از جبل علی تا گوادر؛ آیا مسیر واردات خودرو به ایران تغییر میکند؟

با مسدود شدن تنگه هرمز و شدت گرفتن تنشها، به نظر میرسد مسیر بندر خصب نیز دیگر نمیتوان راه ورود خودرو باشد. درهمین شرایط، پاکستان در کنار میانجیگری سیاسی قصد دارد دروازه جدید واردات به ایران باشد. از جبل علی تا گوادر؛ آیا مسیر واردات خودرو به ایران تغییر میکند؟ هزینههای این جابهجایی چیست؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در شرایطی که پاکستان تلاش میکند نقش میانجی میان ایران و آمریکا را برای دستیابی به توافقی پایدار ایفا کند، به نظر میرسد اسلامآباد همزمان در حال طراحی یک نقشه اقتصادی بلندمدت برای ارتقای جایگاه خود در مناسبات تجاری با تهران است.
مشوقهای قشنگ برای واردات خودرو
ارائه مشوقهای کمسابقه برای جذب کالاهای ترانزیتی ایران به بندر گوادر، بخشی از همین راهبرد محسوب میشود؛ راهبردی که پس از اختلال در مسیرهای سنتی تجارت منطقهای و افزایش ابهام درباره آینده تنگه هرمز، بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته است.
پاکستان اخیراً با ارائه تخفیفهای ۳۱ تا ۴۰ درصدی در هزینههای بندری و همچنین یک ماه انبارداری رایگان، تلاش کرده است صاحبان کالا و فعالان تجاری ایرانی را به استفاده از بندر گوادر ترغیب کند. در نگاه نخست، این پیشنهاد جذاب به نظر میرسد؛ بهویژه آنکه محدودیتهای ناشی از مسدود شدن مسیرهای همیشگی واردات خودرو از امارات و افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی در خلیج فارس، واردکنندگان را به دنبال گزینههای جایگزین سوق داده است. اما آیا گوادر واقعاً میتواند به مسیر جدید واردات خودرو به ایران تبدیل شود؟
فاصله معنادار جبل علی با گوادر
البته آنگونه که عنوان میشود در شرایط فعلی، فاصله قابل توجهی میان ظرفیت بالقوه و کارایی عملیاتی این بندر وجود دارد. به بیان دیگر، بهرغم تلاشها برای توسعه، گوادر هنوز فاصله زیادی با بنادری مانند جبل علی دارد؛ بندری که طی سالها به یکی از مهمترین مراکز لجستیکی و توزیع خودرو در منطقه تبدیل شده است، چراکه واردات خودرو تنها به وجود اسکله و تخلیه کشتی محدود نمیشود. این فرآیند نیازمند شبکهای کامل از خدمات جانبی شامل پارکینگهای وسیع خودرو، مراکز بازرسی و آمادهسازی، خطوط حملونقل منظم، زیرساختهای گمرکی پیشرفته، شرکتهای تخصصی حمل خودرو و دسترسی سریع به بازار مقصد است. مزیتی که جبل علی طی دههها فعالیت مستمر به دست آورده، چیزی فراتر از یک بندر صرف است؛ این مجموعه اکنون یک اکوسیستم کامل لجستیکی برای تجارت خودرو محسوب میشود.
چالشهای ورود خودرو از گوادر
در مقابل، گوادر هنوز در مرحله توسعه زیرساختی قرار دارد و بسیاری از خدمات تخصصی مورد نیاز برای مدیریت حجم بالای واردات خودرو در آن شکل نگرفته است. حتا اگر خودروها از طریق این بندر وارد شوند، بخش مهمی از چالشها در مرحله انتقال زمینی به مرزهای ایران آغاز خواهد شد. مسیرهای جادهای و ریلی میان گوادر و مرز ایران هنوز از ظرفیت و کیفیت لازم برای جابهجایی گسترده خودرو برخوردار نیستند و همین موضوع میتواند هزینه نهایی واردات را افزایش دهد.
تخفیف به منزله کاهش قیمت تمامشده؟
از منظر اقتصادی نیز تخفیفهای فعلی پاکستان لزوماً به معنای کاهش هزینه تمامشده واردات خودرو نیست. هزینه بندری تنها یکی از اجزای زنجیره لجستیک است. افزایش هزینه حمل زمینی، بیمه، زمان ترانزیت و ریسکهای عملیاتی میتواند بخش قابل توجهی از تخفیفهای ارائهشده را خنثا کند. به عبارت دیگر، ممکن است واردکننده در بندر صرفهجویی کند، اما همان میزان یا حتا بیشتر را در مراحل بعدی بپردازد.
افزایش بحران در جنوب
البته نباید از یک واقعیت مهم غافل شد. اگر بحرانهای امنیتی و ژئوپلیتیکی در خلیج فارس ادامه پیدا کند و محدودیتهای تردد در تنگه هرمز یا مسیرهای وابسته به آن به یک وضعیت بلندمدت تبدیل شود، آنگاه جذابیت گوادر به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت. در چنین سناریویی، بسیاری از محاسبات اقتصادی فعلی تغییر میکند و فعالان تجاری ناچار خواهند شد میان هزینه بیشتر و تداوم تجارت یکی را انتخاب کنند. در این شرایط، گوادر میتواند از یک گزینه حاشیهای به یک مسیر راهبردی تبدیل شود.
گوادر نیازمند توسعه سریع
با این حال، در وضعیت کنونی هنوز نمیتوان از گوادر به عنوان جایگزین کامل جبل علی نام برد. این بندر شاید بتواند بخشی از بار تجاری ایران را جذب کند و در برخی حوزهها نقش مکمل ایفا کند، اما برای تبدیل شدن به مرکز اصلی واردات خودرو به ایران، نیازمند توسعه زیرساختها، افزایش ظرفیتهای لجستیکی و ایجاد شبکهای گسترده از خدمات پشتیبان است.
پاکستان بهدنبال اقتصاد ایران
در واقع، آنچه پاکستان امروز دنبال میکند صرفاً جذب چند محموله تجاری نیست؛ اسلامآباد میخواهد از فضای جدید سیاسی و اقتصادی منطقه برای ارتقای جایگاه خود در زنجیره تجارت خارجی ایران بهره ببرد، اما موفقیت این راهبرد بیش از هر چیز به توانایی گوادر در تبدیل شدن از یک پروژه ژئوپلیتیکی به یک هاب واقعی لجستیکی بستگی دارد؛ هدفی که تحقق آن هنوز زمان و سرمایهگذاری بیشتری میطلبد، اما شاید با ادامه وضعیت موجود چارهای جز این پیشِ روی واردات خودرو نباشد.





وابستگی به یک کشور خاص کار درستی نیست، چه امارات باشد و چه پاکستان. از طرفی هم آه و ناله تجار قابل قبول نیست. مشکلی هست همه را همراه با پیشنهادات تحویل مسئولین ایرانی باید داد تا آنها هم با طرفین خارجی در میان بگذارند. ترکها پول پروژهای را از ژاپن گرفته و در آفریقا انجام دادند حال اگر ایرانی بودند از مار و عقرب خوری شرقیها مینالیدند یا نیش حشرات و میمونهای آدمخوار آفریقایی.