از اتحاد استراتژیک در اروپا تا تهدید مونتاژکاران در ایران

خودروسازان بخش خصوصی
خودروسازان بخش خصوصی

همان‌طور که نوع توسعه و حرکت خودروسازی در کشورهای توسعه‌یافته با ایران متفاوت است، نحوه نگاه در سطح کلان نیز تفاوت‌های بنیادین دارد. از اتحاد استراتژیک در اروپا تا تهدید مونتاژکاران در ایران، نشان‌دهنده همین فاصله و تفاوت است. یک سوی دنیا، رقابت عامل تحریک می‌شود و در سوی دیگر، متولی اصلی عامل تهدید است.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، انتشار خبر ائتلاف رنو، فولکس‌واگن و استلانتیس برای حمایت از چارچوب سخت‌گیرانه ساخت اروپا در تولید خودروهای برقی، درس بزرگی برای سیاست‌گذاران صنعتی در ایران دارد. در حالی‌که، در اروپا خودروسازان پیش‌رو خود پیش‌قدم می‌شوند تا برای حفظ قدرت رقابتی و کاهش وابستگی به چین، استانداردهای داخلی‌سازی را ارتقا دهند، در ایران مدیریت کلان صنعت خودرو همچنان در سطح تهدید به ابطال مجوز باقی مانده است.

تفاوت در نگاه؛ استراتژی و تهدید

آن‌چه در اروپا رخ می‌دهد، یک توافق استراتژیک میان بخش خصوصی و حاکمیت برای بقا در جنگ تکنولوژیک است. آن‌ها می‌دانند برای کاهش ارزبری و حفظ اشتغال، باید زنجیره ارزش را در داخل مرزهای قاره سبز تعریف کنند. اما در ایران، وزارت صمت به جای ایجاد مزیت اقتصادی برای داخلی‌سازی، از زبان «تنبیه» استفاده می‌کند.

مدیرکل دفتر صنایع خودرویی وزارت صمت تهدید می‌کند که به مونتاژکاران با داخلی‌سازی پایین مجوز نخواهد داد، اما پرسش این‌جاست: آیا محیط کسب‌وکار ایران، جذابیتی برای سرمایه‌گذاری سنگین در خطوط قطعه‌سازی باقی گذاشته است؟

چرا در ایران ساخت داخل محقق نمی‌شود؟

برخلاف الگوی اروپایی که بر پایه مقیاس اقتصادی حرکت می‌کند، در ایران تیراژ بسیاری از خودروهای مونتاژی به حدی نیست که داخلی‌سازی قطعات پیشرفته برای قطعه‌ساز یا خودروساز صرفه اقتصادی داشته باشد. وقتی تیراژ پایین است، هزینه قالب‌سازی و راه‌اندازی خط تولید قطعه در داخل، از قیمت واردات آن قطعه بیش‌تر تمام می‌شود. در چنین شرایطی، تهدیدهای وزارت صمت تنها به یک نتیجه ختم می‌شود: توقف تولید یا داخلی‌سازی صوری و بی‌کیفیت.

وزارت صمت؛ متولی یا مانع؟

وزارت صمت مدعی است که به دنبال کاهش ارزبری است، اما همین نهاد، بدون توجه به تغییرات مداوم قوانین گمرکی، نوسان‌های ارزی و عدم حمایت از تأمین مواد اولیه مانند فولاد و پتروشیمی با قیمت جهانی برای تولیدکننده داخلی، عملاً تیشه به ریشه تولید ملی می‌زند. سیاست‌گذاری یعنی ایجاد مسیری که در آن، خودروساز داوطلبانه به سمت داخلی‌سازی برود، چون برای‌اش سودآور است؛ دقیقاً همان اتفاقی که در ائتلاف اروپایی شاهد هستیم. اما در ایران، وزارت‌خانه به جای سیاست‌گذاری، در نقش یک ناظم مدرسه ظاهر شده که فقط بلد است خط‌‌ کش را بر سر تولیدکننده فرود آورد.

زمان‌شناسی غلط

مطرح کردن این تهدیدها در دوران تلاطم‌های اقتصادی و گذار از بحران‌ها، تنها باعث فرار سرمایه از بخش صنعت به بخش‌های دلال‌پرور می‌شود. اگر وزارت صمت نمی‌داند که چرا عمق داخلی‌سازی افزایش نمی‌یابد، مشکل از عدم درک الفبای اقتصاد صنعتی است. بومی‌سازی با بخش‌نامه اتفاق نمی‌افتد؛ همان‌طور که قیمت‌گذاری دستوری نتوانست بازار را کنترل کند، تهدید به عدم صدور مجوز هم نمی‌تواند خودرو را بومی کند.

توسعه از مسیر تعامل و ایجاد زیرساخت

مقایسه رفتار رنو و فولکس‌واگن با رویکرد وزارت صمت نشان می‌دهد که توسعه صنعتی از مسیر تعامل و ایجاد زیرساخت می‌گذرد، نه تهدید و تنبیه. تا زمانی که وزارت صمت وظیفه خود را از ریاست به تسهیل‌گر صنعتی تغییر ندهد، داستان بومی‌سازی در ایران، تراژدی تکراری خواهد بود که هزینه آن را تنها مصرف‌کننده نهایی با خرید خودروهای بی‌کیفیت و گران پرداخت می‌کند. اگر مدیران صمت توان ایجاد بستر برای تولید اقتصادی را ندارند، شجاعانه‌ترین کار، رها کردن کرسی‌هایی است که تنها خروجی‌شان، قفل کردن چرخ صنعت است.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.