کنسرسیوم تولید خودرو، قیمت یا اهلیت؛ راهکار وزیر چیست؟

اخیراً وزیر «صمت» در جلسه ای با قطعه سازان پیشنهاد داده است که آن ها برای تولید خودرو اقدام به تشکیل کنسرسیوم کنند. در همین رابطه، نایب رئیس انجمن قطعه سازان با اشاره به تشکیل کنسرسیوم «شرکت سرمایهگذاری صنعتی قطعهسازان پارس» در یک سال ونیم پیش برای خرید سهام «ایران خودرو» به «اسب بخار» می گوید: «پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم برای تولید خودرو، ایده خوبی است اما باید دید در اجرا چگونه خواهد بود و چه راهکاری برای آن پیشنهاد می دهند.»
«اصغرخسروشاهی» معتقد است برای واگذاری ها پیش از قیمت باید اهلیت را در نظر بگیرند.
با توجه به وضعیت حال حاضر صنعت خودرو و قطعه سازان، درباره پیشنهاد وزیر صمت مبنی بر تشکیل کنسرسیوم توسط قطعه سازان برای تولید خودرو چه نظری دارید؟ با توجه به جمیع عوامل آیا این مسئله شدنی است؟
در وهله اول به نظر من که ایده، ایده خوبی است، اما بحث دوم این است که آیا قابل اجرا هست یا نه. البته خوشبختانه در این قضیه ما جلوتر بودیم، چراکه ابتدای سال ۹۸ یک کنسرسیوم تشکیل دادیم.
این کنسرسیوم به چه نامی بود و صرفاً برای تولید خودرو تشکیل شده بود؟
۲۹ قطعهساز بزرگ جمع شدند و کنسرسیومی بهنام شرکت سرمایهگذاری صنعتی قطعهسازان پارس تشکیل دادند. یکی از اهداف این کنسرسیوم خرید سهام ایران خودرو بود. سال گذشته قرار بود ۱۵ درصد سهام ایران خودرو را واگذار کنند و طبیعتاً قطعهسازان نگران بودند که ممکن است این واگذاری در نهایت به ضرر صنعت خودرو یا قطعهسازی باشد. به همین دلیل این ایده مطرح شد که برای خرید این ۱۵ درصد، کنسرسیوم تشکیل دهیم و سهام را خریداری کنیم. یکی از هدفها این بود. هدف دیگری هم که داشت، اجرای پروژههای بزرگ بود، مانند قطعات و مجموعههای بزرگی که سرمایهگذاری سنگینی میطلبد و ممکن است یک قطعهساز نتواند انجام دهد یا خودروساز تولید آن را به یک قطعهساز ندهد، مجموعههایی مثل گیربکس. بنابراین در این شرایط کنسرسیوم می توانست برای انجام این کار سرمایه گذاری های لازم را انجام بدهد.
کنسرسیوم توان خرید ۱۵ درصد سهام ایران خودرو را داشت؟
آن زمان طبق برنامهای که کنسرسیوم داشت و همچنین محاسباتی که انجام داده بود، از عهده خرید ۱۵ درصد برمیآمد. اما دولت فروش ۱۵ درصد سهام را منتفی کرد و فکر می کنم شورای نگهبان طرح را رد کرد و انجام نشد، یعنی اصلاً در بورس عرضه نشد. طبیعتاً وقتی این اقدام نشد و بحث فراموش شد، خیلی تلاش کردیم و گفتیم حالا که با همه سختیها و مشکلات این کنسرسیوم را تشکیل داده ایم حداقل همین پروژههای بزرگ مثل پروژه گیربکس اتوماتیک که در کشور اجرا نمیشود را بگیرد و اجرا کند تا ببینیم سیاستهای دولت در آینده چیست.
تا امروز پروژه ای هم اجرا شده است؟
متأسفانه تا امروز موفق نشدیم، یعنی تا امروز عملاً شرکتهای خودروسازی رویکرد مثبتی نداشتند که این پروژه را واگذار به این کنسرسیوم کنند. اینکه گفتم ایده، ایده خوبی است و در اجرا باید ببینیم مشکلش چیست، به همین علت است. ضمن اینکه، قیمت سهام هم نسبت به آن زمان این قدر افزایش پیدا کرده است که حتا در مورد خرید سهام هم میشود گفت صرفه اقتصادی ندارد. خصوصاً با ضرر و زیانهایی که اکنون خودروسازان میدهند، دیگر این اقتصادی نیست. بنابراین اول باید زمینهاش فراهم شود. ایده خوب است، اما ایده را تبدیل به اجرا کردن باید راهکارهایش مشخص شود. دوم اینکه طبیعتاً برای این کار اگر بخواهد واگذاری هم شود برای قطعهسازان باید اقتصادی باشد. اما در کل، این که کنسرسیومها وارد خودروسازی شوند و بتوانند سهامی را بخرند، اداره کنند و ایجاد کنند خوب است.
تأکید بر خوب بودن ایده دارید اما برای اجرا نظری ندارید؟
اشاره کردم که ایده بسیار خوب است، بسیار عالی است، اما تجربه نشان داده است که بزرگترین مشکل، خصوصیسازیها و واگذاریهاست. عموماً این ها به افرادی واگذار شده اند که متأسفانه یا اهلیت نداشته اند یا تخصص این کار را و از اینجا لطمه خورده است. این در حالی است که قطعهسازانی که ۳۰ سال تجربه قطعهسازی دارند و در کنار خودروسازی رشد کردهاند، هم از نظر اهلیت حرفهای و هم فنی و مدیریتی این توان را دارند، اما ممکن است در بحث سرمایهگذاری چندان توان نداشته باشند. به همین علت هم محاسبه می کنند و می گویند که اقتصادی نیست، در این جاست که دولت باید راهکاری ارائه کند. به نظرم باید اولویت اول را به اهلیت دهد، چون اگر شرکت به اهلش، حتا به قیمت ارزانتر، واگذار شود اما شرکت موفق شود توسعه پیدا کند، بهتر از آن است که سهامی را گران بفروشد و به نااهلش واگذار کند، اما شرکت تعطیل شود. البته به طور اصولی واگذاری ها به این صورت است، مخصوصا در کشورهای صنعتی پیشرفته و زمانهایی که یک شرکت یا ادارهای ورشکست میشود و میخواهند واگذار کنند، اولین چیزی که تأکید میکنند روی اهلیت است که آیا میتواند تعهدات شرکت را اجرا کند؛ کارگر را نگه دارد، توسعه دهد، پروژههایش را اجرا کند؟ بنابراین بحث قیمت همیشه بحث دوم است. اما در گذشته متأسفانه خصوصیسازی ما یک مقدار این مطلب را کم تر رعایت کرده است. از این نظر است که من میگویم کنسرسیوم بهتر است، ضمن اینکه انحصاری دست یک گروه خاصی نمیافتد که مشکلات بعدی را ایجاد کند.
منظور شما از مشکلات ایجاد کردن، همان شائبه هایی است که می گویند برخی قطعهسازان به خودروساز فشار میآورند که حتماً باید از فلان محصول یا فلان قطعه استفاده کنید؛ منظورتان این است یا بحث دیگری دارید؟
یکی همین است. فرقی هم نمیکند؛ هر شخصی که به تنهایی سهام دار عمده یک شرکت خودروسازی باشد، طبیعتاً در درجه اول منافع خودش را ترجیح خواهد داد. اما وقتی ۳۰، ۴۰ یا ۵۰ شرکت قطعهساز جمع شوند، دیگر آن منافعِ جمع است. منافع جمع، منافع خودروسازی است، منافع خودروسازی منافع ملی است. دیگر قضیه فرق میکند. انتخاب مدیریتها، هیئت مدیره و برنامه ها حرفهایتر میشود، چون بالاخره افرادی انتخاب میشوند که تجربه، تخصص و اهلیتش را دارند و حرفهایتر اداره میشوند و در نهایت، منافع آن شرکت در نظر گرفته میشود تا منافع یکی از قطعهسازان. به همین دلیل من خودم سال گذشته برای تشکیل این کنسرسیوم پیشتاز شدم. به خاطر اینکه این مشکل را یک طوری حل کنیم و ضمناً این اختلاف هم در قطعهسازان از بین برود و همه در این کنسرسیوم سهام دار شوند که هم منافع جمع و خودروسازی و در نهایت، منافع ملی در آن به صورت اتوماتیک دیده خواهد شد. بنابراین این بهترین ایده است، اما این را بخواهیم اجرایی کنیم، کار سختی است. بنابراین آقای وزیر باید به شدت از این قضیهای که میخواهند اجرایی شود حمایت کنند و جلسات مکرر بگذارند و راهکاریش را پیدا کنند تا اجرایی شود، وگرنه در حد شعار باقی میماند.
اکنون با بسیاری از همکاران شما که صحبت میکنیم، بحث مطالبات معوق، کالاهای رسوبشده در گمرک، تهیه ارز و مشکلات دیگر مثل تهیه نهادههای تولید را مطرح میکنند. بهرغم مساعدتهایی که قولش را دولت داده، تا چه حد این مشکلات برطرف شده است؟
این مشکلات هست، همان طور که همه گفتهاند و تکرار شده و من هم نمیخواهم دوباره تکرار کنم. مطالبات معوقه هست، بحث قیمت هست، بحث تخصیص ارز است، بحث گمرکات و همه اینها هست. بعضی قسمتها یک مقدار بهتر شده است، مثلاً در گمرکات در یک ماه اخیر بالاخره رویکرد مثبتی بوده است و طبیعتاً خیلی کمک کردهاند، اما مشکلات باید ریشهای حل شود که نمیشود. به نظر من برای اینکه این مشکلات حل شود، بزرگترین مشکل قیمت خودروست. تا زمانی که قیمت خودرو اصلاح نشود و خودروساز سودی نبرد، طبیعتاً این مشکلات همین طور ادامه پیدا میکند و به قطعهساز منتقل میشود. خودروساز باید بتواند خودروی خودش را با سود بفروشد که بتواند قیمتهای قطعهساز را اصلاح کند، بتواند مطالباتش را پرداخت کند. اگر هر خودروسازی سالی چند هزار میلیارد تومان زیان دهند، مدام از نقدینگیاش کسر شود، طبیعتاً معوقاتش بیش تر و بیش تر خواهد شد و روی قیمت قطعهساز فشار میآورند و آن را بهروز نمیکنند، قطعهساز هم میافتد به زیان و نمیتواند سرمایهگذاری کند و این صنعت لطمه می خورد.
بنابراین شما مخالف قیمتگذاری دستوری هستید؟
تا قیمتگذاری دستوری حل نشود، به نظر من این مشکل حل نخواهد شد. البته در این چند ماه گذشته هم آقای وزیر خیلی قول داده اند که این مشکل را حل کنند و امیدواریم حل کنند که البته تا امروز حل نشده است. اما اگر کمک کنند مشکل قیمتگذاری در صنعت خودرو حل شود، خودروسازان می توانند از نظر مالی و سوددهی به شرایط مطلوب برسند، بنابراین اگر بخواهد مسئله ریشهای حل شود، به نظرم این دولت باید تصمیم درستی بگیرد. مانند تصمیماتی که همین طوری در بخش فولاد، پتروشیمی و… اتخاذ کرد و اجازه داده به قیمت حاشیه بازار فروش برود. در واقع، نمی شود در یک بخش که ۸۰ درصد قیمت تمام شده خودرو را شامل می شود قیمت را بر مبنای حاشیه بازار بگذارید و از سوی دیگر، قیمت تمام شده دستوری باشد. من نمیگویم فولاد و پتروشیمی و آنها را هم بیاورند و قیمت را دستوری کنند؛ به این اعتقاد ندارم، اما به خودروساز هم اجازه دهند. همان طور که به فولاد و پتروشیمی اجازه دادند و دارد در قیمت حاشیه بازار فروش میرود، به خودروسازها هم اجازه دهند که این صنعت از این فلاکت نجات پیدا کند، به سوددهی بیافتد که هم قطعهساز بتواند بهرهاش را ببرد، بتواند سرمایهگذاری کند و هم خود خودروساز بتواند سرمایهگذاری کند برای پروژه آیندهاش، وگرنه این صنعت لطمه شدیدی خواهد خورد.
علی طجوزی
پایگاه خبری اسب بخار
دیدگاه ها