بلکه ترور شخصیتی و تخریب هم میشن 🤦🏻♂️
اول از همه وقتی این ایده هارو بیان کنی ، قبل از هر کسی خوانواده خودت شروع میکنن به تخریب و ترور شخصیتی کردن و جوری نابودت میکنن و در نطفه خفه ات میکنن ، که خودت و ایده ات درجا و در همون لحظه دفن بشی😑🤦🏻♂️
چراکه این رویه انگار جزعی از فرهنگ و شخصیت ما شده🤦🏻♂️
من وقتی بچه که بودم به دلیل شرایط بد اون موقع ها
دوچرخه ام چندین سال بود خراب بود و بااینکه چندین بار بهم قول خرید دوچرخه نو در مقابل قبولی توی مدرسه رو داده بودن
ولی هرگز دوچرخه ای برام نخریدن.
تا اینکه یک روز خودم رفتم ته خونه باغ پدریم یدونه انباری خیلی بزرگ بود که به شکل کارگاه در اورده بودن و داخلش منبع سازی و در و پنجره میساختن تک و توک. اونروز هیچکس خونه نبود و من از ساعت ۱۰صبح دوچرخه ی اوراقی و شکسته خودم رو بردم توی اونجا و شروع کردم با لوله های گاز و اهن های تیکه پاره ی مختلف و لوله آب فلزی ، ی بدنه ی دوچرخه عین همون دوچرخه ای که داشتم درست کردم😅
درسته ی سری جاهاش گاف داده بودم و چون بار اولم بود که اینکار رو میکردم و فقط ۱۳ سالم بود ، خوب نمیتونستم جوش کاری کنم و لایستیک هارو خوب نتونستم بودم صاف و توی یک خط میزون کنم ، یا اینکه مثلا بجای درست کردن جای بسته شدن پیچ به اشتباه میل توپ دوچرخه رو جوش دادم به اون بدنه جدیدی که ساختم و به این فکر نکرده بودم اگر بعدا بخواد باز بشه باید چطور بازش کرد😅 ، اما با همون حال ی دوچرخه ساخته بودم که اندازه ی یک موتور گازی وزن داشت😅😂😂 وقتی اهل خونه اومدن ، جای اینکه اینطور در نظر بگیرن که این بچه فقط با اولین تلاش و در ۱۳ سالگیش اومده اینو ساخته بدون اینکه اصلا کاری بلد باشه و حتی بلد باشه چطور جوش کاری بکنه🤦🏻♂️ شروع کرده به تمسخر و …🤦🏻♂️ اگر اونروز استعداد من کشف میشد شاید من الان به جایی رسیده بودن نه اینکه نهایتا تو خط تولید یک شرکت دوزاری قطعه مونتاژ کنم🤦🏻♂️ ( اون دوچرخه چندتا ایراد خیلی جزعی داشت که بابام خدابیامرز برطرفش کرد ( مثلا پنجه رکابش رو نتونسته بودم درست سوار کنم روی بدنه جدید و لاستیک ها یکمی کج جوش خورده بودن توی یک خط نبودن ) بابام ایراداتش رو برطرف کردن جوش کاری های ضعیف رو محکم کرد و یک رنگ خفن هم بهش زدم.🙂 ( درسته که اون دوچرخه چون با لوله گاز و آب و قوطی درست شده بود یکمی سنگین تر از دوچرخه عادی شده بود اما برای من خیلی باارزش بود ” چون این چیزی بود که خودم با دست خودم ساخته بودمش”🙂 بیرون نمیشد بردش اما توی حیاط همون خونه باغ باهاش بازی میکردیم و خیلی هم عالی شده بود و کلی باهاش حال میکردیم تو بچگی🙂( یادش بخیر واقعا ) بعده ها هم که بزرگتر شدم رفتم روش کار کردم باز و اون خورشیدی های معمولی رو ازش جدا کردم، براش ی سری لوازم گرفتم و تبدیل به دنده ایش کردم. میل توپ هاش رو که جوش خورده بود رو هم درست کردم و جای درستش رو روی بدنه دراوردم تا درست باز و بسته بشه و یک زین و صندلی و فرمون درست حسابی هم گذاشتم براش🙂 ( اون دوچرخه ی دست ساز هنوزم توی انباری خونه ی پدریمه🙂 ی مدتی بچه های فامیل که میومدن مهمونی باهاش تو حیاط باغ بازی میکردن ، بعدم که اوناهم بزرگ تر شدن دوچرخه رفت توی انباری به یادگار بمونه 🙂
من هم در دوران قبل سربازی این که موتوری باشد که فقط برق تولید کند و اما حرکت موتور با سیستم برقی باشد را داشتم اما حرف مال بیست سال پیش است و وقتی موتور برقی ها آمدند تو کار و زندگی با فراز و نشیب و گرانی و بیچارگی روبرو شد کم کم این فکر را در مورد موتور سیکلت کنار زدم اما علت اصلیش نبود پول و امکانات در این کشور که زرف یکی دو ماه لاستیک موتور سیکلت صددر صد گران شده این نبوده بلکه دیدن چرخه اشتغال زایی بوده که در سیستم های سوخت فسیلی وجود دارد و ورود موتور های برقی می تواند کلی مشاغل را نابود کند و از طرف دیگر هم موتور های برقی به قدری بازده بالا دارند که با یک بار شارژ می توانند از شهری به شهر دیگر بروند و اما برای حفظ اشتغال سیستم سوختی و برقی باهم مفید و جالب است
ابتدایی بودم ، حول و حوش کلاس پنجم . سال ۶۱ یا ۶۲ .
ماشین نداشتیم . بچه ی روستا بودم و پدرم یک موتور یاماها ۱۷۵AG داشت .
به شدت به میکانیکی علاقه مند بودم . طولی نکشید که موتور پدر را برای اولین بار باز کردم و سیم پیچ کویل را دست پیچ کردم ومشکل برق پلاتینرا حل کردم .
آن سال به ذهنم افتاد چرا موتوری برای ماشین ها نساخته اند که صرفا برق تولید کند و آرمیچری را بچرخاند که چرخ ماشین را می چرخاند ؟!
این مسئله تا پایان دیپلم و حتی تا چند سال بعد که معلم عشایر شدم ، ذهنمرا درگیر کرده بود تا اینکه ماشین های هیبریدی آمدند و من سخت ناراحت شدم که چرا این ایده از طرف من نبود !